قاسم-حسنی-2048x1365
قاسم حسنی: راهی جز تشکل گرایی وجود ندارد
تاریخ انتشار: 27 ژوئن ماه 20 
بازداشت شارمین میمندی­ نژاد، بنیانگذار و دو تن از کارکنان جمعیت خیریه امام علی در شامگاه یکشنبه، یکم تیر نود و نه بار دیگر مساله حیات و فعالیت­ تشکل­ های مدنی غیردولتی و انجمن ­های خیریه را در کانون توجه کنشگران مدنی و اجتماعی و ناظران تحولات داخلی کشور قرار داد. جمعیت خیریه امام علی در مقام یک تشکل دانشجویی و مدنی مستقل در سال ۱۳۷۸، در بهار تشکل­ های مدنی، پایه­ گذاری شد و نخستین دفتر رسمی آن، کمتر از یک سال بعد در دانشگاه صنعتی شریف راه­ اندازی شد. در طول بیست سال گذشته این تشکل مدنی غیردولتی با جذب و سازماندهی نیروهای داوطلب، که عمدتا از بین دانشجویان و جوانان بوده اند، در حوزه امداد و توانمندسازی گروه­ های آسیب ­پذیر جامعه، به ویژه کودکان و حاشیه ­نشینان بسیار موثر و به اذعان فعالان این حوزه، موفق بوده است. گروهی از فعالان مدنی، فشارهای اعمالی بر این تشکل خیریه مدنی را نتیجه همین اثرگذاری می­دانند. در همین راستا گروه تشکل ها و سمن های “اخبار مهستان” با قاسم حسنی، یکی از فعالان مدنی شناخته ­شده حوزه حقوق کودکان به گفتگو نشست. حسنی در حال حاضر مدیر عامل انجمن حمایت از کودکان کار و از اعضای شناخته ­شده شبکه یاری کودکان کار و خیابان است. -به عنوان یکی از چهره های شناخته شده و باسابقه در حوزه فعالیت های مدنی در ابتدا خواهش می کنم ارزیابی خودتان از فعالیت ها و عملکرد جمعیت امام علی را بفرمایید. -جمعیت امام علی یک تشکل مردمی برخاسته از متن جامعه و مبتنی بر باورهای مردم است. این مساله در نام جمعیت هم منعکس است. این تشکل ابتدا تحت عنوان کوچه گردان عاشق در قالب یک جمع دانشجویی دغدغه مند با تاسی از آموزه های حضرت علی در شب های قدر مصادف با ایام شهادت حضرت علی، کیسه های برنج و مایحتاج زندگی را به خانواده های نیازمند می رساندند. رفته رفته در مسیر فعالیت خودشان متوجه این مساله شدند که لازم است کار سازمان یافته تر با سمت و سوی توانمندسازی جامعه هدف انجام بدهند. البته می دانم که در مسیر خودشان کماکان فعالیت های انساندوستانه و مددرسانی را هم داشتند. اما به صورت ویژه به توانمندسازی کودکان و در کنار ایشان خانواده ها روی آوردند و جمعیت امداد دانشجویی امام علی شکل گرفت. خوشبختانه امروز شاهدیم که در سراسر کشور توانسته اند جوانان جستجوگر، پویا، دغدغه مند، بانشاط و انگیزه مند زیادی را سازمان بدهند و تا جایی که من شاهد بوده ام هر گاه در گوشه ای از کشور اتفاق ناگواری مثل سیل، زلزله یا بحرانی رخ داده است اعضای این جمعیت اگر زودتر از نمایندگان ارگان های دولتی در محل حاضر نشده باشند قطعا دیرتر از ایشان هم نیامده اند و همواره سعی کرده اند در امر مددرسانی و کمک به تهیدستان و نیازمندان پیشقدم و پیشرو باشند. -به نظر می رسد نکته ای که شما اشاره کردید در حال حاضر تبدیل به اتهامی علیه جمعیت امام علی شده است. زیرا شنیده می شود مساله ای تحت عنوان شبکه سازی برای نفوذ در افکار عمومی به عنوان اتهام اعضای جمعیت مطرح می شود. به عنوان کسی که سابقه طولانی در تشکل های غیردولتی و خیریه دارید آیا چنین عنوان اتهامی را قابل قبول می دانید؟ و با توجه به شناختی که از جمعیت امام علی دارید آیا چنین اتهامی را می توان برای این تشکل به کار برد؟ -با توجه به اینکه از جزئیات مساله مطلع نیستم نظر قطعی و روشنی نمی توانم داشته باشم. اما آنچه که مسلم است برپاکنندگان و موسسان این انجمن در زمره فعالان دغدغه مند اجتماعی هستند. این که یک جایی هم اشتباهی صورت گرفته باشد را گزینه بعیدی نمی دانم. نمی خواهم قضاوت قطعی بکنم و برای مثال بازداشت کنندگان را محکوم کنم یا برخورد شتابزده ای با موضوع داشته باشم. اما جا دارد که چند موضوع را در قضاوت لحاظ کنیم. می گویند دیکته نانوشته بیست است. کسی که کاری نمی کند و در خانه نشسته است ممکن است خطا هم نکند. به قول معروف اگر در صحنه نیستی فرقی نمی کند که به شراب نشسته ای یا به نماز ایستاده ای. کسی که بی دغدغه در خانه نشسته و هیچ عکس العملی در قبال آلام و دردهای مردم ندارد طبیعتا اشتباه هم نمی کند و زیر فشار قرار نمی گیرد و زندگی خودش را می کند. اما کسی که دغدغه مند است و به میدان می آید و با رنج های ملت و با آلام کشور آمیخته می شود و به آینده بهتر می اندیشد طبیعی است که جاهایی اظهار نظر هم بکند. این اظهار نظرها ممکن است برای عده ای خوشایند نباشد. بازی های رسانه ای را هم شما می بینید که سمت و سوهای مختلف دارد.  ممکن است گروهی شروع کنند و با مهندسی رسانه ای علیه یک فرد سوتفاهم ایجاد کنند. البته می گویم، اینها همه فرضیه است و گفتم که نمی خواهم قضاوت قطعی بکنم. بنابراین جا دارد در قضاوت ها، اقدامات و تصمیم گیری ها کمی محتاطانه رفتار بشود. واقعیت این است که تمامی تشکل های غیردولتی و تمامی خیریه ها که با هر گرایش فکری مشغول کار انسانی و کار خیریه در جامعه هستند در حکم سرمایه های اجتماعی محسوب می شوند. سرمایه اجتماعی تنها سرمایه ای است که قابل وارد کردن نیست و در بطن و متن یک جامعه شکل می گیرد. کادرسازی در آن اتفاق می افتد و نیروی فکری ایجاد می کند. نیروی فکری هم اصولا نیروی خنثی نیست. جایی ممکن است انتقادی بکند. ممکن است حتی انتقادش غیرمنطقی و به ناحق باشد. ولی نظرش را گفته است. بنابراین همه فرض ها محتمل است و من می خواهم عرض کنم در برخورد با چنین مواردی نیازمند سعه صدر هستیم. مخصوصا که جامعه ما هم مانند همه جوامع دیگر، تحت تاثیر شرایط ناشی از کرونا در حوزه های مختلف از جمله اقتصاد و معیشت مردم روزهای سختی را می گذراند. بنابراین نیازمند آن هستیم که با حرکت در راستای ترمیم اعتماد ملی، حسن نیت و همبستگی در جامعه تا حد امکان در قضاوت درباره یکدیگر محتاط باشیم. ضمن اینکه اگر فی المثل یکی از مدیران یک تشکل هم مرتکب خطایی بشود نباید مساله با سرنوشت آن تشکل گره بخورد. در یک تشکل یا سازمان مردم نهاد یا خیریه ممکن است دهها یا صدها نفر مشغول فعالیت صادقانه باشند و خطای یک نفر نباید باعث شود خدمات آن نفرات دیگر نادیده انگاشته شود یا محدود گردد. -برداشت بنده این است که شما هم مانند عده ای از ناظران فعالیت های تشکل های مدنی معتقدید برخورد صورت گرفته با جمعیت امام علی می تواند ناشی از نوعی سوتفاهم بین بخش هایی از حاکمیت و تشکل های غیردولتی مانند جمعیت امام علی باشد. آیا در طول سالیان گذشته هیچ تلاشی برای رفع این سوتفاهم ها و بدبینی های احتمالی که ممکن است دوطرفه هم باشد صورت گرفته است؟ و آیا برای بعد از این، مجموعه هایی مانند شبکه یاری یا انجمن حمایت از کودکان کار که خود جنابعالی متولی آن هستید برنامه ای برای تعامل بیشتر با بخش های گوناگون حاکمیت در جهت رفع سوتفاهم ها و افزایش درک مشترک از فعالیت های خودشان دارند؟ -بله. گام های زیادی برداشته شده و در حال حاضر رویکردها به هم نزدیک است. به خصوص آن بخش هایی از دستگاه های دولتی که کار اجرایی می کنند و به طور مشخص با زنان، کودکان، سالخوردگان و در واقع با انواع آسیب ها سر و کار دارند و موضوع را می شناسند و دیدگاه شان مبتنی بر واقعیات کف جامعه است همکاری های مشترک خیلی زیادی با تشکل هایی مثل ما دارند. سازمان بهزیستی، شبکه سلامت، وزارت رفاه، شهرداری ها از جمله مراکز دولتی و عمومی هستند که رویکردهای نزدیکی با بخش غیردولتی پیدا کرده اند. اما خب علیرغم این عرصه تفاهمی که خوشبختانه شکل گرفته، کماکان بخش هایی، به خصوص در رسانه هایی که دچار دگماتیسم رسانه ای هستند یا به هر دلیل احساس خطر می کنند یا سلیقه شان  با این شکل کارها همخوان نیست مرتب ایجاد سوتفاهم و سوظن می کنند که این امر محدود به الان هم نیست. مثلا در بیش از یک سال گذشته مقالات متعددی علیه جمعیت امام علی در رسانه ها و روزنامه های خاص منتشر شد و سعی کردند طوری جلوه بدهند که خطری از سوی این جمعیت در شرف وقوع است و اذهان را سمت و سوی دیگری بدهند. این فضا می تواند جایی در برخی تصمیمات اثر بگذرد. اما واقعیت این است که تشکلی مانند جمعیت امام علی که کارش امدادرسانی است چه تهدیدی می تواند ایجاد کند؟ تهدید اصلی برای جامعه، جایی است که فقر، شکاف اجتماعی، نابرابری، اعتیاد، گرسنگی، کار کودکان، ازدواج های زودهنگام و کارتن خوابی رخ می دهد. تشکل هایی که تمام هم و غم و تلاش شبانه روزی شان این است که چطوری دو ریال پول بیشتر برای مرهم گذاری بر زخم های مردم و ترمیم جامعه پیدا کنند نمی توانند تهدیدی برای جامعه باشند. فکر می کنم این مساله نیاز به تعمق بیشتری دارد که امیدوارم مورد توجه دوستانی که مبادرت به اقدام اخیر کرده اند قرار گیرد و با رفع سوتفاهمات، مساله ختم به خیر بشود. -عده ای هم معتقدند که برخورد صورت گرفته با هدف باز کردن فضا برای فعالیت تشکل های مشابه و موازی است که با تکیه بر تشابه اسمی و امثالهم قصد نقش آفرینی دارند. مشخصا سوال این است که اصلا این فرضیه تا چه حد می تواند درست باشد؟ و آیا عرصه فعالیت در حوزه هایی مانند حقوق کودکان آنقدر تنگ است که مثلا برای فعالیت یک تشکل جدید باید تشکل های موجود حذف شوند یا آنقدر نیازهای متعددی وجود دارد که علیرغم ایجاد تشکل های گوناگون باز هم بخش های مختلفی از اقدامات ضروری بر زمین می ماند؟ -حقیقتا نمی خواهم روی گمانه زنی ها صحبت کنم چون هر فردی ممکن است براساس تحلیل شخصی حدسیاتی را مطرح کند. من بیش از آنکه بخواهم حامی یا تکذیب کننده نظر به خصوصی باشم ترجیح می دهم روی بخش دوم سوال شما متمرکز بشوم. متاسفانه آنقدر در همه حوزه ها اعم از کودکان، زنان، سالخوردگان، محیط زیست و سایر زمینه های فعالیت داوطلبانه، کار برای انجام دادن وجود دارد که هیچکس نه تنها جای کسی را تنگ نمی کند بلکه وجود تشکل های با نگرش های متنوع و حتی کاملا متفاوت با یکدیگر با رعایت اصل منافع گروه هدف، می تواند به نوعی موجب بالندگی و پویایی شود. اگر تفکر غالب فقط یک نگرش را در برگیرد خمودگی و رضایت کاذب از وضع موجود را در بر خواهد داشت. ولی وقتی که گروه های مختلف با رویکردهای متنوع با اصل قرار دادن منافع و مصالح  گروه هدف وارد حوزه عمل بشوند قدر مسلم هم باعث پویایی و رشد سرمایه اجتماعی می شود و هم در نهایت در مسیر کار عملی به تعاریف واحد و نزدیک به هم می رسند. چرا که حقیقت مستقل از آنکه هر یک از ما چگونه در مورد آن فکر می کنیم بیرون از اندیشه ما وجود دارد و اگر همه ما عادت کنیم که واقع بینانه به دنبال حقیقت باشیم به مرور دیدگاه ها به هم نزدیک خواهد شد و همزیستی و همکاری و تعامل بین تشکل های مختلف حتی با رویکردهای مخالف را در پی خواهد داشت. -متاسفانه در همین چند وقت اخیر خبر تعطیلی خانه خورشید هم شنیده شد و بعد هم مساله جمعیت امام علی پیش آمد. به نظر شما تضعیف یا تعطیلی تشکل های اینچنینی چه پیامدهای اجتماعی را در بر دارد؟ -صرفنظر از اینکه برخی افراد یا رسانه ها درباره حضور تشکل های غیردولتی در اداره جامعه چه نگرشی دارند یک واقعیت مسلم در جوامع گوناگون به چشم می خورد که قدمت آن در برخی کشورها خیلی بیشتر است. در کشور ما هم طی دو دهه اخیر شکل گرفته و اندک اندک به بلوغ می رسد. این واقعیت هم آن است که دولت ها به تنهایی توانایی رفع مشکلات اجتماعی و مطالبات مردم را ندارند. این مساله دربرگیرنده دو بخش است. یکی اینکه دولت ها به تنهایی نمی توانند کاری بکنند. دوم اینکه جوامع به حدی از بلوغ رسیده اند که می خواهند در امر سیاستگذاری و تلاش برای بهبود شرایط جامعه و تعیین سرنوشت جمعی نقش فعال داشته باشند. به همین دلیل ظرف فعالیت های مستمر و سازمان یافته مردمی در جوامع شکل گرفته که سازمان های غیردولتی (NGO) یا سازمان های مردم نهاد (سمن) هستند. باید توجه داشت که در مسیر پیش رو جوامع هیچ راهی جز پذیرش این رویکرد ندارند. حتی تجارب چهل سال اخیر در کشور ما ثابت کرده که هیچ کدام از دولت هایی که با رویکردهای گوناگون بر سرکار آمده اند نتوانسته اند مشکلات مردم را به طور موثر و کامل حل کنند. بنابراین انجام کار برای مردم توسط خود مردم به عنوان یک ضرورت به چشم می آید و در نتیجه آن تشکل های غیردولتی شکل گرفته اند. بنابراین من فکر می کنم که این یک ضرورت اجتناب ناپذیر است. رسانه ها، دولتمردان، نهادهای عمومی و خود مردم باید این واقعیت را به رسمیت بشناسند و تلاش کنند که در فضایی مفاهمه آمیز و بالغ و رشدیافته هر کدام دیدگاه های خودشان را مطرح کنند و با مشارکت در یک فرآیند سازنده، موثر و پویا برای بهبود وضعیت جامعه تلاش کنند. حذف و تخریب این تشکل ها جز ایجاد آشفتگی در اذهان عمومی دستاورد دیگری ندارد. کمااینکه تاریخ ثابت کرده است این فرآیند، رو به رشد است و جلوی آن را نمی توان گرفت. باید ببینیم چگونه می توان فضایی مفاهمه آمیز و منطقی ایجاد کرد که همانطور که تشکل ها سعی می کنند جلوی سیاستگذاری های غلط و خطاهای مدیران دولتی را بگیرند و آن ها را نقد کنند، در سمت مقابل هم فضایی ایجاد شود که گفتگو کنند و رویکردها را نقد کنند و فضای گفتمان در جامعه شکل بگیرد تا در پرتو آن شاهد بلوغ جمعی جامعه و رشد و توسعه کشور باشیم. -به عنوان آخرین سوال، با توجه به اتفاقات اخیر، با هدف درس گرفتن و گذشتن از حوادث و تلاش برای حرکت رو به جلو، توصیه و پیشنهاد شما برای حاکمیت و بخش غیردولتی به صورت مجزا چیست؟ -همانطور که پیشتر هم گفتم به رسمیت شناختن این مساله که جوامع در مسیر تحول خود راهی جز تشکل گرایی و مشارکت دادن ظرفیت های مردمی برای بهبود شرایط و حق تعیین سرنوشت ندارند مساله اساسی است. در این راستا بعضی جوامع زودتر این مهم را درک می کنند و به سمت آن حرکت می کنند. ولی امر مسلم آن است که راهی جز این وجود ندارد و اصل تشکل گرایی و احترام به این حقوق مساله مهمی است که می تواند بسترساز و متضمن حرکت به سمت عدالت اجتماعی و دموکراسی باشد. بنابراین همه جوامع باید این حق را به رسمیت بشناسند و به سمت فضای مفاهمه و درک متقابل با حفظ حق نقد و انتقاد حرکت کنند. طبیعتا هم دولت ها و رسانه ها می توانند عملکرد تشکل ها را به نقد بکشند که این باعث رشد و تعالی تشکل ها می شود. در طرف مقابل هم باید حتما این حق را برای تشکل ها قائل بشوند. در واقع اگر تشکلی به عملکرد دستگاهی انتقاد می کند این به معنای حذف و براندازی نیست. فحوای نهفته در کلام انتقادآمیز، در واقع اصلاح و بهبود شرایط است. فکر می کنم حرکت به سوی مفاهمه و به رسمیت شناختن ظرفیت های مردمی و تلاش در جهت رفع نواقص احتمالی از مهمترین اقداماتی است که باید انجام شود. بالاخره ظرفیت های دولتی به قدر کافی قوی و شناخته شده هستند.   منبع: اخبار مهستان