logo
مخالفان تصویب قانون افزایش حداقل سن ازدواج چه کسانی هستند؟
تاریخ انتشار: 14 می ماه 19 

مخالفان تصویب قانون افزایش حداقل سن ازدواج چه کسانی هستند؟

گرچه مشکل کودک همسری، عموماً یک مشکل قانونی به شمار می آید که چون بخشی از نمایندگان مجلس با آن موافق هستند، امیدی به حل آن نیست، اما واقعیت آن است که این موافقت با ازدواج کودکان، پایگاه اجتماعی نسبتاً قابل توجهی دارد. نه تنها بخشی از مجلسی ها با قانون افزایش حداقل سن ازدواج مخالفند، بلکه بخشی از جامعه ی ما که می توان آن را بخش متشرع، تحصیلکرده و مرفه یا نسبتاً مرفه توصیف کرد، نیز با تصویب قانون افزایش سن ازدواج مخالفند و برای این مخالفت استدلال هایی نیز دارند که بیش از استدلال های موافقان افزایش سن ازدواج از نظر حاکمیت قابل قبول است.

▪️استدلال اینها عموماً حول نیازهای جنسی افراد بعد از بلوغ و پاسخ به این نیاز از مجرای شرعی (ازدواج) چرخ می زند. به نظر آنها اگر سن ازدواج به تاخیر بیفتد نوجوانانی که نیاز عاجل به برقراری رابطه جنسی دارند، راهی برای پاسخ به این نیاز نخواهند داشت، بنابراین احتمال وقوع رابطه جنسی غیر شرعی افزایش خواهد یافت.

▪️از طرفی این موافقان ازدواج کودکان، از انجا که بر اساس پایگاه طبقاتی شان به مساله ازدواج در سنین پایین می پردازند، کمتر به این موضوع توجه می کنند که کودک همسری عمدتاً برای کودکان مناطق محروم، حاشیه ای و طبقات فرودست مساله ساز است و محرومیت آنها را مستمر و تشدید می کند و سلامت فردی، روانی و اجتماعی آنها را به خطر می افکند.

▪️این موافقان مرفه و بعضاً پایتخت نشین بر اساس وضعیت طبقاتی خودشان، پایین بودن سن ازدواج را عاملی برای محرومیت درک نمی کنند و معتقدند با ازدواج هم می توان درس خواند، هم شاغل بود و هم نیاز جنسی را به طور شرعی برطرف کرد.آنها بر حسب دسترسی شان به امکانات بهداشتی، خطری هم برای بارداری در سنین نوجوانی متصور نیستند و بر آن هستند که این خطرات نمی تواند مانعی برای ازدواج در سنین پایین باشد. این موافقان کودک-همسری ممکن است نمونه هایی هم از ازدواج های صورت گرفته در سنین نوجوانی را سراغ داشته باشند که آدم های موفقی حساب می شوند، البته عموماً نمی گویند که این نمونه های موفق از استثناهایی هستند که به علت پایگاه اقتصادی-اجتماعی شان، تحت تاثیر ازدواج در سن پایین قرار نگرفته اند، و ازدواج راهکار و پاسخ مشروع خانواده های آنها به نیاز جنسی احتمالی نوجوانان بوده است.

▪️در واقع صورت بندی این گروه از مدافعان کودک-همسری، از ازدواج در سنین کودکی، یک مساله شرعی است تا یک معضل اجتماعی که حقوق کودکان را تهدید می کند. همین صورت بندی از مساله است که موجب می شود، از نظر آنها کودک-همسری به عنوان یک معضل اجتماعی، اهمیتی نداشته باشد و جایگاه فرادست و مسلط آنها در سلسله مراتب اجتماعی نیز باعث می شود که به پیامدهای کودک- همسری برای کودکان طبقات فرودست توجهی نداشته باشند.

▪️موافقان کودک همسری با مقدم دانستن رابطه جنسی در چارچوب شرع بر حیات فردی و اجتماعی کودکان مورد معامله در قراردادهای ازدواج اجباری، راه را بر هر گونه گشایش حداقلی برای این معضل اجتماعی بسته اند.

▪️ نکته آخر اینکه، قانون افزایش سن ازدواج اگر چه نمی تواند راهکار نهایی معضل کودک-همسری باشد و تا برطرف شدن زمینه های اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی این پدیده، انتظار حل آن صرفاً با ابزار قانون، بیش از حد خوش بینانه است، اما تصویب قانون، یک اقدام حداقلی و قدم اول برای پیشگیری از این معضل است که نباید نادیده اش گرفت.