logo
گفتمان های حقوق کودک
تاریخ انتشار: 12 اکتبر ماه 19 

گفتمان های حقوق کودک (به مناسبت هفته کودک) پ‍ژوهش های حوزه حقوق كودك نشان می دهد که در طول تاريخ بشر، سه گفتمان غالب در مورد كودكان و حقوق آنها وجود داشته است. این گفتمانها بر اساس سیر تاریخی شکل گیری آنها عبارتند از : ✔️ گفتمان اول و قدیمی، کودک را زير سلطه مطلق والدين اش می دانست. در این گفتمان، کودک به مثابة ملک و مال پدر تلقی می شد و پدر، اقتدار نامحدودی نسبت به همه امور کودک خود داشت. نحوة رفتار پدر با کودک از کنترل های اجتماعی و قانونی مصون بود و امری کاملاً خصوصی قلمداد می شد و پاترنالیسم مطلق حاکم بود؛ ✔️ گفتمان دوم که عمدتاً معلول عصر روشنگری است، بر اساس برداشت های فلسفی و مذهبی خاص، كودك را موجودي فاقد رشد، ضعيف و آسيب پذير تعريف مي كرد كه نيازمند کمک و حمايت بزرگترها است. در این گفتمان، کودکان انسانهایی قلمداد می شدند که باید به سمت جامعه پذیری، بزرگسالی، مسؤولیت پذیری و عقلانیت سوق داده شوند. در نتیجه، کودکان نه به مثابه «کودک»، بلکه به مثابه «بزرگسالان بالقوه» و آینده مورد توجه قرار می گرفتند؛ والدین و بویژه پدر باید مسولیت ها و تکالیف مرتبط با مراقبت و حمایت از کودک را بدوش بکشند. ✔️گفتمان سوم که در نیمه دوم قرن بیستم ظاهر شده، با کنار گذاشتن تصویرها و تعریف های فلسفی و مذهبی موجود دربارة کودکان و ارائه تعریف علمی و تجربی و مبتنی بر نظریات رشد، تصویر علمی از کودک به دست می دهد. بر این اساس، کودک به عنوان کودک، به رشد جسمی، روانی، جامعوی، اخلاقی، معنوی، هیجانی و عاطفی نیاز دارد؛ با كودكان باید به مثابه کودک رفتار شود نه مردان و زنان آینده. کودکان باید همانند بزگسالان از حقوق برخوردار باشند و این حقوق می تواند در برابر والدین و دولت باشد. ✔️هر كدام از اين گفتمان ها، تأثيرات خاصي بر حقوق و مسؤلیت های کودکان، والدین و دولت داشته اند. گفتمان اول، حقوقي را براي كودك نمي شناسد، گفتمان دوم در قالب حقوق موسوم به حقوق حمايتي از كودكان حمايت مي كند و گفتمان سوم در قالب حقوق مشاركتي، به كودكان، هويت و استقلال تدریجی مي بخشد. کنوانسیون حقوق کودک، مبتنی بر گفتمان سوم است. در این گفتمان، کودک، دیگر ملک و مال والدین نیست و روابط او با والدین و جامعه، از یک سو، تابع قواعد حقوق خصوصی نیست بلکه تابع قواعد حقوق عمومی است و از سوی دیگر، تابع قواعد بین المللی است. ✔️ در کشور ما، چه از لحاظ حقوقی و چه در عمل، عمدتاً گفتمان های اول و دوم غلبه دارند. هنوز رابطه کودک و والدین تابع قواعد حقوق خصوصی است و مسؤلیت تربیت و حضانت کودک با ولی او است. دولت مسؤلیت چندانی در برابر کودکان بر عهده ندارد و نظام آموزش و پرورش نیز به جای توجه به رشد و شکوفایی ابعاد مختلف شخصیت کودکان، عمدتاً بر بعد یا ابعاد خاصی از ابعاد شخصیت آنها تمرکز کرده است و درصدد تربیت «بزرگسالان آینده» اما به صورت انسانهای تک بعدی، است.