logo
نگاهی به اقتصاد زباله‌گردی در تهران
تاریخ انتشار: 5 اکتبر ماه 19 

نگاهی به اقتصاد زباله‌گردی در تهران

خلاصه‌ای از نتایج طرح پژوهشی انجمن حمایت از حقوق کودکان با عنوان «یغمای کودکی: شناخت، پیشگیری و سامان‌دهی پدیده زباله‌گردی کودکان در تهران»؛ بخش اول:

زباله‌گردی به عنوان یکی از بخش‌‌های اقتصاد غیررسمی و مؤید آسیب‌‌های اجتماعی در کشور‌های توسعه‌نیافته مانند ایران در حال رشد است اما تاکنون در ایران پژوهش جامع و منسجمی درباره شناخت ابعاد مختلف این پدیده  صورت نگرفته است و به طور دقیق مشخص نیست قواعد و سازوکار‌های نظام زباله‌گردی در ایران چیست و چه افرادی، چه تعدادی، به چه دلایلی، و چگونه با این پدیده درگیرند. این در حالی است که بدون شناخت کامل و دقیق این پدیده و بدون پشتوانه مطالعاتی و علمی لازم، هر گونه مداخله‌ای در این زمینه نه‌تنها نمی‌تواند به حل مسئله بیانجامد، بلکه حتی می‌تواند آسیب‌‌های بیشتری خصوصاً برای زباله‌گردان در پی داشته باشد.

انجمن حمایت از حقوق کودکان، یکی از نخستین قدم‌‌ها را برای جبران این ضعف‌‌های جدی و قابل تأمل برداشته و با انجام مطالعه‌ای میدانی درباره زباله‌گردی کودکان در همه مناطق ۲۲ گانه کلانشهر تهران، برخی از ابعاد این موضوع بسیار مهم و آسیب‌زا، اما مغفول‌مانده را آشکار کرده است. پژوهش مذکور بر اساس مشاهدات میدانی و مصاحبه با ۳۱۲ نفر تنظیم شده است – عمده مصاحبه‌‌ها با خود زباله‌گرد‌ها صورت گرفته است که ۹۶ درصدشان اهل کشور افغانستان، ۱ درصد اهل پاکستان و ۳ درصد ایرانی بودند.

نتایج این پژوهش با عنوان «یغمای کودکی» منتشر شده است و در ادامه، بخش دوم گزارشِ «یکشهر» از آن را می‌خوانید (بخش اول گزارش):

زباله‌گردی، بدترین شکل کار کودکان

در حال حاضر کودکان، خصوصاً کودکان مهاجر، جزئی از نظام زباله‌گردی در ایران به‌شمار می‌روند. این درحالی است که زباله‌گردی در مقایسه با اقسام دیگر کار کودک به‌مراتب آسیب‌زاتر است، به‌گونه‌ای‌که «کودکان را از دوران کودکی، از پتانسیل و شأن‌شان محروم می‌کند و برای رشد فیزیکی و روانی آن‌‌ها مضر است»[۱] و به‌عنوان یکی از بدترین اشکال کار کودکان شناخته شده است.

کودکان زباله‌گرد پایین‌ترین سطح از سلسله‌مراتب نظام زباله‌گردی را تشکیل می‌دهند و بیشترین حد استثمار را تجربه می‌کنند. آن‌ها برای کسب دستمزدی اندک، بیشتر وقت خود را در خیابان‌‌ها و بین زباله‌ها می‌گذرانند و زمان و انرژی دوره کودکی خود را در این راه هزینه می‌کنند. این کودکان از حقوق اولیۀ خود همچون حق تحصیل، بهداشت، مسکن امن، تغذیۀ مناسب، استراحت و تفریح کافی محروم‌اند و در همۀ ابعاد و مراحل رشد (جسمی، ذهنی، روانی، و اجتماعی) با مشکلات فراوانی مواجه‌اند. همچنین آن‌‌ها از حداقل قوانین و شرایط کاری امن بی‌بهره هستند و و به‌طور مداوم در معرض انواع آلودگی‌‌ها و بیماری‌ها، و انواع خشونت‌‌های فیزیکی، روانی، جنسی و کلامی قرار دارند.

زباله‌گردی کودکان به‌رغم ممنوعیت‌های قانونی

پدیده کودکان کار و زباله‌گرد درحالی شایع است که براساس بسیاری از کنوانسیون‌‌های جهانی – که کشور ایران نیز به برخی از آن‌‌ها پیوسته است – ممنوع اعلام شده است[۲].

مادۀ ۷۹ قانون کار ایران نیز اشتغال به کار کودکان زیر  ۱۵ سال را ممنوع دانسته است و اگر کارفرمایی کودکی زیر ۱۵ سال را به‌کار بگیرد، متخلف خواهد بود و برای نخستین بار به مجازات نقدی، برای بار دوم به مجازات نقدی و حبس محکوم می‌شود و برای بار سوم علاوه بر این موارد، کارخانه یا کارگاه او پلمپ و پروانۀ کار فرد متخلف ابطال خواهد شد.

همچنین بر اساس بند ۲۶ دستورالعمل نظارت بر عملیات جمع‌آوری پسماند‌های خشک (شهریور ۱۳۹۱) «استفاده از کارگران مشمول صغر سنی یا اتباع خارجی فاقد مجوز» ممنوع است.

قانون‌گذار در مادۀ ۸۴  قانون کار هم پیش‌بینی کرده است که در مشاغل و کارهایی که ماهیت آن‌ها برای سلامتی یا اخلاق کارآموزان و نوجوآن‌‌ها زیان‌آور است، حداقل سن کار ۱۸ سال تمام خواهد بود.

به‌موجب آیین‌نامۀ اجرایی ماده‌واحدۀ قانون تصویب کنوانسیون ممنوعیت و اقدام فوری برای محو بدترین اشکال کار کودک (۱۳۸۳)، مشاغلی با عنوان بدترین شغل برای کودکان مشخص گردید و کودکان از کار در آن حوزه‌‌ها منع شده‌اند. کار در گنداب‌روها، جمع‌آوری، حمل و دفن زبالۀ شهری یکی از آن‌هاست و به‌کارگیری کودکان در این مشاغل طبق مادۀ ۲ همین آیین‌نامه مشمول مجازات است.

با این‌حال همچنان شاهد بکارگیری کودکان در زباله‌گردی هستیم و ناظران زباله‌گردی از جمله شهرداری تهران و سازمان پسماند، به‌رغم آگاهی کامل از این مسئله، به‌صورت عامدانه یا غیرعامدانه در این زمینه کوتاهی می‌کنند.

بار سنگین معیشت بر دوش کودکان زباله‌گرد

به اعتقاد سرپرست معاونت برنامه‌ریزی پسماند در تهران، ۱۵ هزار نفر زباله‌گرد حضور دارند که یک‌سوم از آنها کودکان‌ هستند و برآوردهای میدانیِ تیم پژوهش «یغمای کودکی» نیز تقریباً به همین رقم یک‌سوم می‌رسد.

از آنجا که بیشتر خانواده‌های کودکان زباله‌گرد قادر به تأمین نیازهای کل اعضای خانواده نیستند و از حمایت‌های اجتماعی لازم بی‌بهره‌اند، برای بقا و تأمین معیشت، مجبور می‌شوند کودکان خود را وارد بازار کار کنند. طبق نتایج پژوهش، ۲۲ درصد از سرپرست خانواده زباله‌گردها فوت کرده‌اند، ۴۳ درصد آن‌ها بیکارند و ۳۵ درصد به کارهایی همچون چوپانی، کارگری، زباله‌گردی، مغازه‌داری، قصابی، مکانیکی، باربری و امثال این‌ها مشغول‌اند که کفاف زندگی خانواده را نمی‌دهد.

سن زباله گردها

سن زباله گردها

در هر صورت، کودکانِ زباله‌گرد به‌جای طی کردن دوران کودکی خود و کسب انواع مهارت‌ها، به‌ دلیل فقر و فقدان امکانات لازم ناچاراً با مواردی همچون کار سخت غیرمتناسب با سن (حمل چندده کیلو زباله)، تغذیه و خواب ناکافی، بهداشت و درمان نامناسب، عضویت در گروه‌‌های غیرهمسن، محرومیت از محیط‌‌های اجتماعیِ موجد رشد، محرومیت از محیط خانواده، محرومیت از محیط‌‌های آموزشی، و قرارگرفتن درمعرض محیط‌‌های استرس‌زا، آلوده و ناامن مواجه هستند.

این کودکان بدون عبور از مرحلۀ نوجوانی به بزرگسالی می‌رسند و تمامی مسئولیت‌‌های یک فرد بزرگسال، از قبیل تأمین معاش و سرپرستی خانوار را تجربه می‌کنند که این پدیده می‌تواند به ترک تحصیل یا ازدواج زودهنگام آن‌‌ها منجر شود.

کودکان زباله‌گرد، گرفتار در تله فقر و بی‌سوادی

طبق شواهد میدانی اکثر کودکان زباله‌گرد، مهاجران افغانستانی هستند که تنها یا همراه با یکی از بستگان و تعدادی نیز با خانواده به‌دنبال کار و زندگی بهتر به ایران مهاجرت کرده‌اند. این کودکان قبل از مهاجرت به ایران به دلیل فقر خانوادگی و فقدان امکانات آموزشی روستا یا شهرشان، اغلب مجبور به ترک تحصیل شده‌اند. آن‌ها معمولاً در محیط‌های اجتماعی‌ای زندگی می‌کردند که یا در آن مدرسه وجود نداشته است، یا سایر همسالان کودک نیز به مدرسه نمی‌رفته‌اند یا خود خانواده‌ها نیز به دلیل بی‌سوادی، اهمیتی به تحصیل فرزندان نمی‌دادند و قادر نبودند به فرزندان‌شان در امور تحصیلی کمک کنند؛ مهمتر از همه آنکه به دلیل فقر اقتصادی و آموزشی، خانواده‌ها برای تحصیل کودکانشان سرمایه‌گذاری نمی‌کردند و در عوض برای کمک به تأمین معاش خانواده آن‌ها را وارد بازار کار کرده‌اند.

علاوه بر این، پس از مهاجرت –که  بخش قابل توجهی از آن، غیرقانونی صورت می‌گیرد-  به سبب عوامل مختلفی همچون اسکان در پیرامون شهر و در داخل مکان‌های بازیافت، ورود به کار زباله‌گردی و شرایط دشوار این کار ازجمله ساعت کاری طولانی، نداشتن انگیزه، نداشتن اطلاع از امکانات آموزشی، و در بسیاری از موارد عدم مداخله و حمایت نهادهای مختلف به‌رغم تعهدات آن‌ها در پیمان‌نامۀ حقوق کودک[۳]، محرومیت از تحصیل این گروه تداوم پیدا کرده است. همه این مسائل شامل حال کودکان زباله‌گرد ایرانی نیز می‌شود.

میزان تحصیل زباله‌گردها

میزان تحصیل زباله‌گردها

البته درخلال مصاحبه‌ها، پژوهشگران با مواردی روبه‌رو می‌شدند که فرد زباله‌گرد -که عمدتاً نیز با خانواده و از سال‌ها پیش در ایران زندگی می‌کرده است- به تحصیل مشغول بود و یا سابقۀ تحصیل درحین دوران زباله‌گردی را داشت. در این موارد، رد پای حضور مدارس و سازمان‌های مردم‌نهاد و حضور داوطلبانۀ علاقه‌مندان و دانشجویان بر وضعیت آموزشی و سواد این افراد محسوس است. این مراکز با ارائۀ خدمات آموزشی رایگان، انعطاف در ساعت‌های آموزشی و تنظیم ساعت‌های کلاس‌های آموزشی با ساعت کاری زباله‌گردها، و گاه تهیۀ یک وعدۀ غذایی، به تحصیل و آموزش این افراد کمک می‌کنند.

هرچند این اقدامات کافی نیست و همان‌گونه‌که شواهد نشان می‌دهد، بسیاری از کودکان زباله‌گرد هیچ‌گونه دسترسی‌ای به امکانات آموزشی ندارند و در نتیجه، در تلۀ فقر و بی‌سوادی گیر افتاده‌اند و بیرون آمدن آن‌ها نیازمند اقداماتی جدی‌تر و کلان‌تر از این‌هاست.

محرومیت کودکان زباله‌گرد از تغذیه مناسب و خواب کافی

کودکان زباله‌گرد هم به دلیل سن رشدشان و هم برای تأمین انرژی لازم جهت فعالیت مستمر بدنی به غذای کافی و با کیفیت نیاز دارند. اما حضور ساعت‌های ممتد شبانه‌روزی در خیابان، پیاده‌روی‌های طولانی، عوامل اثرگذار آب‌وهوایی (سرما و گرما)، نبود فضای مناسب برای استراحت و غذاخوردن، گرسنگی، و یافتن مواد غذایی از لابه‌لای زباله‌ها همگی عواملی‌اند که بر تغذیۀ کودکان زباله‌گرد به شکل مستقیم اثر می‌گذارند.

کودکان زباله‌گردی که به‌تازگی جذب این شغل شده‌اند، چون با نوع کار و سختی آن آشنایی ندارند، ممکن است برای ساعت‌های طولانی گرسنه بمانند و ازآنجاکه زباله‌گردان مهاجر مجبورند درآمد خانوادۀ خود در افغانستان را تأمین کنند، بنابراین تنها بخش کمی از درآمد ماهیانۀ خود را به مواد غذایی اختصاص می‌دهند و گاه غذایی در کار نیست و این افراد، خصوصاً کودکان خودشان را با مواد غذایی خیابانی سیر می‌کنند.

بیشتر آن‌‌ها پس از بازگشت به محل اسکان، براساس نقل‌قول‌‌های راویان، به مواد غذایی پروتئین‌دار، مانند گوشت و تخم‌مرغ، دسترسی دارند، هرچند از لبنیات، سبزیجات و میوه‌‌ها  که بخش مهمی از مواد غذایی مورد نیاز کودکان را تشکیل می‌دهد  محروم‌اند و در بسیاری از مراکز زندگی آنان، آب آشامیدنی سالم در دسترس نیست.

این کودکان به‌رغم کار سنگین از خواب کافی نیز برخوردار نیستند و این می‌تواند در بلندمدت رشد ذهنی و جسمی آن‌ها را مختل کند. برخی از مواردی که ممکن است به بی‌خوابی یا کم‌خوابی کودکان زباله‌گرد بیانجامد، عبارتند از:  کار شبانه و قرارگرفتن درمعرض محیط‌های ناامن، ساعت کاری طولانی و نامنظم، اسکان در محل جمع‌آوری زباله و استشمام بوی ناخوشایند، تجمع زیاد افراد در گود‌ها یا گاراژ‌ها و سروصدای ناشی از آن، ترس از برخورد نهاد‌های رسمی یا غیررسمی و همجواری با بزرگسالان.

سلامت کودکان زباله‌گرد هر لحظه در خطر است

شرایط زندگی کودکان زباله‌گرد و نوع کار زباله‌گردی، این کودکان را درمعرض انواع آلودگی‌‌ها قرار می‌دهد. شرایط محیطی رشد جسمانی کودکان را بیش از بزرگسالان تحت تأثیر قرار میدهد، چراکه بدن آن‌‌ها هنوز درحال رشد است.

قرارگیری درمعرض محیط‌‌های آلوده و استشمام بو‌های آسیب‌زا و دسترسی ‌نداشتن به مراکز درمانی و امکانات بهداشتی و نیز اهمیت ندادن به بهداشت فردی به‌واسطۀ شرایط کار و زندگی، و تجربۀ زندگی‌‌های پراسترس در کودکی زمینۀ بروز آسیب‌‌های مختلفی همچون بیماری‌‌های خودایمنی و آسم را در این افراد تشدید می‌کند.

همچنین مراقبت‌ نکردن کافی و انجام ندادن غربالگری به‌موقع برای این کودکان نیز به تشدید بیماری‌‌های شایع چشمی و بینایی، عفونت‌‌های پوستی، یا بیماری‌‌های گوش در بین آن‌‌ها می‌انجامد. بیشتر کودکان زباله‌گرد به دلیل شرایط نامناسب اوایل کودکی از واکسیناسیون مناسب نیز بی‌بهره بوده‌اند.

اکثر این کودکان از تجهیزات ایمنی کار، مانند ماسک و دستکش، محروم هستند و تماس پوستی مستقیمی با انواع زباله دارند. این امر می‌تواند موجب بروز انواع بیماری‌‌های پوستی و عفونی در این کودکان شود.

همچنین تماس دست کودکان زباله‌گرد با مواد تیز و برندۀ داخل سطل‌‌های زباله باعث جراحت و زخم می‌شود و امکان ابتلا به انواع بیماری‌‌های پوستی و عفونی همچون هپاتیت، ایدز، گال، و کزاز را بالا می‌برد. هزینه‌‌های بالای درمان و نداشتن بیمه‌‌های درمانی باعث بی‌توجهی یا کم‌توجهی کودکان زباله‌گرد به بیماری‌‌ها و جراحت‌‌های جسمی‌شان می‌شود و ممکن است برای بهبود به خوددرمانی دست زنند.

محل سکونت بیشتر این کودکان امکانات اولیۀ بهداشتی را ندارد و درجوار محل جمع‌آوری زباله‌‌ها واقع شده است. برخی از این کودکان که در گود‌های اطراف شهر تهران سکونت دارند به آب آشامیدنی نیز دسترسی ندارند و به‌ طور معمول، آب موردنیاز خود را از تانکر‌های بزرگ حمل آب خریداری می‌کنند که در تابستان، احتمال گندیدگی این آب‌‌ها وجود دارد. دسترسی مشکل به آب سالم شست‌وشوی ظروف و لباس‌ها را نیز سخت‌تر می‌کند. آلودگی آب آشامیدنی می‌تواند انواع بیماری‌ها، ازقبیل کرم‌‌های روده‌ای، حصبه و دیگر بیماری‌‌های عفونی را در کودکان باعث شود و درطولانی‌مدت ممکن است به بیماری‌‌های مقاوم به درمان تبدیل شود.

نبود امکان استحمام در محل سکونت مسئلۀ مهم دیگری است که سلامت کودکان زباله‌گرد را تهدید می‌کند. بسیاری از کودکان زباله‌گرد در محل زندگی خود امکان استحمام ندارند و باید به حمام‌‌های عمومی بروند که به دلیل هزینه‌بر بودن این کار، از تعداد دفعات استحمام درطول هفته کاسته می‌شود و با توجه به تماس روزانه و مستمر کودکان با انواع زباله، تهدیدی برای سلامت آن‌‌ها محسوب می‌شود.

ازسوی دیگر، مجاورت محل جمع‌آوری زباله‌‌ها با محل اسکان زباله‌گردان باعث جذب حشرات و جانوران موذی به محل رندگی آن‌‌ها می‌شود و عوامل بیماری‌زا ازطریق نیش حشرۀ ناقل یا تماس با مدفوع حیوانات موذی به کودکان انتقال می‌یابد. نیش و گزش این موجودات نیز، به ویژه در کودکان به سبب حساس بودن پوست بدنشان، سبب تحریکات و بیماری‌‌های پوستی می‌شود.

کودکان زباله‌گرد به طور پیوسته با آسیب‌‌های متفاوتی درطول روز مواجه می‌شوند؛ به طور مثال، نبود وسایل گرمایشی مناسب در فصل زمستان باعث بروز انواع سرماخوردگی، آنفولانزا، ذات‌الریه و درد‌های استخوانی می‌شود. ازطرفی دیگر، سنگینی کتفی‌های زباله‌گردان می‌تواند آسیب‌‌های جبران‌ناپذیری در ستون فقرات آن‌‌ها ایجاد کند و از توانایی‌های حرکتی جسمی آن‌‌ها بکاهد. با درنظر گرفتن این موضوع که این کودکان از مهارت‌های کمتری برخوردارند و از سواد و آموزش‌های متناسب با سن نیز بی‌بهره‌اند و امکان حضور در شغل دیگری را هم ندارند، این مسئله می‌تواند توان جسمی آن‌‌ها را که تنها سرمایۀ شغلی این کودکان است به مخاطره اندازد و درصورت هرگونه آسیب‌دیدگی مهره‌ها و گردن، معیشت این کودکان دچار صدمه‌ای جدی خواهد شد.

همزیستی کودکان زباله‌گرد با ناامنی و خشونت

کودکان زباله‌گرد به دلیل شرایط زندگی و کاری‌شان و خصوصاً دوری از خانواده و فقدان حمایت اجتماعی، همواره با انواع خطرات مواجه‌اند و از امنیت جانی، روانی، عاطفی و اقتصادی محروم هستند. بعلاوه این کودکان در هر شبانه‌روز انواع مختلف خشونت را تجربه می‌کنند و در خیابان‌‌ها درمعرض انواع دعوا و ضرب‌وشتم، و دستگیری به‌وسیلۀ نهاد‌های رسمی‌اند.

عوامل اعمال خشونت نسبت به زباله‌گردها

عوامل اعمال خشونت نسبت به زباله‌گردها

آن‌ها همچنین مورد خشونت کلامی و خشونت‌ حاصل از بی‌تفاوتی جامعه نسبت به خودشان، تحقیر و محرومیت از حقوق شهروندی نیز قرار دارند که برای روان و شخصیت آن‌ها بسیار آسیب‌زا هستند و می‌توانند به درگیر شدن هر چه بیشتر آن‌ها در چرخه یأس و درماندگی بیانجامد، و یا زمینه را برای دچار شدن آن‌ها در تله بزهکاری اجتماعی فراهم کند.

آسیب اجتماعی بزرگ دیگری که کودکان زباله‌گرد با آن همزیستی دارند، این واقعیت است که محل اسکان این کودکان، در بیشتر موارد، کانکس‌هایی با حضور حدود چندین نفر دیگر است که ممکن است مواد مخدر مصرف کنند. درنتیجه، این کودکان از سنین پایین در معرض مواد مخدر و دود حاصل از استعمال آن‌ هستند. این موضوع می‌تواند، هم سلامت جسمی و ذهنی آن‌‌ها را تحت تأثیر قرار دهد و هم ازنظر اجتماعی آن‌‌ها را زودتر از موعد با این آسیب اجتماعی آشنا کند و امکان الگوبرداری از رفتاری آسیب‌زا را برای این کودکان فراهم سازد.

چه باید کرد؟!

همانطور که شرح داده شد، پدیده زباله‌گردی به‌ویژه به‌صورت غیررسمی و نیز در بین کودکان بسیار گسترش یافته است و آسیب‌های بسیار جدی‌ای هم برای کل جامعه و هم برای تک‌تک زباله‌گردان، خصوصاً کودکان زباله‌گرد در پی دارد. همچنین عوامل گوناگونی ازجمله فقر، فقدان فرصت‌های اقتصادی و حمایت‌های اجتماعی، قوانین و آیین‌نامه‌های تبعیض‌آمیز، مدیریت ناکارآمد شهری در زمینۀ جمع‌آوری و بازیافت زباله‌های شهر، نبود برنامۀ مؤثر و مدون برای آموزش شهروندان درجهت تفکیک زباله از مبدأ و غیره سبب می‌شود برخی افراد از جمله کودکان به جمع‌آوری زباله روی بیاورند.

بنابراین به نظر می‌رسد حذف پدیده زباله‌گردی و به‌ویژه زباله‌گردی کودکان کاری بس دشوار اما مبرم است که نیازمند عزمی جدی و اقداماتی گسترده در سطوح مختلف است. برای انجام این مهم نیز پیش از هر چیز ضروری است از خلال پژوهش‌های بیشتر به شناخت دقیق‌تر ابعاد مختلف این پدیده و عوامل درگیر در آن برسیم، چراکه بدون این شناخت کامل و دقیق و سپس  برنامه‌ای جامع، هر شکلی از مداخله برای حل این مسئله، نه‌تنها همچون گذشته با شکست مواجه خواهد شد بلکه حتی ممکن است به مشکلات و آسیب‌های بیشتری خصوصاً برای زباله‌گردان بیانجامد.

[۱]  پرتال سازمان بین‌المللی کار، کنفدراسیون اتحادیۀ کارگری بین‌المللی، ۲۰۰۸

[۲]  در سال ۱۳۸۳ دولت ایران پیمان‌نامه جهانی حقوق کودک را که حقوق مدنی، سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی کودکان را بیان می‌کند، امضا کرد. همچنین طبق ماده ۷۳ قانون کار، اشتغال کودکان زیر ۱۵  سال ممنون است و ماده ۱۴ قانون کار نیز می‌گوید حداقل سن برای مشاغلی که از نظر سلامتی و اخلاق برای نوجوانان زیان‌آور است، ۱۸ سال تمام است.

[۳]  مادّۀ ۲۸ این پیمان‌نامه بیان می‌دارد «کشورهای عضو حقّ کودک را برای برخورداری از آموزش به رسمیت می‌شناسند و آموزش ابتدایی اجباری است و به طور رایگان دراختیار همۀ کودکان قرار می‌گیرد.» دولت ایران نیز هر چند به صورت مشروط این پیمان‌نامه را پذیرفته است و بنابراین از وظایف اوست که آموزش را برای همه کودکان، فارغ از هرگونه ویژگی‌های انتسابی مانند ملیت و مذهب، فراهم کند.