logo
چرا از شاد‌بودن دانش‌آموزان ناراحت شویم؟
تاریخ انتشار: 1 ژوئن ماه 19 

چرا از شاد‌بودن دانش‌آموزان ناراحت شویم؟ امان‌الله قرایی‌مقدم-جامعه‌شناس (روزنامه شرق- پنجشنبه 9 خرداد 1398- صفحه 16) این بیت مشهور از محمدحسین نظیری‌نیشابوری که «درس معلم ار بود زمزمه محبتی/ جمعه به مکتب آورد طفل گریزپای را» به‌صورت ضرب‌المثل درآمده است . سال‌ها پیش استادی مانند باغچه‌بان بر همین اصل تأکید داشت. مرحوم نیرزاده، آموزگار بزرگواری که با آواز به کودکان درس می داد نیز همین را در روش خود به کار برد که در کارش موفق شد. نظام تعلیم‌و‌تربیت زمانی پیشرفت خواهد داشت که در کلاس لبخند باشد و معلم و شاگرد با لبخند و شادی درس بخوانند چون دانش‌آموزان از کلاسی لذت می‌برند که معلمی خوش‌سیما و زیبا و خنده‌رو و شاد دارد.

من به عنوان یک متخصص تعلیم و تربیت و از نخستین فارغ‌التحصیلان این رشته در ایران که در دهه 1340 افتخار شاگردی استادانی مانند دکتر شکوهی و دکتر آریان‌پور را داشته‌ام و از جمله لیسانس و فوق‌لیسانس و دکترای خود را در همین رشته گرفته‌ام و تز پایان‌نامه‌ام در چنین موضوعی بوده است، معتقدم یکی از مهم‌ترین عوامل مؤثر در یادگیری، شاد‌بودن فضای تحصیل و تدریس است. معلمی که ترش‌روی و اخمو است، مدرسه‌ای که از محیط آن و همچنین از قیافه معلم و مدیر و در و دیوار مدرسه -آنچه با عنوان «فضای فیزیکی مدرسه» از آن نام می‌بریم- غم و ناراحتی می‌بارد، نمی‌تواند کارکرد مناسبی در تعلیم و تربیت بیابد. خود فضای فیزیکی مدرسه در یادگیری مؤثر است و وقتی شادی و خنده در آن برقرار باشد و دانش‌آموزان آواز بخوانند و بخندند و شاد باشند، یادگیری در آن بهتر صورت می‌گیرد. در کلیت جامعه نیز اگر به‌جای غم و غصه، شادی حاکم باشد هم از دیدگاه قرآن، چنان‌که آیت‌الله مطهری هم اشاره کرده است و هم، بر اساس تحقیقاتی که در دانشگاه جان هاپکینز به عمل آمده است، از لحاظ تولید اقتصادی و بازدهی کاری، جلوگیری از تمارض و عوامل متعدد دیگر بسیار مؤثر است. به همین دلیل در سراسر دنیا کوشش بر این است که محیط جامعه شاد شود. چرا باید از شاد‌بودن یک عده دانش‌آموز ناراحت باشیم؟ آیا اگر غم را در جامعه نهادینه کنیم به معنای پیشرفت خواهد بود؟ به عقیده من آقایانی که منتقد شاد‌بودن هستند، معنای شادی را درک نمی‌کنند و فکر می‌کنند که باید جوان دانش‌آموز با غم زندگی کند. اما جامعه‌ای که جوانش با غم زندگی کند، هرگز توسعه پیدا نخواهد کرد. جامعه‌ای که در آن شادی نیست، هیچ‌چیزی در آن نیست. همه‌چیز آن به بدی می‌انجامد چون نگاه آن بد است. چرا به جای آنکه دانش‌آموزان را به شاد‌بودن ترغیب و تشویق کنیم، به جای آنکه شادی را در کلاس و مدرسه و درون جامعه ترویج کنیم، باید دانش‌آموزانی را که شاد بوده‌اند، بد قلمداد کنیم؟ شادی جزء سنن ملی و فرهنگی و آیینی ما است. ما در دوران باستان یک روز از هر ماه جشن داشته‌ایم. اینکه در مدارس ساعتی سرود داریم، معنایش دقیقا این است که در آن ساعت باید بتوانند شاد باشند. سرود یعنی آواز و خواندن و شادی‌کردن. اتفاقا در شرایط کنونی که جامعه با هجمه و فشار دشمن و با تحریم اقتصادی از جانب قدرت‌های بزرگ روبه‌رو است، ما باید جامعه را تشویق کنیم که از لحاظ روحی و روانی شاد باشد و این احساس به فرزندان القا نشود که در جامعه‌ای بدبخت زندگی می‌کنند. نباید به جای ترغیب و تشویق مدارس به شاد‌بودن، علیه آنها اقدام کنند و مدیر مدرسه را به جرم شاد‌بودن دانش‌آموزان برکنار کنند. در این مورد، به جای معلم و مدیر، باید از وزیر آموزش‌و‌پرورش و مسئولان توضیح خواست. من حاضرم در کنار دیگر صاحب‌نظران تعلیم و تربیت در این مورد با هرکدام و هر گروه از این آقایان مسئول که خود را متخصص تعلیم و تربیت می‌دانند، مناظره کنم تا آن‌وقت معلوم شود که حرف کدام طرف علمی‌تر و منطقی‌تر است. باید ببینیم به چه دلیل عده‌‌ای معتقدند که محیط مدرسه به جای شاد‌بودن باید ناخوش احوال باشد. به نظر من اینکه محیط مدرسه یأس‌آور و ناامیدکننده باشد باعث بدترین لطمه‌ها به آموزش‌و‌پرورش و نظام تعلیم و تربیت خواهد شد و آن را از لحاظ کیفیت آموزشی به عقب خواهد راند.