logo
رابطه امنیت شهری با بافت حاشیه
تاریخ انتشار: 6 جولای ماه 19 

رابطه امنیت شهری با بافت حاشیه

نرگس اسلام دوست*

مناطق حاشیه نشین يكى از عوامل اصلى ناپايدارى شهرى و برهم زننده امنيت شهرى شناخته مى شود.

حاشیه نشین فردی است که در محدوده زندگی اقتصادی و اجتماعی شهر زندگی می کند ، ولی جذب نظام اقتصادی و اجتماعی متعارف شهر نشده است .روشن است که حاشیه نشین ها به عنوان شهروندان رسمی و مشروع در جامعه شهری پذیرفته نشده اند و از این رو در حاشیه امکانات ، خدمات و تسهیلات زندگی عمومی و زیر بنایی قرار دارند

بی شک یکی از دلایل ایجاد این مناطق بی برنامگی و عدم نظارت بر ساخت و ساز شهری بوده است .مناطق حاشیه نشین دچار مشکل فقر ، بزهکاری ، اعتیاد و… می باشد

برخی از ویژ گی های کالبدی اجتماعی فرهنگی این محله ها عبارتند از : بهره مندی از نقشه شهری نامنظم ، در عین حالی که ترکیب کوچه ها و خیابا نها نظمی کارکردی و غیر هندسی به وضعیت انحرافی محله داده اند، فقدان تسهیلات مناسب برای زندگی شهری نظیر خیابان بندی ،جوی آب ، روشنایی معابر و ..، نامطلوب بودن تردد و عبور و مرور در محله ، استفاده غیر مجاز از خدمات شهری (آب و برق و ..) ، نداشتن سند رسمی برای اماکن ، تقسیم شدن منازل به قطعات کوچک در طول زمان ، مشارکت زنان برای تامین معاش و خانواده های بی سرپرست و بد سرپرست به دلیل زندانی شدن همسران ، وجود روابط چهره به چهره در محله ، از بین رفتن قبح فعالیتهای اقتصادی انحرافی در بین اهالی ، وجود قلمرو و پاتوق برای هر یک از کاسبان مشاغل انحرافی ، می باشد.

باید خاطر نشان کرد که این محلات حاشيه اى نيستند، بلكه از جهات مختلف به جامعه پيوند خورده اند؛ در حقيقت نه تنها از نظام موجود جدا نيستند و در حاشيه قرار ندارند بلكه در متن نظام اجتماعى قرار گرفته اند و توسط آن بازتوليد مى شوند

به علت تسری مسایل اجتماعی و فرهنگی این محله ها به دیگر نقاط شهر( به دلیل تبادلات فرهنگی و اقتصادی میان این محلات و دیگر نقاط) حل مشکلات و یا کاهش آن در این میان از اهمیت ویژه ای برخوردار بوده و نیاز به برنامه ریزی دقیق و کارشناسی و به دور از تصمیمات آنی ،مقطعی و تبلیغاتی دارد . پى گيرى برنامه هاى كلان و خرد در راستاى كاهش نابرابرى هاى شهرى به ويژه نابرابرى در دستيابى به فرصتهاى فرهنگی و اجتماعی بایسته است ارتقا یافته و در دستور كار مديران شهری قرار گيرد

جهت برون رفت از امر فوق، بهبود وضعیت سکونتگاههاي غیر رسمی و فرسوده شهري به خصوص در بعد اقتصادي آن و توجه به سطوح پایینتر و ابعاد ملموس زندگی شهري با اتخاذ روشها و رویکردهاي مشارکتی به منظور حل معضلات نیاز می باشد.

مشارکت در رشد و توسعه سکونتگاهها، بر پایه کمک به ساکنان، به منظور درك توانمنديهاي خود و پذیرش این نکته که بدون وابستگی به بیرون، میتوانند در ارتقاي کیفیت حیات جمعی موثر و عملاً در بهبود شرایط زندگی خود مفید باشند آغاز میشود. در این فرآیند توجه به سیاستهاي توسعه اصلاح طلبانه (در برخورد با این پدیده نابهنجار شهري) به تدریج روند تکاملی خود را طی کرده و به سمت استراتژيهاي تشکیل سرمایه اجتماعی سوق می یابد.

که در صورت محقق شدن امر فوق شاهد پایین آمدن هزینه هاي ناشی از تخریب و نگهداري تجهیزات شهري و تامین امنیت مناطق حاشیه نشین، کاهش هزینه هاي رفت و آمد به مناطق همجوار به جهت تامین خدمات و خودکفایی شهرك ، – استفاده بهینه و افزایش کارایی اراضی بایر و رها شده در شهرك به جهت مشارکت در سرمایه گذاريهاي دولتی خواهیم بود

هر چند در راستای رسیدن به اهداف فوق با مشکلاتی چون عوامل مدیریتی – عوامل اقتصادي – عوامل اجتماعی و فرهنگی -عوامل ارتباطی و… روبرو هستیم اما امید است تا با توجه به این امر و راهکارهای موجود در ارتقا امنیت جامعه و شهروندان حاشیه نشین بخصوص کودکان این مناطق کوشا باشیم.

*دبیر جمعیت حمایت از حقوق بشر زنان-استان البرز