logo
اعتماد عمومی چطور در بحران بر می‌گردد؟
تاریخ انتشار: 7 می ماه 19 

اعتماد عمومی چطور در بحران بر می‌گردد؟ بهاره فاطمی، کارشناس ارشد سازمان‌های مردم نهاد از دانشگاه سن‌دیگو در این روزهای پر از درد که بحران ها امانمان نمی دهند، از هر سوی احساسات بر همه ما در هر نقشی که باشیم غلبه کرده است. هر کس به نوبه خود نگران، غمگین و خشمگین است. همه شاید از رسانه های مختلف شنیده باشیم که احساسات خود را کنترل کنیم و معقولانه تصمیم بگیریم، قضاوت نکنیم و تا پایان بحران به دنبال مقصر نگردیم. اما همچنان انگشت ایراد را به هر سویی برده ایم؛ دولت، سازمان های مردم نهاد و مردم عادی همه به هم ایراد می گیرند و دیگری را به ناکارآمدی و جهل متهم می‌کنند. این امر باعث شده است که هرکس از ظن خود برای کمک رسانی وارد عمل شود. اما سوال اصلی این است که براساس «علم سازمان‌های مردم‌نهاد» در حین حفظ آرامش وظایف هر کس و هر سازمان چیست؟ و مهم تر از آن از نگاه تخصصی، سازمان های مردم نهاد چگونه می توانند در بحران‌ها بازدهی بیشتری داشته باشند؟ دولت وظایف دولت ایجاد بستری مطمئن برای انجام فعالیت سازمان های مردم نهاد و جمع آوری مالی از سوی این سازمان ها است. همچنین دولت با اعزام سریع نیروهای کمک رسان مانند ارتش به مناطق بحران زده شرایط را برای ورود سازمان های مردم نهاد آماده می کند و در اعلام آمارهای دقیق به این سازمان ها کمک می کند. حفظ امنیت مانند همیشه بر عهده دولت است و در این شرایط که مردم آسیب پذیر هستند ایجاد مناطق امن بیش از هر چیزی وظیفه اصلی دولت محسوب می شود. یکی دیگر از وظایف عمده و مهم دولت ها استفاده آنها از قابلیت های رسانه ایشان به منظور ایجاد یک بستر اطلاع رسانی منسجم و همه گیر است. زیرا حتی در عصر رسانه های اجتماعی همچنان این دولت ها هستند که بیشتر زیر ساخت های رسانه ای را در اختیار دارند. انتقال به موقع اخبار، اطلاعات و آموزش ها، به طور حرفه ای، سنجیده و بدون هر گونه مصلحت اندیشی های سیاسی یکی از کلیدی ترین وظایف دولت ها در شرایط بحران های طبیعی است. تردیدی نیست که در زمینه امور آموزشی دولت ها باید تعاملی سازنده با سازمان های مردم نهادی داشته باشند که در زمینه بحران مد نظر تخصص دارند. در نتیجه با توجه نکات فوق الذکر وظیفه اصلی دولت ها در بحران هایی از این دست تعامل سازنده با تمام گروه هاییست که به نحوی به این بحران مربوط اند: از مردم عادی گرفته تا سازمان های مردم نهاد. این وظیفه تعامل از دو جهت بسیار حیاتی است: ۱- دولت در بحران ها جایگاه مرکزی را دارد و به واسطه برخورداری از قدرت اجبارآمیز هیچ گروه دیگری نمی تواند بدون اجازه دولت کاری از پیش ببرد از همین رو مسئولیت ایجاد تعامل بر دوش دولت است.

۲- در شرایطی که تکثر بازیگران اجتناب ناپذیر است عدم تعامل به بیشترین میزان ناکارآمدی منجر می شود حتی اگر هر کدام از آن بازیگران به طور جداگانه وظایف مورد نظر خود را به خوبی انجام دهند. سلبریتی ها

در حال حاضر شاهد هجوم سلبریتی ها به مناطق سیل زده هستیم. سلبریتی ها بنا بر جایگاهی که میان مردم دارند توانسته اند اعتماد مردم در جذب کمک های نقدی و غیر نقدی جلب کنند. متاسفانه این نکته نه تنها نشان دهنده عدم اعتماد مردم به سازمان‌های مردم نهاد است، بلکه سلبریتی‌هایی هم که می توانند نقش سفیر را برای این سازمان ها بازی کنند اعتمادی نه چندان منسجم دارند. در نتیجه خود وارد عمل می شوند. این کار تا حدی پیش رفته است که دستگاه نظارتی در بحرانی مانند زلزله برای کنترل انتقال این حجم از پول و عدم اعتماد در خرج کردن این کمک های نقدی از سوی صاحبان حساب مجبور به مسدود کردن حساب های شخصی افراد شده است.

جمع آوری کمک های نقدی به طور شخصی در هیچ جای دنیا قانونی نیست و این کار یا به وسیله سازمان های مردم نهاد ثبت شده و مورد تایید سازمان مالیاتی کشور صورت می‌گیرد یا از طریق سایت های تامین مالی جمعی. البته به شرطی که این سایت ها خود یک سازمان مردم نهاد ثبت شده باشند. لذا نقش سلبریتی ها پل ارتباطی بین سازمان ها و مردم و کمک در جمع آوری مالی برای این نهاد ها است. از همین رو سلبریتی ها نوعی شمشیر دو لبه هستند که اگر با توجه به جایگاه ساختاری خودشان عمل کنند بسیار مفید خواهند بود اما اگر بخواهند خود انگیخته و خود محورانه وارد عمل شوند نه تنها کمکی نمی کنند بلکه باعث هدر رفت منابع و عدم هماهنگی در کمک به اشخاصی می شود که قربانی های اصلی این بحرانند. متاسفانه تجربه بحران های اخیر در ایران نشان داده است که سلبریتی های ایرانی نه تنها نقش موثری را در این بحران ها بازی نکردند بلکه در فرآیند کارهای دولت، سازمان های امدادی و سازمان های مردم نهاد نیز خدشه ها و وقفه هایی را ایجاد کرده اند. مردم

علی رغم اینکه بخش عمده ای از مسئولیت های بحران بر عهده دولت و سازمان های مردم نهاد است نباید تصور شود که مردم هیچ مسئولیتی ندارند. بزرگترین اشتباه در شرایط بحران این است که مردم را صرفاً قربانیان منفعل بحران تلقی کنیم. مردم نیز وظایفی دارند که در صورت عدم عمل به آنها بخش عمده ای از کمک ها و برنامه ریزی ها از سوی نهادهای دیگر بی اثر می شود.

مردم فارغ از بحث‌های همیشگی مبنی بر حفظ آرامش خود، باید گوش به زنگ سازمان های مردم نهاد مورد اعتماد خود باشند و با خواندن مطالب درج شده در رسانه های معتبر اطلاعات خود را ساعت به ساعت افزایش دهند. با وجود رسانه های مجازی مردم می‌بایست بیش از هر چیزی مواظب باشند تا خبرهای کذب را بازنشر یا نشر نکنند (خصوصا مردمی که در دل بحران نیستند و از فضای امن خانه‌یخود اخبار را دنبال می‌کنند).

بهترین شیوه برای آگاه ساختن مردم در شرایط بحران نسبت به مسئولیتشان ارتباط گرفتن سریع با اشخاص معتبر و محلیست، این اشخاص نقش بسیار مهمی را در شرایط بحرانی ایفا می کنند. این بحث را در بخش مربوط به سازمان های مردم نهاد بیشتر توضیح خواهم داد. برای مردمی که بیرون از دایره بحرانی قرار دارند بهترین کار رساندن کمک های نقدی و یا غیر نقدی به سازمان ها و یا داوطلب شدن در این سازمان ها است. سازمان های مردم نهاد

مدیریت سازمان های غیرانتفاعی و مردم نهاد در دنیای امروزی تبدیل به یک علم شده است. این علم زیر مجموعه ای بسیار حساس از مدیریت است که رسیدن به اهداف اجتماعی و حل بحران های جامعه مورد نظر و پایبندی به چشم انداز آن را از سازمانهای انتفاعی متمایز می کند. همانطور که از اسم آن معلوم است این سازمان ها غیر انتفاعی هستند، لذا پاسخگوی شرکا متعدد در زمینه سوددهی و سهام نیستند. اما مراحل سخت شفافیت و پاسخگویی به جامعه، دولت و خیرین را باید پشت سر بگذارند. این کار تنها با برنامه ریزی تیم مجرب و متخصص در مدیریت امکان پذیر است.

بحران درست است که خبر نمی کند ولی وظیفه اصلی سازمان های مردم نهاد این است که برای بحران برنامه ریزی داشته باشند تا جایی که احساسات نتواند بر تصمیم گیری ها غلبه کند و تمام کادر مدیریت وظایف خود را در آن شرایط بدانند. گاهی حتی وظایف در این شرایط تغییر خواهد کرد. مهم ترین نکته ای که نباید فراموش شود، هدف و چشم انداز سازمان است. در شرایط بحران کمک های فراوانی می شود کرد. اما باید سازمان ها بر اساس توانایی وارد عمل شوند. توانایی هایی که سالیان سال آن را ارتقا داده اند و برای ارائه خدماتشان تمرین کرده اند. به عنوان مثال سازمان مردم نهادی که هدفش ارتقا سطح تحصیلی کودکان است در این شرایط تنها باید به خدمات پس از بحران فکر کند و برنامه هایی برای بازسازی مدارس، جبران ساعات تحصیلی از دست رفته و کتب درسی داشته باشد. وظیفه این نوع سازمان خدمات درمانی و رساندن کمک های اولیه نیست.

سازمان ها باید برنامه ریزی های دقیق داشته باشند و بتوانند بر سر تقسیم وظایف بین یکدیگر از قبل به توافق برسند. تشکیل یک ائتلاف در این شرایط به کمک رسانی سریع و دقیق کمک می کند. این کار باید در شرایط آرام انجام شود و تمام مراحل اجرایی بین طرفین قرارداد به رسمیت شناخته شود. این ائتلاف می تواند با تمام ارگان های دولتی در تعامل و تبادل اطلاعات مورد نیاز باشد و با رسانه ها برای خبر رسانی سنجیده و آموزش همکاری کند. به علاوه می تواند با انسجام و تقسیم کار دقیق، کمک ها را بین آسیب دیدگان پخش کند و از پخش نامتعادل جلوگیری کنند.

اعتماد را باید در مواقع آرامش جلب کرد، نه در مواقع بحران. ایجاد اعتماد یک‌شبه اتفاق نمی افتد و اعلام جمع آوری کمک های نقدی و غیرنقدی و یا ایجاد ارتباط شخصی با افراد آسیب دیده در لحظه وقوع بلایای طبیعی به ایجاد اعتماد کمک چندانی نمی کند، بلکه می تواند چهره سازمان را در جامعه به عنوان یک سازمان سودجو خدشه دار کند.. سازمان های مردم نهاد اگر به بحث ایجاد اعتماد مستمر و روابط مستحکم با جامعه توجه بیشتری کنند می توانند سلبریتی ها را از انجام کارهای خودجوشی بازدارند که به اهداف سازمان و دولت خدشه وارد می کنند. آین وظیفه اصلی سازمان هاست تا سلبریتی ها را در این لحظات حساس هدایت کنند و برای این کار باید رابطه دوطرفه بلند مدت بر پایه اعتماد و شفافیت بنا کنند.

دو نکته به سازمان ها در این زمینه کمک خواهد کرد: اولین نکته این است که مدیران و موسسان سازمان خود را سلبریتی محسوب نکنند و برای ایجاد این رابطه تلاش مستمر و بی وقفه کنند. دومین نکته شفافیت کامل در همکاری و به رسمیت شناختن نیازهای کسانی است که به کمک احتیاج دارند .

وجود سازمان های مردم نهاد مخصوصاً در این شرایط بحرانی به ارتقا سطح اعتماد مردم به دولت کمک خواهد کرد و عدم هماهنگی بین نهادهای دولتی و غیرانتفاعی میتواند منجر به کمک های نسنجیده، نا امنی و اطلاع رسانی کذب شود.

IMG_20190507_093707