arm-Copy
به مناسبت ۸ مارس، روز جهانی زن
تاریخ انتشار: 12 مارس ماه 19 

به قلم زنده یاد: استاد پرويز شهرياری اين درست است كه زنان در درازای تاريخ فشار و آزار دوگانه ای را تحمل كرده اند؛ از يك طرف همراه با همه ی مردم با نابرابری های اجتماعی و زير سلطه ی نظام های نامردمی بوده اند و از طرف ديگر ناچار به پذيرفتن رابطه های مردسالاری. اين هم درست است كه زنان هم مانند هر قشر ديگری از رنج ديدگان و زحمت كشان، بايد سازمان های ويژه ی خود را داشته باشند تا بتوانند مسئله های خاص خود را مطرح كنند و جامعه را در جريان نابرابری های موجود قرار دهند و راهی برای زدودن چهره ی انسانی از زشتی ها، نابرابری ها و ستم های آشكار و پنهان پيدا كنند.

ولی همه ی اين ها، به آن معنا نيست كه خود را از مردان جدا كنند و برای رسيدن به هدف های درست و انسانی خود، به نحوی رو درروی مردان قرار گيرند. ده ها سال است در ميان مردان و به ويژه مردان زحمت كش، ‌روشنفكرانی پديد آمده كه درك كرده اند دربند نگه داشتن زنان و رابطه ی اجتماعی نابرابر با آنها، زنجيرهای نابرابری را بردست و پای خود آن ها محكم تر می كند، دريافته اند تا زمانی كه نابرابری بين زن و مرد و زورگويی و حاكميت مرد بر زن وجود داشته باشد؛ تا زمانی كه زن استقلال اقتصادی نداشته باشد و تا زمانی كه از زنان به عنوان “نيمه ی دوم” يا “جنس دوم” و بيرون از فعاليت علمی، هنری، اجتماعی و سياسی ياد شود؛ جامعه نمی تواند چهره ی انسانی خود را بازيابد. اين مردان با مسير تاريخی حركت جامعه ی انسانی در طول تاريخ آشنا شده اند و می دانند جدايی بين زن و مرد و دوران مردسالاری از زمانی آغاز شده كه جامعه ی ظالمانه ی طبقاتی و ايجاد دولت هايی از قشرهای كوچك ولی زورمند و ثروتمند، پديد آمده است… و روشن است، وجود طبقه های متضاد و وجود دولت هايی كه از آن دفاع می كنند؛ جامعه ی انسانی را، اعم از زن و مرد، درهم می فشارد و چهره ی نامطلوب و غيرانسانی به آن می دهد.

اين مردان، در سال های اخير، به درستی به اين نتيجه رسيده اند كه زنان می توانند همپای مردان در همه ی صحنه ها وارد شوند و از عهده ی هركار انسانی برآيند. آن ها مي بينند، با اندك روزنه ای كه در دهه های اخير برای فعاليت زنان باز شده است؛ چگونه توانسته اند شايستگی خود را در دانش، هنر، اقتصاد و سياست نشان دهند و اين هنوز در شرايطی است كه نتوانسته اند حقوق برابر خود با مردان را به طور كامل كسب كنند.

در جوامعی كه با نظام سرمايه داری اداره می شوند؛ و به ويژه در كشورهای به اصطلاح جهان اول، تلاش می كنند زنان را دربرابر مردان قرار دهند و نيرو و خشم آن ها را درجهت های نادرست سوق دهند. در حالی كه ، در تحليل آخر، نه مردان و از جمله مردان زحمت كش و روشنفكر، بلكه نظام غارتگر سرمايه داری است كه تمامی جامعه را در تنگناهای طبقاتی گذاشته است.

چرا به عنوان نمونه، زنانِ ناشر، سازمان و يا نمايش گاهی جدا از مردان ناشر دارند؟ مگر “زنِ ناشر” با ” مردِ ناشر” فرق دارد؟

برخی جريان های فمينيستی، به ويژه در كشورهای سرمايه داری، تمامی تلاش خود را در رويارويی با مردان گذاشته اند و اين، خواست ِ سردمداران سرمايه داری است كه تلاش می كنند با ايجاد تفرقه، خود را از مبارزه ی مجموعه ی زحمت كشان خلاص كنند.

آزادی زن، بدون آزادی كل جامعه، معنای واقعی پيدا نمی كند، تاكيد می كنم، زنان بايد سازمان های ويژه خود را داشته باشند، ولی بايد به اين نكته توجه كنند كه در مبارزه های خود برای كسب حق برابر با مردان، خود را از مردان آگاه جدا نكنند. همان گونه كه مبارزه ی عليه فاشيسم و نازيسم، بدون هم دلی و همكاری با ضدفاشيست های درون جامعه ی آلمان و ايتاليا و اسپانيا ممكن نبود؛ و همان گونه كه مبارزه ی به حق و عادلانه ی قهرمانان فلسطينی عليه صهيونيسم، بدون هم پيمانی با سازمان های مترقی يهودی، و از جمله در درون اسرائيل ممكن نيست.

هرگونه جدايی بين آگاهان جامعه، تنها می تواند به سود كسانی باشد كه تغيير و تكامل را نمی پذيرند. مگر اين ناآگاهان را نمی توان در ميان خودِ زنان هم پيدا كرد؟

به ياد داشته باشيم،‌ مبارزه اجتماعی تنها وقتی به نتيجه می رسد كه همه ی هم فكران را، دور از اختلاف های جنسی، نژادی و مذهبی دربرگيرد.

روز ۸ مارس، روز جهاني زن، كه كم و بيش هم زمان با روز “اسپندگان”- روز حرمت گذاشتن به زن در سنت ايراني- است، بر همه ی زنان ايرانی فرخنده باد.

به اميد روزی كه همه ی نابرابری ها از چهره ی انسان و انسانيت پاك شود.