logo
بگذارید دانش آموزان فقیر از فقرشان درس بگیرند
تاریخ انتشار: 18 سپتامبر ماه 19 

بگذارید دانش آموزان فقیر از فقرشان درس بگیرند

✍️ جعفر احمدی

در چند سال اخیر با نزدیک شدن به ماه مهر و باز شدن مدارس حرکت هایی از سوی افراد خی٘ر و انجمن های خیریه جهت کمک به دانش آموزان بی بضاعت شکل گرفته است. عقل سلیم این اقدامات افراد خیّر را امری پسندیده و انسان دوستانه می بیند ولی اگر عمیق تر به این موضوع نگاه کنیم، پی خواهیم برد که این اقدامات به نوعی دستکاری نادرست در جامعه پذیری، فهم اجتماعی دانش آموزان و مناسبات دولت و ملت است. استدالالی که می توان برای این ادعا مطرح کرد به این شرح است.

برخلاف برداشت عامیانه و حتی رویکرد سنتی به آموزش و پرورش، کارکرد مدرسه تنها آموزش و یادگیری نیست؛ بلکه برخی از کارکردهای آموزش و پرورش در مدرسه بواسطه کنش متقابل دانش آموزان با همدیگر و با معلمان حاصل می شود. دانش آموزان طبقه فقیر در مدرسه و در تعامل با دانش آموزان طبقه مرفه معنا و مفهوم فاصله طبقاتی را فهم می کند. درک این معنا برای دانش آموز فقیر بسیار مهمتر از هر آموزش دیگر است. فهم این جایگاه طبقاتی برای دانش آموزان طبقه فقیر نیروی محرکه برای تغییر و تحرک اجتماعی است. دانش آموزان از طریق فهم این معنا به آگاهی طبقاتی می رسند و به واسطه ی این آگاهی می توانند تغییر اجتماعی را رقم زنند و برای کاهش شکاف طبقاتی گامی مهم بردارند. حال تصور کنید عده ای برای ارضای حس بخشندگی خود مقداری اقلام آموزشی تهیه می کنند و آن را به کودکان فقیر می دهند تا آنها احساس نکنند فقیراند. آنها با این کارشان ندانسته مانع از این می شوند که کودکان جایگاه طبقاتی خود را درک و فهم کنند. در مقابل این درک مهم و تاثیرگذار اجتماعی، فهم و معنای وابستگی به طبقه مرفه را به آنها می بخشند. وابستگی انسانی منفعل و سلطه پذیر در اجنماع تولید می کند و آگاهی طبقاتی در افراد فقیر نیروی انقلابی و تغییرپذیر ایجاد می کند. جالب این است که همان کسانی که حس یخشندگی دارند با مصرف این حس فردی، بیشتر به دنبال منافع اجتماعی خود از این بخشندگی هستند.

از طرفی دیگر کمک به دانش آموزان بی بضاعت برروی مناسبات دولت و ملت هم تاثیرگذار است. این تاثیرگذاری به معنای بهم خوردن رابطه دولت و مردم است. در جوامع مدرن نقش و وظیفه دولت رفاه به خوبی مشخص شده است. حال عده ای به جای برجسته کردن این نقشِ دولت و گوشزد کردن و مطالبه کردن آن از دولت، می خواهند با بخشیدن یک کیف و چند نوشت افزار به کودکان فقیر روی نقش دولت در ایجاد رفاه و فراهم کردن ابتدایی ترین امکانات آموزش و زندگی سرپوش بگذارند. مگر دولت – مخصوصا در ایران که اقتصاد دولتی حاکم است- نقشی در فقر مردم ندارد؟ سهم دولت در این فقر و فلاکت چه اندازه است؟ یقیناَ غافل شدن از نقش دولت و عدم مطالبه گری از آن، به مراتب بسیار مخرب تر و جبران ناپذیرتر از آه و حسرت دانش آموزان برای نداری و فقرشان است.

درنهایت باید گفت جامعه ای که در آن فقر و فاصله طبقاتی چنان عمیق است که خانوادها توان خرید ملزومات مدرسه فرزندانش را ندارد، مسئله فقر بسیار حادتر از آن است که بتوان با بذل و بخشش های مقطعی آن را ریشه کن کرد. جامعه کوتاه مدت کاتوریان بهترین مفهوم برای بیان این کنش های انسان دوستانه است. حس انسان دوستی این افراد جای تقدیر است ولی این احساسات و عواطف نباید مانعی برسر راه تاثیر اجتماعی فقر ایجاد کند. فقر باعث شکل گیری نیروهای اجتماعی می شود. بهم زدن مناسبت و روابط فقر با جنبش های اجتماعی، برابری خواهی، عدالت طلبی و سلطه پذیری، بخشی از پیامدهای حمایت و کمک مالی به فقرا است. پس بگذارید کودکان فقیر، فقر را احساس کنند، حس و لذت فقر بسیار مفیدتر از لمس دست یاریگری دیگران است. بگذارید خودشان درمانی برای دردشان پیدا کنند. مُسکن های شما بیشتر خود شما را آرام می کند تا آنها را. کسی که متعلق به طبقه فقیر جامعه است باید آگاهی، احساس و عواطف فقیرانه داشته باشد. بگذارید جامعه مسیر خودش را برود.