1
نشست لایو اینستاگرام با موضوع ” کودک آزاری ساختاری و گفتگویی در مورد دستگیر ی کودکان ” به مناسبت روز جهانی پیشگیری از کودک آزاری.
تاریخ انتشار: 4 دسامبر ماه 20 
شبکه یاری کودکان کار به مناسبت روز جهانی پیشگیری از کودک آزاری (19 نوامبر) نشست لایو اینستاگرام با موضوع ” کودک آزاری ساختاری و گفتگویی در مورد دستگیر ی کودکان ” برگزار کرد.خانم سوسن مازیارفر( فعال حقوق کودکان) مدیر پنل در مقدمه ضمن اشاره به بیانیه شبکه یاری به مناسبت این روز گفت در سالهای اخیر متاسفانه شاهد افزایش کودک آزاری بوده ایم و این در حالی است که تلاش های بسیاری صورت گرفته تا از آسیب های بیشتر به کودکان پیشگیری شود ولی اشکال  مختلف کودک آزاری( کودک آزاری جنسی، غفلت، کودک آزاری عاطفی و…) به دلیل مشخص و آشکار بودن بیشتر به چشم می آیند در حالی که کودک آزاری ساخناری پنهان است و کمتر دیده می شود. اولین سخنران برنامه لایو آقای دکتر پیام روشنفکر( عضو هیات علمی دانشکده علوم بهزیستی و توانبخشی و عضو گروه جامعه شناسی کودکی  انجمن جامعه شناسی ایران) ضمن تبریک روز جهانی کودک و اشاره به نزدیکی 25 نوامبر روز جهانی مقابله با خشونت علیه زنان ، صحبت خود را با این سوال شروع کرد: چرا خشونت علیه کودکان مهم است؟ نگاه به خشونت علیه کودکان فقط از منظر اخلاقی مطرح نیست بلکه یک “حق” است.ماده 19 پیمان نامه حقوق کودک توضیح می دهد:هر گاه کودکی به اشکال مختلف دچار آسیب شود و یا محروم شده و مورد استثمار قرار بگیرد، حق دارد از این خشونتها مصون باشدو ماده 39پیمان نامه کشورهایی که پیمان نامه را امضا کرده اند مکلف می کند کودکان آسیب دیده از جنگ، بدرفتاری و استثمار را مراقبت و حمایت کرده م برای بهبودی سریع و ادغام آنان در جامعه تلاش کنند. محافظت از کودکان علاوه براينکه یک حق است يک مسئله ی سلامت هم است . سازمان بهداشت جهانی سال 2016 گزارشی که با عنوان اينسپاير (INSPIRE) مشهور است و یک نگاه سلامت نگر برای پيشگيری از آزار کودکان دارد منتشر کرد در مقدمه ی آن می گوید فرض کنید از خواب بیدار می شوید و در اخبار می گوید دانشمندان می گویند بیماری ویروسی شایع شده که یک میلیارد کودک با آن مواجه شده و ابتلای به آن باعث بیماریهای قلبی عروقی، دیابت، اختلالات روانی ،سرطان هاو…می شود، این ویروس و پاندمی واقعا وجود دارد و آن “خشونت ” است ، از هر دو کودک یک کودک در جهان با خشونت مواجه است واین یعنی یک میلیارد کودک در سال با انواع خشونت مواجه هسنند و شواهد علمی نشان داده که ممکن است تمام آن عوارض و بیماری ها را دچار شوند طبق آمار حدود 55 میلیون مبتلا به کرونا در جهان به بیماری کرونا مبتلا شده اند ( طی یک سال)که حدود یک و چهار دهم میلیون فوت کرده اند که از این 55 میلیون برآورد می شود 2 تا 3 میلیون کودک هستند و دو هزار مرگ زیر سن 18 سال در این یک سال پاندمی کرونا بوده است،اگر آمار همين یک سال را بررسی کنیم می شود اينطور گفت که در هر 5 دقیقه متاسفانه یک کودک در جهان بر اثرخشونت فوت می کند در حالی که این آمار برای پاندمی کرونا هر 5 ساعت مرگ یک کودک است.بنابر این بررسی مسئله خشونت علیه کودکان در حوزه اجتماعی وسلامت بسیار مهم است. موضوع خشوت عليه کودکان يک مسئله ی مربوط به پايداری اجتماعی هم هست  بررسی ها نشان داده افرادی که در بزرگسالی به مصرف مواد و بزهکاری گرایش پیدا می کنند در کودکی خشونت دیده اند. و نهايتا در ترکيب همه ی اينها میشود گفت موضوع خشونت علیه کودکان يک مسئله ی مربوط به توسعه ی جوامع است به همين دليل در برنامه توسعه جهانی(ُsdgg )هم در دستور کار قرار گرفته است .بر اساس بر آورد های تحقیقاتی در سال 2014 روی 13 تحقیق با موضوع شیوع خشونت علیه کودکان،49 درصد از کودکان ایرانی با خشونت مواجه شده اند یعنی ازهر دو کودک یک نفر یکی از اشکال خشونت را تجربه کرده است، همه این تعریف ها و پژوهش ها بر روی والدین و هم سالان و یا کسانی که در مراکز نگهداری با کودکان در ارتباط هستند متمرکز است ولی یک سری از اشکال خشونت وجود دارد که مشکل بتوان به والد، مراقب، پزشک یا یک معلم ارتباط داد. مثلا کودکی بیمار است اگر والدین کوتاهی کرده و کودک را به مراکز درمانی نبرند شکلی از کودک آزاری(غفلت) است ولی اگر والدین اقدام فوری کرده و کودک را به یک مرکز درمانی ببرند ولی در آن مرکز به دلیل نداشتن اوراق هویت و یا نداشتن بیمه درمانی ایا امکان مالی از درمان کودک امتناع شود این خشونت را به کجا نسبت می دهیم؟ پژوهش هایی که در مورد خانواده کولی ها و افغانستانی ها شده نشان از برخی از اشکال اين محروم سازی را گزارش کرده است. اگر در خانه ای پدر و مادر بین دختر و پسر تبعیض قائل شوند این خشونت را والد انجام می دهد ولی اگر دولت در اولویت گذاری پروژه های عمرانی  تصمیم بگیرد در یک روستا دبیرستان دخترانه نسازد تحقیر و محرومیت این دختر از تحصیل و محروم کردن چند روستا از داشتن دبیرستان دخترانه را به چه کسی نسبت می دهید؟ اگر معلم در یک کلاس نسبت به کودکان دختر خشونت بورزد عامل مشخص است ولی اگراین خشونت و تحقیر به گونه ای باشد که آموزش و پرورش تصویر جلد یک کتاب یا محنوای آن را تغییر بدهد و در آن دختر حس نحقیر ایجاد کند، این خشونت را چه کسی انجام می دهد؟ ما در سال  2018 تحقیقی در مورد وضعيت کودکان دارای معلوليت و نيازهای ويژه انجام داديم بچه هایی بودند که اختلال بینایی یا شنوایی دارند، این کودکان به سمعک نیاز داشتند و یا قطره ای که مصرف آن موجب می شد حدی از شفافیت برای کودک (مرز بین بینایی یا نابینایی )ایجاد شود، اگر والد برای کودک خود سمعک یا قطره را نخرد با غفلتش موجب آزار او شده است ولی اگر به دلیل تصمیم یک شبه دولت در گران شدن بنزین و افزایش ناگهانی قیمت دارو و وسايل توانبخشی والد نتواند این اقلام را خریداری کند، عمل کودک آزاری مرتبط به کجا و چه کسی است؟ اگر مدیر مرکز تگهداری از کودکان بامشکل ذهنی-حرکتی که نیاز به پوشک دارند عمدا از خرید این اقلام خود داری کند کودک آزاری کرده ولی اگر به دلیل تصمیم دولت بر گران شدن بنزین و افزایش قیمت قادر به خرید نباشد، این کودک آزاری منصوب به کجاست؟ مثالی بزنم که این آزارها فقط از جانب تصمیمات دولت نیست و ساختار حقوقی یک کشور نيزممکن است امکان آن را فراهم کند. در نظام قضایی ما پیش بینی هایی در مورد مجازات کودک آزاری شده است ولی ماده 1179 قانون مدنی و  ماده 59 قانون مجازات اسلامی، به والدین اجازه می دهد که حد متعارفی از تنبیه را در مورد کودک اعمال کنند.این حد متعارف چقدر است؟مشکل اینجاست که ما نظام حقوقی داریم که مجوز نوعی از کودک آزاری (تنبيه جسمی يا روانی) کودک را داده است. همچنين است مجوز دادن رای ازدواج با کودکان و موارد ديگر… اگر همان نظام قضایی ما پیش بینی پلیس اطفال بکند و یا در دادگاهها مددکار باشد و در طول دادرسی یا فرآیند رسیدگی دوستدار کودک باشد همه چیز درست است ولی اگر همان نظام حقوقی پیش بینی نکند که کودک در فرآیند رسیدگی جرم دچار خشونت و بزه دیدگی ثانویه نشود در واقع زمینه هایی برای آن خشونت ایجاد کرده است. مثال دیگری از خشونت آموزشی بزنم ، اگر پدر و مادر مانع از تحصیل کودک نشوند بلکه فرآیند آموزش گران و پولی شود( به دلیل تغيير سياستهای آموزشی) و این امر موجب شود کودک برای تامین هزینه تحصیل مجبور به کار در خیابان یا کارگاه شود و در خیابان آزارهایی ببیند، این شکل از آزار را نهایتا باید به ساختار نسبت دهیم؟ ما مطالعاتی در سال92، 94و 96 در زمينه ی کار کودک در چند استان انجام دادیم، تحقیق سال 94 در 6 استان و روی 850 کودک خیابانی نشان داد که تعداد زیادی از کودکان از چرخه تحصیل خارج شده اند که در اين ميان صرفا 10% دلیل آن ممانعت از تحصیل توسط والدین بوده و اين امر عمدتا به دلیل گرانی هزینه های تحصیل بوده است و دلیل کار کودک در خیابان تامین هزینه های نحصیلش است  حال اگر با یک تصمیم باعث گرانی آموزش و اجبار کودک به کار شدیم و یا با یک تصمیم دیگر موجب شدیم کودک اجازه نداشته باشد به مدرسه برود و یا تصمیم به جمع آوری کودکان از خیابان گرفنیم بدون اینکه به آنها امکان تحصیل را بدهیم ظاهرا به جهت حمایت از کودکان در مقابل خشونت انجام میگیرد ولی در روند تحصیل کودک اخلال بوجود بیاورد و در این فرایند موجب خشونت و آزار او بشویم،  در نهایت نباید این خشونت را به ساختار نسبت دهیم؟ در مقابل این خشونت و آزارهایی که وجود دارد سازمان های مردم نهاد، دانشگاهیان کارهایی انجام داده اند همچنین قوه ی مجریه و قضائیه کارهای مهمی کرده اند به طور نمونه تصویب قانون حمایت از اطفال و نوجوانان در بهار امسال، تعیین خط 123 و خانه های امن برای کودکان در معرض آسیب و آسیب دیده، گزارش موارد کودک آزاری فیزیکی به پلیس در مراکز درمانی، آموزش مهارت های زندگی در مدارس ( هر چند محدود) و معدود برنامه های صدا و سیما، سیستم سلامت در مراکز بهداشتی برنامه های مراقبت از کودکان و مادران دارند و شبکه های بهداشتی غربالگری خشونت دارند  و مراکز درمانی مکلف هستند موارد مشکوک خشونت فیزیکی به کودکان را گزارش دهند و در این موارد مداخله صورت می گیرد. قانون حمايت از اطفال و نوجوانان چند مورد از کودک آزاری را مبسوط توضیح داده و بخصوص کودک آزاری جنسی را باز کرده و یا برروی موارد دیگری از سهل انگاری متمرکز شده، بنابر این دایره و مصادیق آزار را گسترش داده و آن ها را جرم انگاری کرده و مجازات هایی برایشان تعریف کرده است همچنین در فصل دوم آن وزارت کار را مکلف به مراقبت از کودکان درمراکز کار يا وزارت بهداشت را در مراکز بهداشتی درمانی مکلف کرده است.برای مراجع قضایی هم وظایفی تعیین کرده است شايد بتوان اينطور استنباط کرد که در مورد نهادها هم به طور غير مستقيم جرم انگاری کرده و با اینکه اینها خیلی جا افتاده نیست در نظام قضایی ما. اين رويکردی در جرم شناسی جديد است که در دنیا به آن زميولوژی می گویند شاید مدافعان حقوق کودک بتوانند از آن اسنفاده کنند. به طور مثال گفته شده هرکس به هر نحو موجبات ارتكاب به خودكشي طفل یا نوجوان را فراهم آورد ( ماده14)شامل مجازات می شود.اگر یک شخص حقوقی مشارکت و معاونت در موضوع قانون داشته باشد، مجازاتش تشدید می شود( ماده21)، حالا سوال اين است که اگر تصمیمی در نظام آموزشی گرفتیم که منجر به خودکشی تعدادی از کودکان شد این را به کجا نسبت دهیم؟ به نظر می رسد در ظرفيتهایی این قانون جدید جرم انگاری یا حمایت از کودکان در مقابل آزارهای ساختاری صورت گرفته و شامل مجازات شود.و حداقل می تواند مطالبه ما باشد که در قانون جدید از کودکان در مقابل خشونت های ساختاری ( اگر تصمیمی موجب خودکشی کودکان یا به بهانه حمایت از کودکان در فرآیند جمع آوری کودکان از خیابان موجب آزار و ترس آنان شد)بشود این موارد را پیگیری کرد. در این حوزه کار زیادی باید انجام شود، دانشگاهیان، پژوهشگران ،نهاد های مدنی ،مسئولان دولتی، نمایندگان مجلس، مسئولان نظام حقوقی کشورو…همه باید بکوشند  تا این پاندمی ( خشونت علیه کودکان) که بیشتر از بیماری کرونا از کودکان قربانی می گیرد رادرمان کنند.   قسمت آخر