arm-Copy
اعتیاد را می توان یک بیماری اجتماعی نامید که دارای عوارض روانی و جسمی است
تاریخ انتشار: 13 فوریه ماه 19 

دکتر فاضل الیاسی- جامعه شناس

اعتیاد را می توان یک بیماری اجتماعی نامید که دارای عوارض روانی و جسمی است، از طرف دیگر اعتیاد را می توان ضعف اراده در کنترل تکرار عمل فرد نام برد، که فرد با توجه به مصرف مواد شیمیایی و یا بار روانی و … قادر به تسلط بر نفس و رفتار خود نخواهد بود، اعتیاد پاسخ فیزیولوژیک بدن به مصرف مکرر موادی است که قابلیت اعتیادآوری دارد. هر نوع درگیر شدن و وابستگی به یک محرک که با وجود اثرات نامطلوبش برای ذهن ما خوشایند بوده و هر بار تجربه آن محرک، رغبت درونی ما را به تکرار آن تجربه بیشتر کند.

و افرادی که دچار اعتیاد می شوند به عنوان بیمار و رفتار و اعمال آنها برای جامعه قابل اعتماد نیست، فرد معتاد اغلب به ارزش های خانوادگی، فرهنگی و انسانی بی اعتنا و در شکستن هنجارها ابایی ندارد، نه تنها ارزش های خانواده بلکه اغلب خود خانواده را از دست میدهند، البته کار فقط با از دست دادن خانواده و تبعات اقتصادی و بی سرپرستی ختم نمی شود، بلکه بر چسب و انگ آن بر سایر افراد و اغلب کودکان بر جای خواهد ماند و مورد قضاوت و حکم ارزشی جامعه قرار خواهند گرفت. اعتیاد بلای خانمان سوزی است که از فرد شروع می شود، سپس مهمترین و تاثیر گذارترین نهاد اجتماعی یعنی خانواده را متلاشی و پس از آن جامعه را به چالش می کشد، افراد دارای اعتیاد در بسیاری از موارد به ضد ارزش تبدیل می شوند، حاضرند برای لحظه ای نشگی تمام اخلاقیات، ارزش ها و انسانیت را زیر پا بگذارند. البته اعتیاد فقط به قربانی شدن فرد و خانواده ختم نمی شود، شکل گیری افراد و باندهای قاچاق، خرید فروش و توزیع نیز اقتصاد و امنیت جامعه را با مخاطره جدی مواجه می کند. اگر چه نحوه روی آوردن به مصرف مواد مخدر، چگونگی توزیع و یا دستیابی به آن و .‌‌‌…. ممکن است متفاوت باشد، اما تبعات و آسیب های اجتماعی و روانی آن تا حدود زیادی مشابه است.

مسائل اجتماعی پسازلزله کرمانشاه

در این مطلب کوتاه قصد پرداختن به تمام آسیب های اجتماعی پسا زلزله نداریم، چون بحث کردن تمام مسائل اجتماعی این مناطق را بایستی در قالب کتاب منتشر کرد و در اینجا هدف ما پرداختن به افزایش اعتیاد بعد از زلزله کرمانشاه است.

در جریان زلزله ۲۱ آبان سال نود و شش در استان کرمانشاه، حدود صد هزار واحد مسکونی تخریب و یا دچار آسیب شد، و حدود هفتصد نفر جان باختند. جامعه شناسان از همان روزهای اول در باره آسیب های اجتماعی و روانی پسا زلزله هشدار دادند، و توجه نهادهای دولتی و تشکل های مدنی را به مسائل اجتماعی و روانی پسا زلزله خواستار شدند. اما شاهد توجه نهادهای دولتی و تشکل های مدنی به این مهم نبودیم.

اکنون یکی از مشکلات حاد مناطق زلزله زده کرمانشاه، مساله اعتیاد است.

بعد از زلزله ۲۱ آبان سال نود و شش، پیمانکاران زیادی به همراه حدود هفت هزار نیروی کارجهت امر بازسازی واحدهای تخریبی به این مناطق آمدند، که اغلب این افراد معتاد هستند. به دلیل فقدان مدیریت بحران و مدیریت پسا زلزله نه اسکان اضطراری به طور منظم صورت گرفت و نه اسکان موقت!!! اسکان دائم نیز بعد از حدود ۱۴ ماه از زلزله در شهر زمینگیر شده است با این حال مصرف مواد مخدر و توزیع آن بر خلاف زمان قبل از زلزله به یک امر عادی و سهل الشهود و سهل الوصول تبدیل شده است، انگار شهری است بی دفاع که گرگ ها نه فقط به خاطر سیر شدن بلکه برای نابودی کامل آن آمده اند!! این افراد به قول خودشان آمده اند تا برای زلزله زدگان خانه ای بسازند، خانه ها را که درست نمی سازند هیچ!!!! بلکه تیشه به ریشه خانواده ها می زنند!! زمان دسترسی به مواد مخدر تنها چند دقیقه است، در هر محله ای جایی برای فروش مواد تعریف شده است، توزیع کنندگان با ماشین و موتورسیکلت در جوار کمپ ها حضور دارند.

با توجه به عدم کنترل والدین بر کودکان، فقدان حوزه خصوصی و خانوادگی، مشغول بودن والدین به امر بازسازی و …… عملا جوانان و نوجوانان رها و بی دفاع شده اند، و بستری کاملا خطرناک برای آلوده شدن آنها محیا شده است.

مساله چنان حاد است که اعتیاد به روستاها نیز سرایت کرده است.