logo
ازدواج کودک 10 ساله که خبرساز شد
تاریخ انتشار: 6 آگوست ماه 19 

ازدواج کودک 10 ساله که خبرساز شد، اولین و آخرین مورد از این دست نبود. ازدواج دختران زیر 13 سال کم و بیش روی می دهد و  به جز مواردی که رسانه‌ای می‌شود مابقی در سکوت  به سرانجام می‌رسند. حالا به گفته سردفتری که قرار بود این ازدواج را به ثبت برساند در ماه اخیر چندین مورد مراجعه دختران زیر 13 سال به دفاتر ازدواج انجام شده که یک مورد آن به دفتر وی مراجعه کرده‌اند. هرچند او نمی‌گوید عقد را انجام داده است یا نه، اما می‌گوید «طبق قانون 1041 سن ازدواج برای دختران 13 و برای پسران 15 سال است و زیر این سن با رای دادگاه سردفتر می‌تواند خطبه عقد را جاری کند، این موردها همیشه وجود داشتند و هنوز هم وجود دارد و فقط مورد قبلی چون رسانه‌ای شد همه فهمیدند وگرنه در سال صدها مورد انجام می‌شود.»

پاسارگاد در خصوص بحث کودک‌همسری با فاطمه قاسم‌زاده دکتری روان‌شناسی گفت وگو کرده است. دکترفاطمه قاسم‌زاده از فعالان در حوزه کودکان و روانشناس کودک است. کارشناس ارشد روانشناسی از دانشگاه تهران، کارشناس ارشد مشاوره ازدانشگاه تربیت‌معلم تهران و دکترای روان‌شناسی از دانشگاه پاریس دارد. او عضو انجمن حمایت از حقوق کودکان و رییس هیئت‌مدیره شبکه یاری کودکان کار و عضو هیئت‌مدیره انجمن پویا است.

قانون برای کودکان حق رای‌دادن و دریافت گواهینامه رانندگی تا سن 18 سال قایل نیست اما برای سن زیر 18 سال اجازه ازدواج و تشکیل خانواده را می‌دهد، نظرتان در این مورد چیست؟

طبیعی است ازدواجی که در سن کودکی انجام شود یک ریسک است. ازدواج یک مسئولیت مهم است و مسئله مهم‌تر فرزندپروری است. مسئولیت بزرگی که ازدواج در پی دارد و باید آن فردی که ازدواج می‌کند شرایط لازم را داشته باشد و طبیعی است این شامل حال کودک نمی‌شود. منتهی ما در ارتباط با کودکان چند مشکل داریم؛ یکی تنوع سن‌های کودکی است. یعنی اگر کسی بخواهد گواهینامه بگیرد یا بخواهد سربازی برود، باید 18 سالش تمام شود. اما وقتی فرد می‌خواهد ازدواج کند همان 9 سال و 15 سال ملاک است. در حالی که اگر بخواهیم از نظر اهمیت حساب کنیم ازدواج مهم‌تر است یا گواهینامه گرفتن؟ نمی‌خواهم بگویم گواهینامه مهم نیست ولی آیا اهمیت ازدواج و تشکیل خانواده و به دنبال آن مسایل فرزندپروری این قدر بی‌اهمیت است که می‌تواند در سنین پایین انجام شود؟ این تنوع سنین مختلف برای چیست؟ ما از نظر روان‌شناسی سه دوره داریم؛ از بدوتولدتا 6 سالگی دوره خردسالی، از  6سال تا 12 سال افراد کودک هستند، 12سال تا 18 سال نوجوان هستند. یعنی ما اگر بخواهیم یک سنی برای ازدواج قایل شویم که یک سن درستی باشد قاعدتا از 15 سال به بعد است. همچنان که اکثر کشورها همین‌طور هستند و ما هم قبل از انقلاب طبق قانون سن ازدواج 18 سال بود ولی بعد از تغییراتی که ایجاد شد و اصرار زیادی بر اجرای قوانین فقهی و شرعی شد، دوباره سن 9 سال برای دختران و 15 سال برای پسران مطرح شد. الان سنی که برای ازدواج دختران به مجلس دادند، حداقل 13 سال و برای پسران 15 سال است. با اینکه سن 13 سال برای دختران پیشنهاد شده است ولی جالب است اکثر نمایندگان مجلس متاسفانه مخالفند. می‌گویند چرا ما باید دختران را ازدواج محروم کنیم؟ من می‌گویم چرا باید دختران را در این سن از گرفتن گواهینامه محروم بکنیم؟ چرا باید پسران را تا قبل از 18 سالگی از رفتن به سربازی محروم کنیم؟ به هر حال ما برای هر سنی براساس اهمیتی که وظایف محوله آن سن دارد می‌آییم می‌گوییم از این سن می‌توانند حداقل این کار را انجام دهند. خب تشکیل خانواده خیلی اهمیت دارد مگر اینکه ما ازدواج را با رابطه جنسی اشتباه بگیریم که آن هم یک حد و حدودی دارد. متاسفانه الان همین لایحه 13 و 15 سال در مجلس مانده است. نمایندگان با سن پسران مشکلی ندارند اما با سن دختران مشکل دارند و تمایل دارند به 11 سال برسانند. یعنی خیلی لطف کردند که 9 سال را به 11 سال تبدیل کردند و می‌گویند اگر 11 سال هم تصویب شود باز هم دوسال اضافه شده است. این قانون هربار که در صحن مجلس مطرح می‌شود رای نمی‌آورد. این قدر هم دور به دور مطرح می‌شود که راه به جایی نمی‌برد. متاسفانه نه مجلس، نه دولت و نه قوانین ما کودک‌محور نیستند. ده سال طول کشید لایحه حمایت از کودکان را مجلس تصویب کرد، هنوز هم در شورای نگهبان مانده است.

چرا در شورای‌نگهبان مانده است؟

برای اینکه در لایحه حمایت از کودکان انواع کودک‌آزاری‌ها آمده است که نباید انجام شود. یکی از این انواع هم کودک‌آزاری عاطفی است. همه هم قبول داریم که کودک‌آزاری فقط زدن و کودک‌آزاری جسمی نیست. از نظر عاطفی هم کودکان مورد آزار قرار می‌گیرند، در حالی که شورای نگهبان می‌گفت کودک‌آزاری عاطفی یعنی چه.

به نظر شما کودک‌همسری نوعی کودک‌آزاری محسوب می‌شود؟

کودک‌همسری نوعی کودک‌آزاری است. ما اگر خطرات و زیان‌هایی که ازدواج برای دختران در سن 9-10 سالگی دارد بشمریم، متوجه می‌شویم کودک‌آزاری است. چرا که هرچه سن کمتر باشد آسیب‌ها هم بیشتر خواهد بود. اکثر این دختران با افراد همسن یا چندسال بالاتر از خودشان ازدواج نمی‌کنند. این‌ها بیشتر با مردهای خیلی بزرگ تر از خودشان ازدواج می‌کنند. باتوجه به اینکه اندام‌های مختلف بدن تا 18 سالگی رشد می‌کنند، آن دختری که زیر 18 سال ازدواج می‌کند چه در ارتباطات فشارهایی به او تحمیل می‌شود و چه در بارداری و وضع‌حمل خیلی به او آسیب می‌رسد. بنابراین کودک‌همسری مصداق بارز کودک‌آزاری است. حتی از نظر عاطفی و روانی هم با مشکل مواجه می‌شود. به هر حال کودکی تاثیرگذارترین سن است و ویژگی دوران کودکی؛ آزادی عمل، بازی، شادی و کودکی کردن است. اگر کودکی ازدواج کند در واقع ما کودکی‌اش را قطع کرده ایم. ما کم نداریم دخترانی که در سن کم ازدواج کردند که با خودشان یک عروسک بردند که عروسک‌بازی کنند. برای اینکه نیازشان عروسک‌بازی است و بعد با روش بدی حالا یا توسط مادرشوهر یا همسر یا دیگران با او برخورد کردند که مگر بچه‌ای؟ خب بچه‌ است و نیاز به بازی و کودکی دارد. همه این‌ها نشان می‌دهد که ازدواج در این سنین هم از نظر جسمی و هم عاطفی و روانی به کودک لطمه می‌زند.

آماری هم در زمینه کودک‌همسری در ایران دارید؟

درآوردن آمار توسط سازمان‌ها و مراکز غیردولتی مشکل است. چون برای درآوردن آمار آدم باید همه جا برود و نیاز به جست وجوی همه جانبه دارد اما یک سری آمارهایی گرفته شده که از همان‌ها استفاده می‌کنیم. مثلا کودک همسری طبق آمار بیشتر در خراسان جنوبی و سیستان‌و‌بلوچستان بوده است اما بحث آمار نیست. چون بعضی ازدواج‌ها غیرقانونی است و جایی ثبت نمی‌شوند.

قانون سن مجاز برای ازدواج دختران را 13 سال اعلام کرده است در حالی که ما شاهدیم زیر 13 سال هم با مجوز از دادگاه ازدواج انجام می‌شود، این خودش نوعی خلع قانونی یا دورزدن قانون نیست؟

چون نمایندگان با 13 سال هم موافق نیستند و هنوز مجلس تصویب هم نکرده است. آدم گاهی فکر می‌کند چرا به چنین نماینده هایی رای دادند که از نظر فکری رشد نکرده که ببیند از نظر من بچه زیر 15 سال نباید ازدواج کند. این‌ها آمدند 13 را فعلا پذیرفتند و این لایحه به مجلس تحویل داده شده است که ببینند می‌توانند این لایحه را تصویب کنند ولی از آن طرف می‌آیند اما و اگر می‌گذارند که سن ازدواج  13 سال است اما اگر از 13 سال به پایین تقاضایی برای ازدواج بود می‌توانند بروند از دادگاه مجوز بگیرند. خب مجوز هم به راحتی داده می‌شود.

به نظرتان ریشه کودک‌همسری چیست؟

یک مسئله‌ای که همیشه در این بحث به آن تاکید می‌شود و می‌گویند یک سنت است، درست است. در بعضی استان‌ها به دلیل سنت بچه‌ها زودتر ازدواج می‌کنند. بعد آمدند ارتباط بین فقر و سنت را پیدا کردند. مثلا در سیستان‌و‌بلوچستان جاهایی که کودک‌همسری رواج دارد جاهایی است که بچه‌ها فقط تا ابتدایی می‌توانند مدرسه بروند، البته اگر خانواده راضی شود که دختران‌شان را مدرسه بفرستند. این دختر در سن 11-12 سال درسش تمام می‌شود، چون پایه‌های بالاتر وجود ندارد، بعد از آن چیکار کند؟ چقدر تو خانه بنشید؟ حتی گاهی خود دختر هم برای اینکه می‌خواهد وضعیتش تغییر کند خواستگار که می‌آید شاید قبول کند. به خصوص جاهایی که دختر کار هم نمی‌کند.

یعنی کودک‌همسری ناشی از فقر مالی و فرهنگی است؟

دقیقا! کودک‌همسری حاصل فقر فرهنگی و مالی است. اول فقر مالی چون امکانات کمی را ایجاد می‌کند این بچه‌ها نمی‌توانند یک زندگی عالی را داشته باشند. چون ما می‌گوییم کودک وقتی به دنیا می‌آید کار عمده‌اش درس‌خواندن است. حالا این درس‌خواندن اگر از دبستان تا دیپلم باشد بچه سرگرم است و اصلا به فکر ازدواج نمی‌افتد یا اگر هم بیفتد در سن‌های خیلی بالاتر می‌افتد. ولی در محیطی که دختران محدود هستند و هیچ کاری نمی‌توانند بکنند ممکن است خودش و خانواده‌اش به این نتیجه برسند که باید ازدواج کند.  این بُعد فرهنگی‌اش است. بُعد اقتصادی‌اش هم مهم است. چون اغلب این خانواده‌ها دختر را در ازای گرفتن پولی می‌فروشند. یعنی خانواده پول می‌گیرد دختر را به مرد می‌دهد و اصلا به خواست دختر توجه ندارند. گاهی وقتی شرح حال این دختران را می‌خوانی، آدم واقعا متاثر می‌شود که این‌ها به چه اجباری تن به این ازدواج‌ها داده‌اند. البته این اجبار هم برای خودشان است و هم خانواده‌شان، چون خانواده واقعا نیازمند است و زمانی کسی پیشنهاد می‌کند این قدر می‌دهم دخترت را به عقد من در بیاور به دلیل مشکل مالی این کار را می‌کند، این نوعی فروش است. کاری به نظر دختر هم ندارند. این جزو حقوق کودک است که نظرشان را باید پرسید و آن‌ها را مشارکت داد. در حوزه‌هایی که دچار فقر فرهنگی هستند اصلا معنا نداردکه بچه بخواهد اظهارنظر کند و در سرنوشتش دخیل باشد. بنابراین عمدتا حاصل فقر فرهنگی و اقتصادی است، و فقر فرهنگی همان سنت‌هایی‌ست که می‌گویند طبق «سنت» دختران باید زود ازدواج ‌کنند.

در رابطه با جلوگیری از کودک‌همسری راهی هم وجود دارد؟

در رابطه با فقر فرهنگی باید برنامه داشت. باید امکانات فراهم کرد. باید رفت و آموزش داد. این جوری نمی‌شود گفت چون سنت است، اجرا شود. سنت‌ها اگر آسیب‌رسان نیستند که ما کاری نداریم اما اگر سنت‌های آسیب‌رسان داریم، باید با روش درست با آن مبارزه کنیم. مثلا الان گروهی در کشور وجود دارد که کارشان جلوگیری از ناقص‌سازی دختران است. می‌دانید ختنه دختران در جنوب ایران هنوز وجود دارد. رفتند از بزرگان اهل تسنن فتوا گرفتند که همچین چیزی در اسلام نیست و این‌ها اگر ختنه می‌کنند براساس سنت‌های خودشان است. ببینید در ازدواج فقط بلوغ جسمی کافی نیست، باید برای در ازدواج رشد شناختی و رشد عاطفی در نظر گرفته شود. ممکن است در مناطق گرمسیر بچه‌ها زودتر رشد کنند اما رشدشناختی و رشد عاطفی‌شان رشد نمی‌کند.

یک قاضی می‌تواند تشخیص رشد شناختی و عاطفی یک کودک را با پرسیدن چندتا سوال بدهد؟

نه این باید حتما از طریق یک روان‌شناس باشد. باید برای تشخیص رشد یک روان‌شناس حضور داشته باشد، چون رشد جسمی همین‌جوری به چشم همه می‌آید، ولی رشد شناختی باید از طریق انجام تست‌های روان‌شناسی اثبات شود. یعنی ببینیم این فرد از نظر رشد شناختی در چه سنی قرار دارد. ببینید دوران بلوغ بدترین و بحرانی‌ترین دوران است چون همراه با تغییرات زیاد است و بعد ما این دوران را انتخاب کنیم برای مهم‌ترین تصمیم زندگی‌مان که ازدواج است.

در سال‌های اخیر آمار ازدواج در کشور کاهش داشته است. فکر نمی‌کنید مسئولان از کودک‌همسری به عنوان یک راه برای بالا بردن آمار ازدواج استفاده می‌کنند؟

بله این هم می‌تواند دلیل باشد تا هم آمار ازدواج و هم آمار بچه‌دار شدن بالا رود. چون در سنین پایین افراد بیشتر بچه‌دار می‌شوند. در واقع هم از نظر سیاست جمعیتی که الان خیلی دنبال این هستند که جمعیت ایران اضافه شود و هم از نظر اینکه آمار ازدواج بالا می‌رود، با کودک‌همسری موافقند. به هر حال افراد وقتی بزرگ تر می‌شوند ازدواج برای‌شان مشکل‌تر است و افراد می‌دانند که کار به این سادگی نیست و یک مقدار هم تابع وضعیت اقتصادی هستند.