logo
سر آن ندارد امشب که بر آید آفتابی
تاریخ انتشار: 23 دسامبر ماه 19 

سر آن ندارد امشب که بر آید آفتابی .

مرگ جانسوز دو برادر نوجوان کولبر ، آزاد و فرهاد خسروی در اثر گرفتاری در بهمن ، واقعه ی تلخی ست که بار دیگر جز اندوه و تاسف و ناامیدی چیزی دیگری را برایمان‌ به همراه ندارد .

ای کاش میتوانستیم برای لحظه ای چشمان خود را ببندیم و حداقل در رویاهایمان بپذیریم‌که این واقعه آخرین خبر تلخی ست که درباره ی کودکان نجیب ، تهیدست و بی پناه کشورمان می شنویم . ای کاش برای یک بار هم‌که شده میشنیدیم‌که غم نان پایان یافت .

ولی صد افسوس که غم نان ادامه دارد و زنجیره ی فجایع ناگوار اینچنینی برای کودکانمان در خلاء نظام‌حمایتهای اجتماعی موثر ، بی رحمانه مارا وادار به تن دادن به این اندوه بی پایان نموده است . تا آنجا که گویی که این شب را پایانی نیست . آنچه برای کودکان‌کولبرمان اتفاق افتاده ، به هیچ وجه از آنچه که بر سر زنان و مردان کولبری که حتی اگر قربانی شلیکی بی پروا نشوند ، فقر و سر ما و سینه پهلو و ناداری و یا سر انجام بهمنی هولناک جان آنان را میستاند جدا نیست .

آنچه بر سر این دو عزیز آمده ، به هیچ وجه از آنچه که بر سر کودک زباله گردی که در خواب غفلت جامعه درون سطل زباله انداخته میشود نیز جدا نیست ‌ .

سرنوشت این دو کودک پیوندی ناگسستنی با سرنوشت دو برادر زباله گردی که ۴ سال قبل در یک شب سرد زمستانی و در میان شعله های آتش “خانه ی کوچک حلبی شان ” جان باختند دارد .

سرنوشت آزاد و فرهاد از سرنوشت نوجوانانی که حتی آسفالت خیابان هنوز داغدار خونشان است جدا نیست .

واقعیت تلخ این است که بحث فقط بر سر جابجایی چند بسته کالای قاچاق یا دلجویی مسئولین امر از خانواده ی داغدیده ی آزاد و فرهاد نیست . صحبت از زندگی یا مرگ در اثر فقر و گرسنگی ست . صحبت از سرنوشت ناگزیر مردمانی ست که به جز کولبری راهی برای زنده ماندن ندارند .

آنان دست از جان شسته اند ، قبل از آنکه به آنان شلیک شود و یا قبل از آنکه گرفتار بهمن شوند .

آنان گرفتار خواب سنگین دستگاه های مسئول در رجز خوانی فقر و نابرابری اند و هیچ گریزی ندارند .

گواه میخواهید ؟ کافی ست از خود بپرسیم علیرغم اینکه قریب ۲۰ سال از پیوستن کشورمان به مقاوله نامه ی ۱۸۲ سازمان جهانی کار با موضوع شناسایی و لغو فوری بدترین اشکال کار کودک می گذرد چه اقدامی در این زمینه صورت گرفته است ؟

کافی ست بپرسیم برنامه های کلان‌حمایت اجتماعی ما برای ممانعت از استثمار کودکان ( موضوع ماده ۳۲ پیمان‌نامه ی جهانی حقوق کودک ) چه بوده است ؟

یا اینکه از خود بپرسیم کدام ساز و کار حمایتی و بازدارنده ی اجتماعی را برای رفع اجبار به کار از زندگی کودکان زیر ۱۵ سال اندیشیده ایم ؟

در چنین شرایطی چرا نباید شاهد وقایع تلخ اینچنینی باشیم ؟

آیا پیدا کردن عامل اصلی قربانی شدن این کودکان ، کار دشواری ست ؟

شبکه یاری کودکان‌کار ، ضمن ابراز همدردی صمیمانه ، ” ولی متاسفانه بی ثمر ” با خانواده ی شریف و زحمنکش این دو عزیز جان باخته ، خواستار اهتمام جدی دستگاه های متولی و مسئولین امر ، برای بازگشت به تعهدات داخلی و بین المللی خود در راستای صیانت از حقوق کودکان و استقرار برنامه های حمایت اجتماعی اثر گذار بر زندگی کودکان و نیز رفع محرومیت و اجبار به کار از زندگی آنان است .

باشد که یکبار برای همیشه ، داستان سیاه فقر و درد و بی پناهی ، برای همه ی کودکان سرزمینمان پایان یابد .

شبکه یاری کودکان‌کار دوم دی ماه سال نود و هشت .