logo
شانه خالی کردن سازمان های بیمه گر از پوشش خدمات روانشناسی
تاریخ انتشار: 24 آگوست ماه 19 

شانه خالی کردن سازمان های بیمه گر از پوشش خدمات روانشناسی

شانه خالی کردن سازمان های بیمه گر از پوشش خدمات روانشناسی

یکی از مهمترین خلاها در بحث سلامت روان، عدم پوشش خدمات بیمه ای است؛ مساله ای که به ویژه با توجه به آمارهای روزافزونی که خبر از افزایش بیماری های روان در ایران دارند، جدی و اجتناب ناپذیر می نماید.

به گزارش سایک نیوز و به نقل از گروه تحلیل، تفسیر و پژوهش های خبری ایرنا، یکی از مهمترین مسائلی که این روزها در کشور با آن مواجه هستیم، بحث افزایش مشکلات روانشناختی و کاهش سلامت روان در جامعه است؛ بحثی حیاتی که به رغم اعلام وضعیت خطر در آمارهای متعدد و متنوع ملی و بین المللی، دائما به حاشیه رانده شده و مورد بی توجهی مسوولین به جهت اهمیت سنجی، بودجه دهی و برنامه ریزی واقع شده است. علاوه بر مشکلات و نوسانات اقتصادی، سیاسی و اجتماعی که در بحث سلامت روان مداخله کرده و به شدت بر آن اثرگذار هستند، مباحث فرهنگی هم در کشور ما بر این موضوع سایه افکنده و باعث ایجاد مشکلاتی در روند آن می گردد؛ مباحثی چون عدم شناخت درست نیازهای روانی و آسیب های آن در ترکیب با عدم آموزش و آگاه سازی جامعه، باعث سرکوب هرچه بیشتر این بیماری ها شده و سلامت روانی را از فرد و جامعه می گیرند. فاقد اهمیت پنداشتن این مباحث از سوی دولت، مسوولین و نهادهای متولی نیز به این داستان دامن زده و شرایط را وخیم تر ساخته است. یکی از مهمترین مصادیق این بی توجهی را می توان در بحث عدم پوشش خدمات بیمه ای نسبت به خدمات روانشناسی در سطح جامعه دید؛ مساله ای که مدت ها است به دلیل عدم صرفه اقتصادی از سوی بیمه ها مسکوت مانده است. آنچه در ادامه می آید گفت وگو با «محمد حاتمی» رئیس سازمان نظام روانشناسی و مشاوره در این خصوص است. – آقای دکتر، عدم پوشش بیمه، در مورد خدمات روانشناختی به چه دلیلی است؟ یکی از کارهای مهمی که دولت یا نهادهایی که به اقشار آسیب پذیر خدمات ارائه می کنند باید انجام دهند (و به نظرم بسیار موثر هم هست) همین تصویب و نهادینه کردن پوشش خدمات بیمه ای برای استفاده از خدمات روانشناسی است که این  موضوع برای اقشار آسیب پذیری که توانایی مراجعه به روانشناس و روانپزشک را ندارند، مفید است. دلیل این عدم پوشش بیمه این است که بیمه تامین اجتماعی و خدمات درمانی، نرخ خدمات روانشناسی و مشاوره را زیاد می دانند، به همین دلیل می گویند خدمت دهی در این زمینه، مقرون به صرفه نیست. ما تقاضاهای مختلفی را در همین راستا به مجلس و هیات دولت داده ایم و آنها درصدد پیدا کردن راه حلی برای این مساله هستند. یکی از راهکارها این است که یارانه داده شود و دولت باید به تامین اجتماعی و خدمات درمانی یارانه ای را بدهد تا مردم توانایی برخورداری از این خدمات را پیدا کنند. آنها هنوز به تصمیم نرسیده اند و ما پیگیری می کنیم که این اتفاق بیفتد؛ اما مجلس پای کار تر است و آمادگی تصویب یک مصوبه در مورد این موضوع را دارد و به ما هم ابلاغ کرده اند که بنشینیم و صحبت کنیم. از طرف دیگر واقعیت امر این است که دولت می گوید باید تعرفه ها تصویب شود و تعرفه هایی که ما ابلاغ می کنیم بر اساس واقعیت هایی است که وجود دارد؛ مثلا من که دانشیار دانشگاه هستم اگر کمتر از 120 هزار تومان برای 45 دقیقه بگیرم، برایم مقرون به صرفه نیست. دولت برای این که بتواند خدمات بیمه ای بدهد احتمالا این مبلغ را نصف می کند و آن زمان من از این موضوع استقبال نمی کنم؛ در نتیجه یک سری مشکلات این چنینی هست که ما هنوز نتوانسته ایم بیمه خدمات اجتماعی را داشته باشیم اما به جد دنبال این موضوع هستیم، مخصوصا برای اقشار آسیب پذیر. – چرا هنوز دولت به این نتیجه نرسیده است که سلامت روان هم به اندازه سلامت جسم اهمیت و حتی گاهی بر آن اولویت دارد؟ مقام معظم رهبری زمانی که شورای مرکزی خدمت ایشان رفته بودند دقیقا این جمله را گفتند که «سلامت روان حتی از سلامت جسم هم مهمتر است و باید به آن توجه شود». من این را تایید می کنم که در ساختارهای دولت مانند برنامه و بودجه یا بهزیستی به این مساله به چشم موضوعی حاشیه ای نگاه می شود؛ مثلا وقتی به بهزیستی می گوییم که نباید مجوز و پروانه به افراد بدهید (و این کار تخصصی را باید منحصرا نظام روانشناسی و مشاوره انجام دهد) برایش اهمیتی ندارد ولی من که متخصص هستم، از آسیب های این مساله خبر دارم. بله این گونه است که هنوز بدنه حاکمیت یا اسناد بالادستی ما به اهمیت مهم سلامت روان توجهی ندارند. ولی من همین جا و به عنوان رئیس سازمان نظام روانشناسی و مشاوره اعلام می کنم که مهمترین چالش ما در دهه پنجم انقلاب اسلامی، بحث مسائل روانشناختی و نظام خانواده است (که بیگانگان دارند روی همین مسائل سرمایه گذاری می کنند). – سرمایه گذاری در سینما و تهیه فیلم با مضامین روانشناختی یکی از مواردی است که می تواند اهداف این سازمان را آموزش و اشاعه دهد، آیا تاکنون به این موضوع فکر شده است؟ یک ماه پیش با آقای دکترصالحی ملاقات داشتم و چند محور را در آنجا مطرح کردم؛ یکی بحث کتب روانشناسی زرد است که افرادی سودجو و غیر روانشناس دست به تولید کتبی تحت عنوان روانشناسی می زنند که  مطالبشان مبتذل و غیرقابل استفاده است و متاسفانه مردم می خرند؛ در بخش مطبوعات هم تبلیغات کاذبی توسط بعضی افراد می شود. پدیده ای امروز در جامعه وجود دارد که معمولا به عنوان روانشناسی زرد شناخته می شود؛ روانشناسان زرد کسانی هستند که تخصص روانشناسی یا مدرک روانشناسی ندارند اما با مطالعه کتب روانشناسی و کلمات زیبا از این منابع وام گرفته اند و در بین مردم می روند و با زبان مردم شروع به صحبت در باب روانشناسی و مردم را جذب خود می کنند؛ برخی جاها اینها را دعوت می کنند، دنبال کننده در صفحات مجازی دارند اما اینها مورد تایید ما نیستند و هرکسی که اینها را دعوت کند یا برایشان کار مشاوره و امثالهم بگذارد از نظر قانونی اشکال دارد. اینها را با وزیر مطرح کردیم که تعاملی مبنی بر نظارت ما و بخش نشر کتاب باشد و قرار شد تا تفاهم نامه ای داشته باشیم. بحث سینما هم هست که ما در این زمینه مسوولیت داریم؛ نه این که اثر تولید کنیم بلکه باید در مورد آثاری که تولید می شوند، به دو شکل با بخش سینمایی همکاری کنیم؛ یکی این که از لحظه ای که سوژه تصویب می شود تا زمانی که آماده پخش می شود، روانشناس باید در کنار آن تولید سینمایی باشد تا صیانت روانی جامعه تامین شود. دیگری این که بر تولیداتی که صورت گرفته است و هست، نقد روانشناسی داشته باشیم و به مسوولین و دست اندکارانی که آنجا هستند مشاوره دهیم. پیشنهاد ما به آقای وزیر این بود که نماینده سازمان نظام روانشناسی در شورای نظارت وزارت ارشاد حضور داشته باشد و به این قضیه کمک کند و ما در این موضوع مسوولیت داریم. – این مشارکت تا امروز نبوده است؟ خیر. اخیرا با توصیه هایی که شده و تفاهم نامه ای که با وزرات فرهنگ و ارشاد اسلامی خواهیم داشت، این مساله تصویب می شود و یکی از ضروریات جامعه است؛ صداوسیما هم همین است و همه برنامه ها اعم از برنامه های الف، ب و تمام برنامه هایشان باید روانشناس را در کنار خود داشته باشند.؛ روانشناسی که ما معرفی می کنیم و مسوولیتش را هم می پذیریم. – در نهایت ضرورت ورود دولت به این حوزه و تشکیل یک زیر مجموعه در وزارت بهداشت چقدر است؟ دو ماه پیش که با وزیر بهداشت آقای دکتر نمکی ملاقات داشتم، معاونت سلامت روان را به ایشان پیشنهاد دادم و ایشان فرمودند که «سلامت را چهار بعدی می دانند و همانطور که بر جنبه های زیستی اهمیت می دهند، ابعاد روانی، اجتماعی و معنوی را هم مدنظر دارند؛ و این چیزی است که سازمان بهداشت جهانی اعلام کرده است؛ بنابراین به این مساله احتمام ویژه داشته و مساله جسم و روان را از هم جدا نمی دانند و باید روی آن برنامه ریزی کنیم». ایشان قول دادند که از ظرفیت بزرگ نظام روانشناسی جهت این موضوع استفاده کنند و در معاونت هایشان این موضوع به بحث جدی گذاشته شود ولی تاکنون خبری نشده است. – چرا مسوولین در ایران وقتی به اهمیت مباحثی چون روانشناسی و سلامت روان اشراف دارند، در عمل کاری برای آن نمی کنند؟ دلیل آن این است که اهمیت این موضوع هنوز برای دوستان جا نیفتاده است. مسوولین ما باید یک روانشناس کنارشان باشد چراکه روانشناسان مسوول آرامش جامعه (مسوولین گرفته تا تمام شهروندان) هستند. فکر می کنم مسوولین ما هم نیاز به یک مشاور روانشناس دارند؛ از آقای رئیس جمهور گرفته تا کسانی که مدیر عامل جایی هستند یا به هر نحو مسوولیتی در جایی دارند؛ روانشناسان باید با آنان باشند تا در کنار آنها بتوانند مشورت هایی را بدهند که تصمیم گیری های شان اثربخش باشد. به این مساله هم توجه نمی شود و آن را مساله ای حاشیه ای می دانند. بارها و بارها هم گفته ایم اما اتفاقی نیفتاده است. -باید برای این مهم چه کرد؟ سازمان نظام روانشناسی باید جامعه را حساس تر کند. صدا و سیما در این حوزه همکاری بیشتری با ما داشته باشد. وزارت علوم، تحقیقات و فناوری، وزارت بهداشت، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی همکاری بیشتری کنند تا این فرهنگ را جا بیاندازیم و متعاقب آن این را بخواهیم یعنی سازمان وظیفه دارد که از دولت بخواهد که این قضیه اتفاق بیفتد. من پیشنهاد داده ام که رئیس سازمان ما مشاور استانداران سراسر کشور باشد؛ بعضی از استانداران به دلیل روابطی که خودشان دارند و بینش خوبی دارند (مانند استاندار فارس یا خراسان رضوی) اهتمام و همکاری خوبی دارند و از آنها تشکر می کنیم ولی این باید در جامعه نهادینه شود و به مساله سلامت روان توجه ویژه ای؛ شود هم برای مردم و هم برای مسوولین چر اکه بهره وری و توسعه را افزایش می دهد و توسعه پایدار باید از این کانال بگذرد.