arm-Copy
آسيب اجتماعي تابوي بزرگ آموزش و پرورش
تاریخ انتشار: 3 فوریه ماه 19 

آسيب اجتماعي تابوي بزرگ آموزش و پرورش

نويسنده: علي بهشتي نيا در تعريف ساده مي توان آسيب هاي اجتماعي را به معناي زير پا گذاشتن هنجارها و قوانين و رفتاري دانست كه با انتظارات عرفي و عمومي جامعه همخواني ندارد. از انواع آسيب هاي رواني، اجتماعي، خانوادگي و ساير آسيب ها، آموزش و پرورش عرصه بروز و ظهور و خاستگاه برخي آسيب هاي اجتماعي بوده است. همواره مي توان منشا برخي آسيب ها از جمله افت تحصيلي، اختلال يادگيري، مهارت هاي ارتباطي و… را در آموزش و پرورش يافت. در نگاه فلسفي آموزش و پرورش بايد محلي براي مهارت آموزي و عامل پيشگيري از آسيب هاي اجتماعي باشد، اما در واقعيت آموزش و پرورش با فاصله گرفتن از رسالت ذاتي و فلسفي خود گاهي مولد و گاهي تشديد كننده برخي آسيب ها است.براي بررسي آسيب هاي اجتماعي مدارس و نقش آفريني آموزش و پرورش در پيشگيري از آسيب ها كافي است نگاهي گذرا به سياست هاي نظام آموزشي در سال هاي گذشته بيندازيم. در نگاه نخست ريشه بسياري از آسيب هاي اجتماعي امروز دانش آموزان را مي توان در نگاه بسته و واپس گرايانه سياست گذاران ديروز آموزش و پرورش

متاسفانه متوليان نظام آموزشي در سال هاي گذشته يا بر وجود آسيب هاي اجتماعي دانش آموزان سرپوش گذاشته اند و يا به سختي حاضر به پذيرش آسيب هاي موجود بودند. تكذيب اعتياد و مصرف دخانيات و مواد مخدر در مدارس خود گواه اين مدعا است كه آموزش و پرورش در ابتداي روش هاي حل مساله يعني در تعاريف و پذيرفتن مساله نتوانسته گامي موثر بردارد.

بسياري از آسيب ها در اين سال ها تابوي بزرگ آموزش و پرورش بوده و حتي امروز نيز ورود به برخي آسيب هاي موجود به سختي صورت مي پذيرد. اگر تا ديروز بر وجود اعتياد و برخي آسيب ها سرپوش گذاشته مي شد، امروز بر وجود آسيب هايي ديگر چون مشكلات ناشي از مسائل جنسي و خودارضايي و روابط نامشروع سرپوش گذاشته مي شود.

بنابر آنچه گفته شد مي توان نخستين مساله موجود در برابر آسيب هاي اجتماعي پيش روي دانش آموزان را در پذيرفتن مساله اي به نام وجود آسيب هاي اجتماعي در مدارس دانست كه گام نخستين حل مساله آسيب ها نيز هست.مساله دوم آموزش و پرورش در برابر آسيب هاي اجتماعي دانش آموزان، نگاه سليقه اي به آسيب ها است، به شكلي كه ميزان اهميت، اولويت و شكل آسيب ها با تغيير افراد و مسئوليت آنها، تغيير مي كند. براي نمونه هيچ تضميني براي دوام و قوام اجراي طرح برنامه ويژه مدارس كه در دوره وزارت آقاي بطحايي در دستور كار قرار گرفته وجود ندارد. متاسفانه در اين بخش از آسيب هاي اجتماعي نگاه جامع و بلند مدتي وجود ندارد. راه حل اين مساله جايگزيني نگاه علمي و تخصصي با نگاه شخصي و سليقه اي است. آموزش و پرورش بايد با نگاه علمي و اولويت بندي آسيب ها، برنامه اي جامع تدوين و تهيه نمايد كه با رفت و آمد افراد، خط مشي و سياست ها تغيير نكنند.مساله سوم در آسيب هاي اجتماعي موجود در نظام آموزشي موازي كاري و مشخص نبودن متولي آسيب ها در ساختار اداري آموزش و پرورش است. در ساختار اداري واحد مراقبت در برابر آسيب هاي اجتماعي زيرمجموعه اداره سلامت و معاونت تربيت بدني است كه اين معاونت نيز زير مجموعه معاونت پرورشي است، در حالي كه براي معلمان و دانش آموزان واژه آسيب هاي اجتماعي با مشاوره و روانشناسي گره خورده است.

با توجه به گستردگي آسيب هاي اجتماعي در مدارس و ناكارآمدي برخي طرح هاي مقابله با آسيب هاي اجتماعي، ساختار اداري عريض و طويل موجود نمي تواند پاسخگوي آسيب هاي نوظهور باشد. هم اكنون انجمن اوليا و مربيان، اداره مشاوره، اداره مراقبت وگاهي مقاطع تحصيلي هركدام مجري طرح هايي براي مقابله با آسيب ها و مهارت آموزي دانش آموزان هستند كه نشان از نابساماني حوزه آسيب هاي اجتماعي در آموزش و پرورش دارد. در اين حوزه نيز بازبيني جايگاه، حيطه اختيارات و شرح وظايف و تعيين تكليف متوليان آسيب هاي اجتماعي در آموزش و پرورش، امري ضروري و اجتناب ناپذير است. مساله مهم و ضروري ديگر در آسيب هاي اجتماعي مدارس، مهارت آموزي معلمان بويژه در مقاطع تحصيلي ابتدايي است. بدون ترديد پايه ابتدايي، حياتي ترين و حساس ترين مرحله مهارت آموزي و مقابله با تهديدها و آسيب هاي اجتماعي است. شناخت و پيشگيري از آسيب هاي اجتماعي در مدارس نياز به مهارت ويژه معلمان اين مقطع دارد. به راستي چه كسي بايد در مقابل آسيب هايي نظير اضطراب، افت تحصيلي، اختلال يادگيري و… كه گاهي محصول سياست هاي نادرست نظام آموزشي است دانش آموزان را مسلح كند؟ متاسفانه هم اكنون به دليل ناتواني آموزش و پرورش براي مقابله با آسيب ها بسياري از دانش آموزان به جاي مسلح شدن خلع سلاح مي شوند. در سال 96 نيز با اضافه شدن وظايف و تكاليف آموزش و پرورش براي نخستين بار برنامه پيشگيري از آسيب هاي اجتماعي به مجموع برنامه هاي آموزش و پرورش اضافه شد، با توجه به اين تغيير و فقر بودجه اي در اعتبارات آموزش و پرورش ساماندهي و اجراي طرح هاي پيشگيرانه در حوزه آسيب هاي اجتماعي بسيار دشوار خواهد بود. به نظر مي رسد هماهنگي، ساماندهي و يكپارچه سازي طرح ها، فعاليت ها، تدوين برنامه جامع مقابله با آسيب ها، پرهيز از موازي كاري بخش هاي مختلف در حوزه اداري و ستادي و آموزش ويژه معلمان مي تواند منجر به كاهش آسيب هاي اجتماعي در مدارس شود. همچنين براي حل مساله آسيب هاي اجتماعي پيش روي مدارس بايد نگاهي علمي تر و تخصصي تر داشت و نگاه پيشگيرانه را جايگزين نگاه سركوبگرانه كرد.

منبع: روزنامه ایران