arm-Copy
به مناسبت روز جهاني زن
تاریخ انتشار: 10 مارس ماه 19 

برابري جنسيتي،شايسته مداري و درس هاي بانو يلنا ايوانونا پوپووا!

يكي از چالش هاي مهم تساوي حقوق زنان و مردان فراي مساله جنسيت-در كنار همه مسائل  ديگر-اين است كه بحث هاي تساوي حقوق زنان روي كليشه هاي ذهني قبلي و اثبات نشده بنيان نهاده مي شود و اين الگوها عمدتا منبعث از دو تفكر اوليه است: الف:زن جنس ضعيف است و نياز به كمك و ترحم دارد. ب:كمال توانايي هاي بشري در مرد وجود دارد

با اينكه اكثريت افراد و فعالان حقوق زنان خود را فرسنگ ها از اين دو سنگ بناي تفكري نادرست دور مي دانند اما بسياري از آنان در عرصه عمل و به صورت نامحسوس به آن پايبندند. در عرصه تاريخ و ادامه آن تا اكنون در بسياري جاها  زنان فعال و مدبر اينگونه تشويق شده اند كه “مثل يك مرد كار مي كند”يا “براي خودش يك پا مرد است”.ادبيات دنيا مشحون از تقديس بواسطه صرف جنسيت و دادن عنوان هاي مردانه به عنوان پاداش به زنان موفق است .در عرصه كنوني نيز بعضي نحله هاي فمينيسم اين مساله را دنبال مي كنند كه چرا زنان نتوانند فلان كار را انجام دهند(كه مثال هاي مردانه انجام داده اند)و  فلان شخص نباشند(كه مرد است). از سويي براي بعضي از زنان علاقمند به مساله حقوق زنان تنها خواسته ها معني دارد و از مسوليت ها عبور مي كنند.مساله ي حقوق زنان براي اين گروه در اين حد تنزل مي يابد كه تماميت تعريف يك  زن موجودي ظريف،ضعيف و نيازمند كمك و حمايت است كه همه جا بايد براي او به خاطر جنسيت استنثنا قائل شوند و ترحم كنند. مساله اصلي اين است كه براي تفكرات و اعمال نبايد جنسيت تعريف كرد و جنسيتي كردن امور اولين خدشه به تساوي جنسيتي را وارد مي كند.

با وجود نمونه هاي فراوان تدبير و موفقيت زنان در دنيا چه نيازي است كه اول الگوهاي موفق مردانه اي مثل گاندي،اينشتين،چاپلين و…را تعريف كنيم و بعد مطرح كنيم چرا زنان اينگونه نباشند.چرا بايد نقطه غايي موفقيت نمونه هاي مردانه و راه رسيدن به حقوق برابر تقليد از آنان باشد .اين عين كوچك شماري حقوق زنان است و از كجا معلوم كه زنان در بسياري از اين زمينه ها موفقتر نباشند.

البته ممكن است ويژگي هايي در يك جنس شايع تر  باشد واما به خاطر نسبي بودن اين مساله ،تيپ سازي تفكري ،شكلي و كاري براي زن و مرد -كه از بدو به دنيا آمدن يك كودك آغاز مي شود-بي عدالتي به هر دو طرف است. از تفكر ريشه داري كه رنگ آبي را برتن پسر و رنگ صورتي را براي دختر برازنده مي بينيد و به عنوان  اسباب بازي براي پسر ابزار فني و براي دختر وسايل آشپزخانه مي خرد و در بازی هاي كودكانه اش مرد وظيفه كار و در اجتماع بودن را به عهده دارد و زن مسوول خانه داري است چه آينده اي مي توان انتظار داشت. و در نبود اين زيرساخت ها تنها همت نسل ها مي تواند باعث ايجادبستري گردد  كه قابليت هاي  هاي فردي عامل موثر هر نوع انتخاب باشد و به علايق و توانايي هاي هر فرد صرفنظر از جنسيت ارج نهاده شود.

يلنا ايوانونا پوپووا  شخصيت زن نمايشنامه  خرس اثر آنتون چخوف در ميانه نمايش و وقتي اسميرنف(شخصيت مرد)او را متهم به استفاده از ويژگي هاي زنانه براي فرار از تاديه بدهي مي كندمحكم مي ايستد و آن را رد مي كند،پوپووا بر مسووليت خود براي جبران قرض تاكيد دارد و امتيازي بابت جنسيت و ظرافت خود طلب نمي كندو با اينكه تا حال تپانچه در دست نگرفته است پيشنهاد دوئل اسميرنف كه ببيشتر براي ترساندن او است را مي پذيرد .ضمنا با اعمالش اسميرنف را شيرفهم مي كند كه داشتن آرايش و مرتب بودن علاقه اي شخصي و براي رضايت خاطر خودش است كه حتي در تنهايي و بدون حضور شخص ديگر هم انجام مي دهد شخصيت مرد داستان نبايد اين مساله را به حضور خود منتسب كند صرفنظر از محتوا يا نتيجه اين نمايش قسمت مورد اشاره در اين يادداشت در مورد عملكردغيرمنفعلانه بانو  پوپووا نمونه ي جالبي از وجود اراده واقعي براي برابري جنسيتي بدون پيش داوري و بي توجه به الگوهاي تعريف شده ثابت را در قرن نوزدهم و البته از نظرگاه ذهن نقاد چخوف پيش چشمان ما به نمايش مي گذارد.

تنها بعد از عبور از مرحله ي كليشه هاي جنسيتي و اولويت يافتن توانايي افراد به عنوان مهمترين معيار شايستگي مي توان از برابري حقوق سخن گفت.