logo
دنیای کودکان کار؛ از زیرزمین و مترو تا سر چهارراه ها
تاریخ انتشار: 27 ژانویه ماه 20 

دنیای کودکان کار؛ از زیرزمین و مترو تا سر چهارراه ها/پرویز فغفوری

ماهنامه خط صلح – ساعت هفت یا هشت صبح که سوار مترو شوی، خبر چندانی از دست فروش ها نیست. اکثراً با مردم عادی همسفری که خمار خواب و شاکی از روزگار که چرا باید اول صبحی سر کار بروند، کنارت می نشینند و می ایستند. این قضیه درمورد آن هایی که از روی زمین با تاکسی و اتوبوس راهی محل کار خود می شوند نیز صادق است. یکی سرش را به شیشه ماشین تکیه داده و نیمه بیدار است و دیگری که مشخص است خواب مانده و به سرعت لباس پوشیده و راهی شده، هنوز حتی وقت نکرده شانه ای به موی خود بکشد.

چیزی که در این زمان در شهر غایب است، دستفروش های همیشه حاضر در مترو و چهارراه ها هستند.

به غیر از آن هایی که کنار پیاده روها بساط می کنند و سحرخیزتر هستند، بقیه بعد از ساعت ده می آیند. حداقل در مترو و سر چهارراه های تهران که چنین است. ساعت اتمام کارشان هم اکثراً ده یا یازده شب است. چیزی حدود ۱۲ یا ۱۳ ساعت هر روز مشغول کار هستند و سپس کسی خبری از آن ها ندارد تا روز بعد.

در میان این قشر از جامعه، تعداد زیادی کودک و نوجوان به چشم می خورد؛ پسرها بیشتر از دختران. تقریبا تمام آن ها یک وجه اشتراک دارند؛ حضور روزانه در بازار تهران برای خرید اجناسی که باید همان روز به فروش برسانند. اغلب مواقع پسربچه ها دو سه نفر و یا بیشتر هستند. دختران هم اکثراً با بزرگ ترهایشان هستند و به ندرت تنها دیده می شوند. مشتری برای آن ها اگر مرد باشد «عمو» و اگر زن باشد «خاله» است. اجناسی که برای فروش به همراه دارند چندان متنوع نیست و بیشتر اوقات خوراکی (دونات و انواع بیسکوییت) یا فال است و باتوجه به قیمت پایین اجناسی که به همراه دارند، اگر قرار باشد به عموها یا خاله های خود چیزی بفروشند، معمولاً می فروشند.

photo_2020-01-27_14-58-18