arm-Copy
حس عمیق و دیرپای تبعیض
تاریخ انتشار: 12 مارس ماه 19 

حس عمیق و دیرپای تبعیض فاطمه قاسم‌زاده- روان‌شناس کودک (روزنامه شرق- یکشنبه 19 اسفند 1397- صفحه 16) تبعیض در هر زمینه‌ای، ازجمله رفتارهای آسیب‌رسانی است که بر اساس شواهد موجود و تجربیات انجام‌شده، برای هیچ فرد و جامعه‌ای باید نه قابل‌پذیرش باشد و نه سودمند. به همین علت در متون حقوقی ملی و بین‌المللی مانند میثاق حقوق بشر، پیمان‌نامه حقوق کودک، قوانین اساسی کشورهای مختلف در بیشتر دستورات اخلاقی، دینی و اجتماعی بر منع آن تأکید شده است. بااین‌حال از دیرباز تاکنون، شاهد انواع تبعیض در جوامع مختلف هستیم.

به نظر می‌رسد مشکل اساسی در ساختارهای اجتماعی- اقتصادی جوامع در نتیجه، دو نوع درک از مفهوم تبعیض است. به همین علت بسیاری از قوانین و مقررات تبعیض‌آمیز ازنظر تدوین‌کنندگان آن که حافظان نظم موجود در جوامع مختلف هستند، تبعیض محسوب نمی‌شود و آن را به‌صورت امری طبیعی و درست مطرح می‌‌کنند. تا آنجا که حتی گروهی از افراد مورد تبعیض نیز آن را می‌پذیرند و به‌این‌ترتیب تبعیض، پایداری و دوام می‌یابد. نمونه مشخص این نوع تبعیض، تبعیض بین زنان و مردان است که علت اساسی آن وجود جوامع مردسالار از اعصار دور، به دلایل مختلف بوده است و همین امر سبب شده که از دیرباز «حس عمیق و دیرپای تبعیض» در زنان که مورد تبعیض بوده‌اند، شکل گیرد. این حس از آن نظر عمیق و دیرپاست که از قرن‌های دور بر اساس شواهد تاریخی و بر پایه تجربه‌های زیسته زنان شکل‌گرفته و از نسلی به نسلی منتقل‌ شده است تا آنجا که شاید بتوان آن را نوعی «کهن طرح‌واره قومی» یونگ، روان‌شناس آلمانی دانست که به‌صورت ارثی از نسل‌های دور منتقل ‌شده و در ساختار شخصیت انسان‌ها مؤثر است.تجربه زیسته در واقع واکنش زنان به تبعیض برحسب شرایط اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی زنان و جامعه متفاوت است و می‌توان آن را در کشور ما به گروه‌های زیر تقسیم‌بندی کرد: – گروه‌هایی از زنان عمدتا به دلایل فقر اقتصادی و فرهنگی تبعیض را می‌پذیرند تا آنجا که بخشی از فرهنگ و شناخت آنان می‌شود و حتی گاه بیشتر از مردان از تبعیض‌های جنسیتی حمایت می‌کنند و در نقش مادر یا همسر از ادامه‌دهندگان و مروّجان این تبعیض‌ها می‌شوند. به‌عنوان یک روان‌شناس در بین مراجعان خود مادرانی را دیده‌ام که در ارتباط با فرزندان دختر و پسر خود، به‌شدت از تبعیض‌های جنسیتی در مورد آنان حمایت می‌کنند و حتی بیشتر از پدران در محدودیت و محرومیت دخترانِ خود از حقوق اساسی‌شان، نقش دارند. در برخی از کشورها سنت‌های آسیب‌رسان ازجمله ناقص‌سازی جنسی زنان، کودک‌همسری و… از سوی زنان و مادران انجام می‌‌شود، درحالی‌که خود قربانی این آزارها بوده‌اند و از آنها رنج‌ برده‌اند. این گروه از زنان در مقابل یک رفتار تبعیض‌آمیز به‌شدت ناراحت می‌شوند و آن چندهمسری است و ازآنجاکه این تبعیض، قانونی است، در مورد آن نمی‌توانند اقدامی انجام دهند و تنها واکنش آنها همین حس عمیق و دیرپای تبعیض است که مسلما در استحکام نهاد خانواده، نقش منفی دارد. – واکنش گروهی از زنان به مسئله تبعیض، مبارزه با مردان است. درست است که تبعیض در جامعه مردسالار شکل می‌گیرد و اجرا می‌شود، اما به دو نکته اساسی باید توجه کرد. یکی اینکه همه مردان با آن موافق نیستند و این نگرش و رفتار خود را به صورت‌های مختلف نشان می‌دهند و حتی گاه همراه با زنان با تبعیض جنسیتی مبارزه می‌کنند. دیگر اینکه علت پذیرش تبعیض، ناآگاهی است نه مرد‌بودن.این گروه از زنان، وقت و انرژی خود را به‌جای مبارزه با تبعیض صرف مبارزه با مردان می‌کنند و درنهایت نیز به نتیجه‌ای نمی‌رسند و حس دشمنی با مردان را جایگزین حس تبعیض می‌کنند و درنتیجه انگیزه واقعی خود را برای مبارزه با تبعیض از دست می‌دهند و به کاهش تبعیض موفق نمی‌شوند. این گروه به‌جای مبارزه با عواملی که مردسالاری را به وجود می‌آورد، با مردان مبارزه می‌کنند و درنتیجه حمایت بخش‌های آگاه نیمی از افراد جامعه یعنی مردان را از دست می‌دهند. – روش درست مبارزه با تبعیض جنسیتی بر دو اصل اساسی استوار است: اصل اول آگاهی از دلایل تبعیض است. این تبعیض چرا و چگونه شکل‌گرفته و تداوم‌یافته است؟ ساختارهای اقتصادی، اجتماعی جامعه در ایجاد و تداوم آنها چه نقشی دارند؟ روش‌های درست منع تبعیض چگونه است؟ آگاهی؛ گام نخست آگاه‌سازی است. آگاه‌سازی همگانی از تبعیض و زیان‌های آن برای رشد فردی و توسعه پایدار اجتماعی، ضرورت تلاش همگانی برای منع تبعیض، نقش مشارکت در کاهش تبعیض، تأکید بر آگاه‌سازی زنان در گروه‌های محروم جامعه که به‌شدت در خانواده و محیط‌های کاری مورد تبعیض قرار می‌گیرند، آگاه‌سازی کودکان با توجه به نقش یادگیری‌های دوران کودکی در بزرگسالی.

اصل دوم مشارکت با همه کسانی است که فارغ از مرد یا زن بودن، به برابری زنان و مردان در زندگی اجتماعی پایبندند و تبعیض را پذیرا نیستند. مشارکت به مفهوم درست آن، یعنی مشارکت در تصمیم‌سازی، تصمیم‌گیری، برنامه‌ریزی، نظارت و ارزشیابی اقدامات انجام‌شده. چنین مشارکتی با همه کسانی که با تبعیض جنسیتی موافق نیستند می‌تواند پایه‌های محکم اقداماتی باشد که برای کاهش تبعیض، ضرورت دارد. مسلما در کنار زنان توانمندی که تبعیض را نمی‌پذیرند، مردان آگاهی نیز هستند یا می‌توانند باشند که با تبعیض مخالف‌اند و می‌توانند در این زمینه، یاوران زنان در منع تبعیض باشند.