arm-Copy
گزارش خبرگزاری ایرنا از موسسه خیریه آتنا
تاریخ انتشار: 13 ژانویه ماه 19 

تهران- ایرنا- برای گروهی از زنان و دختران، زیر پوست خاکستری این شهر، خانه شکنجه گاه است؛ جایی که عشق، محبت و حمایت جایش را به تهدید، تخریب و تنبیه داده است. خانه برای این زنان سیاه است و هیچ چراغ امیدی برای ماندن و ادامه روشن نیست.

«به نظر من یه خونه هرجایی میتونه باشه. میتونه بالای یه ساختمون بلند باشه. میتونه توی یه کوچه قدیمی که زیر یه بازارچه ا‌ست باشه. میتونه بزرگ یا میتونه کوچیک باشه. میتونه برای هرکس مفهومی داشته باشه یا هر رنگی داشته باشه. میتونه به رنگ آجر یا به رنگ شیشه و سنگ باشه. میتونه رنگ قرمز یا به رنگ …ولی من، یعنی بهتر بگم ما، معتقدیم خونه هرچی که باشه، باید سبز باشه. بله، سبز و همیشه سبز…». این دکلمه خسرو شکیبایی بازیگر سریال خانه سبز بود. سریالی که خیلی از ما با آن خاطره داریم. مفهوم خانه بیش از هر وقت دیگری با شروع این سریال برایمان معنی پیدا می کرد. اینکه خانه هرچه باشد و نباشد باید اهالی اش با هم گرم و صمیمی باشند و همین گرما و حمایت دلیل سبز ماندن یک خانه است. اما زیرپوست این شهر خانه هایی هستند که به جای صدای خنده و شادی، شاهد فریاد درد زنان و دخترانی است که قربانی تازیانه های مردانی شده اند که نام پدر، برادر یا همسر را یدک می کشند. مردانی که بی شک خودشان در کودکی قربانی خشونت بوده و حالا خشم و بغض و کینه در مشت های مردانه شان گره شده و بر اندام زنانه نزدیک ترین عضو خانه شان فرود می آید. درد فصل مشترک همه این زنان است. زنانی که در خانه هایی سیاه زندگی می کنند. زنانی که به اندازه یک قرن خسته اند و نیاز به کمک و حمایت دارند. فرزندانشان هر روز شاهد خشونت علیه آنها هستند و روزی می رسد که این زنان آنقدر طاقتشان طاق می شود، زخم های روح شان آنقدر کش می آید و عمیق و عفونی می شود که در نهایت یک روز عزم شان را جزم می کنند و برای یک بار و شاید هم آخرین بار از خانه بیرون می زنند. حالا تصور کن؛ برای زنی که نه راه پیش دارد نه راه پس، برای زنی که زندگی اش حاصل ازدواجی اجباری بوده است، برای زنی که همه اعتماد به نفسش را زیر مشت و لگدهای مردان زندگی اش از دست داده، برای زنی که فصل عاشقانه ای را تجربه نکرده، برای زنی که نه خانواده ای حامی اش بوده، نه همسر و فرزندانش، تنها راه باقی مانده، کندن و رفتن است. کندن از روزهای تلخی که یک روزش، یک سال می گذشت. اما برای زنی که از مرگ بازگشته، برای زنی که حتی خانه اش هم امن نیست، کجا امن است؟ شهر؟ بدون شک او تا مدت ها سرگردان می شود. در حالتی خوش بینانه خوابگاهش می شود گوشه ای از مسجد محله ای ناآشنا یا نیمکت های یک پارک. باید ته مانده غذای مردم و محبتشان را گدایی کند. خیلی خوش شانس باشد گرفتار افراد ناامن و نااهل نشود. خیلی خوش شانس باشد سر از خانه امن آتنا دربیاورد. خانه ای که حامی زنان و دختران خشونت دیده و در معرض آسیب است.

* نشانی؛ خانه ای بدون پلاک خانه امن در یکی از بن بست های کوچه ای باریک در محله ای قدیمی واقع شده است. خانه ای آجری و سه طبقه که برای مدتی محل امنی است برای زنان و دخترانی که در زندگی شان به بن بست رسیده اند. آنها پس از انجام امور لازم در کمیته مددکاری اجتماعی می توانند وارد خانه امن این مجموعه شوند. این خانه اما پلاک ندارد. نشانی اش محرمانه است. زنان و دختران ساکن این خانه خوب می دانند برای آنکه از دست تهدیدهای مردان زندگی شان در امنیت باشند، باید آهسته و پیوسته اینجا رفت و آمد کنند. حتی همسایه ها نمی دانند ساکنان این خانه آجری چه کسانی هستند. زنان و دختران راه یافته به این خانه باید طبق قوانین به این خانه وارد یا خارج شوند. انگار که سال ها است در اینجا زندگی می کنند. در این خانه همه افراد باید به حقوق هم احترام بگذارند و مراقب شرایط دیگران باشند. برایشان بهتر است که از نگاه کنجکاو همسایه ها دور باشند. به این دلیل که خانه امن در محلی واقع شده که بافت سنتی دارد. ممکن است مردم و همسایه ها پذیرش این موضوع را نداشته باشند. به همین دلیل بهتر است خانم ها هویتشان را فاش نکنند و با همسایه ها وارد بحث و گفتمان نشوند. عصر یکی از روزهای پاییزی، در یکی از طبقات خانه امن با زهرا افتخارزاده مدیرعامل موسسه خیریه آتنا به گفتگو می نشینم. هنوز زنان و دختران به خانه امن بازنگشته اند و تا 8 شب و برگشتن آنها به خانه مهلت داریم که گفتگویمان را به پایان برسانیم. چراکه این خانه هم مثل همه خانه های دیگر قوانین و مقررات خودش را دارد. هر کسی که وارد این خانه می شود فارغ از فرهنگ و خانواده و زبان و مذهبی که دارد، باید از قوانین این خانه پیروی کند. افتخارزاده می گوید: خانم ها باید تا قبل از ساعت هشت شب خودشان را به خانه برسانند و ساعت هفت صبح از خواب بیدار شده و خودشان را برای مهارت آموزی و اشتغال به موسسه آتنا برسانند. اینجا قرار نیست آنها فقط غذا بخورند، حمام و استراحت کنند و به همین شکل به زندگی شان ادامه بدهند بلکه باید تا مدتی که در خانه امن هستند مهارت یاد بگیرند و همزمان با آن برای مستقل شدنشان مشغول به کار شوند. پس انداز و برای آینده شان برنامه ریزی کنند. اینجا قرار است به جای اینکه به دست این خانم ها ماهی بدهیم، ماهی گیری یادشان بدهیم تا بعدها که از خانه امن رفتند، صاحب مهارت و شغل شوند.

* ایستگاه موقت برای بازتوانی خانه امن آتنا تنها خانه امن غیردولتی در تهران است که به ثبت رسیده و به صورت رسمی مشغول به کار است. اینجا یک ایستگاه موقت برای زنانی است که حتی عده ای از آنها از یک قدمی مرگ برگشته اند. اینجا نفسی تازه کرده، خودشان را پیدا می کنند، توانمند می شوند و سپس تصمیم می گیرند از این جا به بعد چه کنند؟ به گفته افتخارزاده خیلی از این زنان به خواست خودشان از خانه بیرون زده اند. آنها یا به صورت خودمعرف یا با معرفی دیگران و حتی بهزیستی راهی خانه امن می شوند. اما پیش از اینکه آنها به این خانه راه یابند، در موسسه آتنا مراحل مددکاری را پشت سر می گذارند. «قبلا تماس هایمان کم بود اما الان در روز پنج تماس داریم و تعداد مراجعان ما بالا رفته است. به همین دلیل هنوز عده ای در صف انتظار هستند. مخاطبان ما اغلب زنان سرپرست خانوار یا زنان خشونت دیده و در معرض آسیب هستند». اما فارغ از زنانی که به این مرکز مراجعه می کنند، دخترانی هم هستند که از خانواده های آسیب دیده، در معرض آسیب و فاقد سرپناه هستند و آنها نیز نیاز به حمایت دارند. این زنان و دختران اما همگی شان به خاطر مشکلات مختلف به ویژه خشونت های پی در پی سر از خانه امن آتنا درمی آورند. «هنگام مراجعه این افراد، ابتدا مصاحبه مددکاری انجام و یک برنامه کمکی برای این آنها درنظرگرفته می شود. اگر مشکلات جسمی داشته باشند، به کمیته پزشکی مرکز معرفی می شوند. اگر دچار افسردگی و اضطراب و سلامت روان باشند، چه خودشان چه خانواده هایشان به کمیته سلامت روان معرفی شده و خدمات روانشناسی و روانپزشکی دریافت می کنند. در واقع این خانم ها بر اساس نیازشان و نسخه ای که مددکاری می پیچید به کمیته موردنظرشان معرفی می شوند. آنها به نسبت کمیته ای که به آن معرفی می شوند، خدمات مختلفی از خدمات روانشناسی گرفته تا مهارت آموزی و اشتغال و حمایت های حقوقی و امدادرسانی دریافت می کنند». اما نگاه آتنا به موضوع این زنان و دختران سیستمی است. آنها در خیلی از مواقع نه تنها به این خانم ها بلکه به خانواده هایشان نیز مشاوره می دهند تا شرایط و کیفیت زندگی آنها را بهبود ببخشند. هدف این است که شرایط زندگی برای بازگشت این خانم ها به خانه هایشان مهیا شود. افتخارزاده می گوید: طلاق آخرین راه حل است. تمام تلاش ما این است این خانم ها به خانه هایشان و بالای سر فرزندانشان برگردند. به همین دلیل سعی می کنیم با عامل خشونت و مشکلات در خانواده مثل پدر یا برادر یا همسر نیز ارتباط بگیریم و به آنها نیز مشاوره بدهیم. اما در نهایت تصمیم گیرنده خود خانم ها هستند. گاهی محیط خانه آنقدر ناامن است که آنها هیچ شانسی برای برگشت ندارند. مثلا در یکی از موارد ما خانمی بود که همسرش شیشه مصرف می کرد و روی دخترشان آب جوش ریخته بود. به خاطر جو متشنج در خانه و وضعیت نامساعد سرپرست خانواده، همسرش قصد داشت از او جدا شود. با این حال گاهی پرسنل آتنا سعی می کنند با پادرمیانی اگر معضل اعتیاد عامل خشونت سرپرست خانواده باشد را نیز حل کرده و به طور مثال پدر مصرف کننده را به مراکز ترک اعتیادی که با آنها در ارتباط هستند، ارجاع دهند. اما در بعضی از مواقع خود خانم دیگر قصد بازگشت ندارد. آن هم به این دلیل که خانه محیط ناامن و پر از خشونتی برای او یا حتی فرزندشان است.

* زندگی موقت با قاعده و قانون مراجعه کنندگان به موسسه آتنا زنان و دخترانی تنها هستند که هیچ جا و هیچ کسی را برای حمایت ندارند. به همین دلیل پس از گزینش های لازم و با نظر کمیته مددکاری تعیین می شود که به صورت آزمایشی در موسسه آتنا بمانند، به پانسیون بروند یا وارد خانه امن شوند. «پانسیون اتاقی کوچکی است که هزینه اش را آتنا پرداخت می کند». آتنا اولین خانه امن غیردولتی، از مهرماه 96 در تهران ثبت و راه اندازی شد. آپارتمانی سه طبقه که هزینه رهن آن را خیری نیکوکار در اختیار موسسه آتنا قرار داده است. به گفته افتخارزاده آنها تاکنون 28 مادر و کودک را پذیرش کرده اند. یک دسته آنها خشونت دیده بودند و دسته دیگری افرادی که سرپناهی نداشتند و قادر به تامین و پرداخت هزینه های رهن و اجاره نبودند. یعنی خانه امن هم برای زنان خشونت دیده، است و هم برای زنانی که سرپرست خانوار هستند و نمی توانند هزینه رهن و اجاره را تامین کند. خانم ها از زمان پذیرش در این خانه باید یکسری قوانین را به درستی رعایت کنند. اول اینکه اجازه ندارند آدرس خانه را در اختیار عضوی از خانواده شان قرار بدهند. به این خاطر که در این خانه غیر از آنها زنان دیگری هم زندگی می کنند و برای حفظ امنیت آنها بهتر است که محل اقامتشان فاش نشود. «در مواقعی پیش آمده که برای مثال همسران این خانم ها به دفتر اصلی موسسه واقع در میدان جمهوری آمده و حتی ما را تهدید کرده اند و داد و فریاد سر داده اند. به همین دلیل ترجیح ما این است برای حفظ آرامش زنان، آنها به کسی آدرس ندهند». خانم ها اجازه ندارند تا دیروقت بیرون از خانه بمانند. آنها باید قبل از ساعت هشت شب به خانه برگردند و در مدتی که در خانه امن هستند، می توانند استراحت کرده، حمام کنند، غذای گرم بخورند، تلویزیون تماشا یا به کارهای عقب مانده شان رسیدگی کنند.

* مددکاری در خانه امن خانم ها در خانه امن کلید ندارند تا هر وقت دلشان خواست بیایند و بروند. کلیدها دست دو مربی است که در موسسه آتنا مشغول به کار هستند. آنها در این خانه همه کارها و رفتارهای خانم ها را زیرنظر دارند و با مشاهده کوچکترین مشکل به سرعت وارد عمل می شوند. آنها از ساعت پنج عصر در این خانه هستند و به خوبی می دانند که با این خانم ها که اغلب دچار بحران های شدید روحی هستند، چطور برخورد کرده و آنها را دعوت به آرامش کنند. روژینا رستگار مددکار و یکی از مربیان درباره وظایفش در خانه امن می گوید: ما همیشه هوای خانم ها را داریم. البته در حال حاضر عده ای از آنها به تازگی مرخص شده اند. بعضی ها با مشاوره های پی در پی سر خانه و زندگی شان رفته اند و عده ای دیگر که شرایط مناسب برای بازگشت آنها به زندگی سابقشان مهیا نبوده، جدا شده و زندگی مستقلی را با حمایت آتنا شروع کرده اند. در حال حاضر در طبقه سوم این خانه مادر و پسری زندگی می کنند که از سال 93 تحت پوشش موسسه آتنا بوده اند و از ابتدای راه اندازی خانه امن در مهر 96 هم به اینجا آمده و در یکی از طبقات ساکن شده اند. رستگار در این باره می گوید: «این مادر و پسر زمانی که به آتنا مراجعه کردند، فاقد سرپناه بوده و پس از توانمندی مادر حالا آنها در این واحد زندگی می کنند. پسر 16 سال دارد و محصل است. مادر نیز که مشغول به کار شده، توانسته پول پس انداز کند و قرار است با وامی که موسسه آتنا در اختیار وی قرار داده، بیستم دی ماه به خانه خودش که رهن و اجاره کرده اسباب کشی کند. در طبقات دیگر خانه امن نیز چند خانم دیگر زندگی می کنند». همراه با افتخارزاده و رستگار به طبقات دیگر می رویم. هنوز خانم ها از راه نرسیده اند. دو واحد وسایل زیادی ندارد. یک دست مبل قدیمی، تلویزیونی کوچک، کتابخانه و چند وسیله ضروری دیگر. وسایل این خانه حتی اهدایی از سوی مردم و خیرین است. مردم می توانند وسایل قدیمی شان را که هنوز قابل استفاده است و خودشان دیگر نمی خواهند به آتنا اهدا کنند. « ما حتی برای آوردن وسایل ماشین می فرستیم و خودمان وسایل را از مردم تحویل می گیریم. به شرط اینکه وسایل اهدایی قابل استفاده باشد».

* فقط کمی عشق با چاشنی محبت در خانه امن هر کسی در قسمت مناسب و مخصوص خودش زندگی می کند. اینجا تلاش می شود همه یکدیگر را مراعات کنند. افرادی که به خانه امن می آیند، درد مشترکی با هم دارند. آنها مثل هم رنج را در زندگی مشق کرده اند و با ادبیات عشق، محبت و نوازش آشنایی ندارند. تا چشم باز کرده اند، خشونت دیده اند. به همین دلیل وقتی وارد این خانه می شوند نفس راحتی می کشند و خوشحال اند در جای مناسبی غیر از کوچه و خیابان و پارک یا حتی خانه پر از خشونت شان می توانند استراحت کنند و شأنشان، منزلت زن بودنشان زیرسوال نرود. این زنها دنبال چیز عجیبی در زندگی شان نیستند. فقط کمی عشق می خواهند با چاشنی محبت. آنها خشونت دیده و در معرض آسیب اند. زنانی که زندگی با آنها بد تا کرده و روی خوشی بهشان نشان نداده است. رستگار ادامه می دهد: من همیشه سعی می کنم شنونده دردها و مشکلات آنها باشم. وقتی به خانه می آیند، تلاش می کنم حالشان را جویا شوم، با محبت با آنها رفتار و حال بدشان را تا حدودی خوب کنم. کار در اینجا باعث شده من دیگر راجع به آدم ها زود قضاوت نکنم و بیش از پیش درکشان کنم. خانم مربی درباره یکی از خاطراتش می گوید: یادم هست یک بار خانمی به همراه نوزادش وارد اینجا شد. آنقدر خسته و درمانده بود که نای نگهداری از نوزادش را نداشت. به همین دلیل نوزاد را در آغوش گرفتم و از او خواستم استراحت کند. این خانم جوری به خواب فرورفت که انگار سال ها بود به این آرامی نخوابیده بود. در این مدت مدام به نوزاد و آینده اش فکر می کردم و دلم می خواست مشکلات آنها حل شود و همسر آن خانم دست از خشونت بردارد. مادر و نوزاد به خانه شان برگردند و در آرامش به زندگی شان ادامه بدهند.

* به وقت مهارت آموزی و توانمندشدن این خانم ها اما قرار نیست در این خانه فقط بمانند و استراحت کنند و وابستگی به موسسه آتنا و خدمات آنها پیدا کنند. آنها از ساعت پنج عصر می توانند وارد خانه شوند و تا فردا صبح در این خانه بمانند. اما پس از آن کجا می روند؟ طبق روال و برنامه موسسه آتنا صبح زود در ساعت هفت حاضر شده و تا هشت صبح خودشان را به موسسه آتنا می رسانند. محلی که روی توانمندسازی آنها تاکید می شود. این خانم ها بیشتر با میل خودشان به آتنا می آیند چراکه علاقه ای به سرگردانی در کوچه و خیابان ندارند و خودشان نیز دوست دارند توانمند شوند. افتخارزاده می گوید: آنها از زمانی که وارد موسسه می شوند، به نسبت حالشان خدمات می گیرند. عده ای از آنها آنقدر خسته و درد کشیده اند که نای کار کردن ندارند. به همین دلیل خدمات مشاوره و روانشناسی دریافت می کنند تا وقتی که حالشان برای توانمند شدن مناسب شود. عده ای دیگر که این دوره ها را سپری کرده اند اما وارد چرخه توانمندسازی می شوند. یا آشپزی یاد می گیرند یا وارد کارگاه خیاطی می شوند یا آرایشگری. پس از گذراندن دوره های آموزشی و توانمند شدن، در موسسه آتنا یا مشاغلی که طرف قرارداد با این موسسه است، مشغول به کار می شوند. «کار در آتنا به این خانم ها کمک می کند هم آنها مستقل شوند و از طرفی آنها در ساعاتی که مشغول یادگیری یا کار هستند بخشی از مشکلاتشان را فراموش کرده و این موضوع به درمان روحی آنها نیز کمک می کند. به طور مثال ما خانمی را داشتیم که روزی برای کمک به آتنا آمده بود اما حالا در یک کارگاه خیاطی مشغول به کار است و مستقل شده و از فرزندش نگهداری می کند». عده ای از این خانم ها که هنوز ساکن خانه امن هستند، پس از گذراندن یک روز کاری در موسسه بار دیگر به آتنا بازمی گردند. در این میان فرزندان خانم ها یا دختران ساکن خانه که درگیر درس و ادامه تحصیل هستند، به مدرسه یا دانشگاه می روند.

* حواسمان به آنها هست کودک همسری، خشونت، آزار و اذیت روحی و جسمی از مهمترین مواردی هستند که باعث گریز زنان از خانه می شود. خیلی اتفاقی عده ای از آنها، تنها یا به همراه فرزندشان سر از خانه امن آتنا درمی آورند. همه تلاش ها در این موسسه این است که خانم ها و خانواده هایشان پس از مشاوره های لازم به خانه برگردند و در بیشتر مواقع آنها از خانه امن ترخیص می شوند و به خانه خود می روند. اما رابطه آتنا با آنها قطع نمی شود. افتخارزاده می گوید: خیلی از این خانم ها به موسسه آتنا می آیند و دوره های مهارت آموزی را پشت سر می گذارند. حتی همسران عده ای از آنها وقتی می بینند همسرشان در محل مناسبی که فقط خانم ها هستند، مشغول یادگیری مهارت است مجاب می شوند. عده ای نیز وقتی می بینند همسرشان حامی دارد و موسسه ای پشت او ایستاده دست از خشونت برمی دارند و رفتارشان را اصلاح می کنند. به هر ترتیب ما راهی برای ارتباط با این خانم ها پیدا می کنیم و اگر به موسسه نیایند نیز مددکاران موسسه هر از گاهی به خانه هایشان می روند تا مطمئن شوند آنها در صحت و سلامت هستند. به هر صورت حواسمان به این خانم ها هست که بار دیگر دچار خشونت نشوند و آسیب نبینند. «در این میان عده ای از همسران این خانم ها نیز با ما در ارتباط هستند و در مواقع بحرانی خودشان به ما زنگ می زنند و مشاوره می گیرند. هدف آتنا این است که از زنان خشونت دیده و آسیب پذیر و فرزندانشان حمایت کند. ما به دنبال حفظ ساختار خانواده ها هستیم تا زمانی که اعضای خانواده برای حفظ و بقای جمع خود تلاش کرده، از ما مشاوره بگیرند و برای بهتر بودن تلاش کنند».

 kj (2)

منبع: ایرنا