50f2794764a3168ebf1820d97afd60de
بزرگداشت روز جهانی پيشگيری از كودك آزاری
تاریخ انتشار: 24 نوامبر ماه 13 

بزرگداشت روز جهانی پيشگيری از كودك آزاری، تلاش برای منع خشونت با كودكان است

روز 19 نوامبر برابر با 28 آبان ماه، روز جهاني پيشگيري از كودك آزاري و منع خشونت با كودكان است.

كودك آزاري پديده­اي جهاني است كه به دلايل گوناگون رو به گسترش است. بنا بر آمار سازمان بهداشت جهاني هر سال بيش از 40 ميليون كودك در جهان مورد انواع آزارها قرار مي­گيرند. در كشور ما نيز كودك آزاري پديده­اي رور به افزايش است اما آمار رسمي در اين مورد وجود نداردكه اين خود مسئله­اي قابل تامل و نشانه­اي از كم­توجهي و كم­كاري در اين زمينه است.

كودك آزاري رفتاري است كه از طرف بزرگسالان(والدين، سرپرستان، معلمان و افراد ديگر) نسبت به كودكان انجام مي شود و به سلامت جسمي و رواني آنان آسيب مي رساند.

كودك آزاري در انواع گوناگون، جسمي، عاطفي يا رواني، غفلت، سوء استفاده و اشكال آن (جنسي، بهره­كشي اقتصادي) صورت مي گيرد. انواع كودك آزاري با تفاوت هايي كه دارند، تاثيرات زيانبار مشتركي بر جاي مي گذارند:

–       پيامدهاي آسيب زاي آنواع كودك آزاري به جنبه خاصي از رشد كودك، جسمي يا رواني، محدود نمي شود بلكه اثرات آن تا بزرگسالي ادامه مي يابد و در بسياري از موارد به چرخه كودك آزاري مي انجامد و كودك قرباني آزار در كودكي، به آزارگر در بزرگسالي، تبديل مي شود.

در سالهاي اخير به نوعي از كودك آزاري توجه شده كه با ساير انواع كودك آزاري تفاوت دارد و آن كودك آزاري ساختاري است.

مهم­ترين ويژگي كودك آزاري ساختاري اين است كه بر خلاف ساير انواع كودك آزاري، كودك توسط فرد يا افرادي مورر آزار قرار نمي گيرد بلكه آسيبي كه به كودك وارد مي شود از ساختارهاي اقتصادي، اجتماعي-فرهنگي جامعه ناشي مي شود. نمونه هاي اين نوع كودك آزاري را مي توان در حوزه­ اقتصادي و اجتماعي-فرهنگي مورد بررسي قرار دارد.

–       در حوزه اقتصادي كار كودكان نمونه بارز كودك آزاري ساختاري است. كار كودك از اين نظر آزار محسوب مي شود كه مانع دستيابي او به حقوق اساسي خود از جمله اموزش، بهداشت، سلامت، بازي و شادي است. در واقع اجبار كار كودك به كار توسط پدر و مادر صورت نمي گيرد بلكه شرايط نامناسب اقتصادي جامعه كه محصول ساختار اقتصادي جامعه است، كار اجباري را به كودك تحميل مي كند. نمونه هاي ديگر كودك آزاري در حوزه اقتصادي، كودكان بازمانده از تحصيل، و ازدواج در سنين پايين است كه هر دو به سلامت جسمي و رواني كودكان آسيب مي رساند. در واقع بازماندن از تحصيل به دلايل اقتصادي يعني در نظر گرفتن آموزش به عنوان يك كالا و نه يك حق اساسي. كالايي كه كودكان محروم، نمي توانند از آن بهره­مند شوند.

–       در حوزه­ي اجتماعي-فرهنگي مي توان از آزارهايي كه از نظام آموزشي و نه توسط معلمان و مديران، بر كودكان وارد مي شود، نام برد. مانند رقابت، آموزش مبتني بر حافظه، نمره­گرايي، فضاهاي نامناسب آموزشي، كمبود مدرسه، تعداد زياد دانش آموزان در هر كلاس، آموزش در نوبت بعد از ظهر كه با خستگي كودكان همراه است و دادن تكاليف درسي زياد به كودكان كه مانع استراحت و خواب كافي آن ها مي شود.

اين موارد از آن جهت آزار شمرده مي شود كه سبب اضطراب، فشار رواني، خستگي محروميت از خواب و استراحت كافي و د رنتيجه كاهش سلامت جسمي و رواني كودكان مي شود.

نقش خانواده در كودك آزاري ساختاري چندگانه است:

–       برخي خانواده ها به علت آگاهي كمتر از خطرات ناشي از فشارهاي نظام آموزشي آنها را مي پذيرند و هم آهنگ با مدرسه، آنها را تداوم مي بخشند و در نتيجه كودكان بيشتر در معرض آسيب قرار مي گيرند.

بعضي خانواده ها به علت آگاهي بيشتر تا حدي اين فشارها را تعديل مي دهند ودر نتيجه فرزندانشان آسيب كمتري مي بينند.

–       گروهي از خانواده ها نيز بجاي حل مشكل در دور باطل پيدا كردن مقصر گرفتارند، اين خانواده ها معتقدند كه مدرسه آنها مجبور به تحميل اين فشارها به فرزندانشان مي كند و مدرسه، به ويژه مدارس غير انتفاعي به عنوان بخشي از نظام آموزشي انتظارات زياد خانواده را سبب كاربرد اين فشارها مي داند، نمونه ديگر كودك آزاري ساختاري كودكان بازمانده از تحصيل، نه به علت شرايط نا مناسب اقتصادي بلكه به دلايل اجتماعي-فرهنگي است. كودكاني كه به علت بيزاري از مدرسه ترك تحصيل مي كنند و يا به دليل نپذيرفتن فشارهاي ناشي از نظام آموزشي از مدرسه اخراج مي شوند. بازماندن از تحصيل به هر دليل، اولين گام در راه رفتارهاي پرخطر است به ويژه در مورد كودكاني كه به دلايل غير اقتصادي به مدرسه نمي‌روند و به كار نمي‌پردازند.

–       تبعيض، به‌ويژه تبعيض جنسيتي كه جنبة فردي ندارد و به فرهنگ تبديل شده است نمونة ديگري از كودك آزاري ساختاري در حوزة اجتماعي-فرهنگي است.

اين نوع تبعيض در خانواده، مدرسه، جامعه، به صورت نگرش‌هاي تعميم يافته و حتي گاه در قوانين نيز وجود دارد.

پيشگيري و كاهش خشونت‌هاي ساختاري به علت پيچيدگي اين نوع كودك‌آزاري، دشوارتر از ساير انواع آزارهاست. آنچه مسلم است، بيشترين وظيفه و مسؤليت در اين زمينه بر عهدة دولت‌هاست زيرا اين نوع كودك آزاري، مسأله‌اي اجتماعي است و ريشه در ساختارهاي جامعه دارد. دولت‌ها مي‌توانند با امكاناتي كه در اختيار دارند با برنامه‌ريزي اجتماعي در سطح كلان با فقر زدايي و بهبود شرايط اقتصادي، اجتماعي، فرهنگي جامعه در كاهش آن بكوشند.

مشاركت همگاني راه ديگري براي كاهش اين آزارهاست. پديده‌هاي اجتماعي از جمله انواع كودك آزاري، دلايل متعددي دارند و در نتيجه براي كاهش آنها نيز راه‌هاي متنوعي وجود دارد. مشاركت سازمان‌هاي دولتي و غير دولتي، مراكز علمي و پژوهشي، خانواده‌ها و خود كودكان عامل مهمي در كاهش انواع خشونت نسبت به كودكان است.

آموزش نقش مؤثري در كاهش كودك آزاري دارد. بسياري از آزارها حاصل ناآگاهي افراد آزارگر بويژه از پيامدهاي كودك آزاري است.

آموزش همگاني راهي مؤثر براي كاهش خشونت با كودكان است.

–       با اميد به دنياي بدون خشونت براي همة كودكان

–       تلاش همگاني براي منع خشونت با كودكان

–       مهر ورزي با كودكان وظيفة ما و حق كودكان است.

                                    گروه تلاشگران ياری

                                    (شبكه ياری كودكان كار و خیابان)