Law3
پایان دردناک دو زندگی
تاریخ انتشار: ۲۳ دی ماه ۹۶ 
  سرانجام امیرحسین قاتل ستایش پس از یک سال زندگی در سایه مرگ، همراه با اضطراب و فشارهای روانی ناشی از آن در روز پنجشنبه ۱۴/۱۰/۹۶، اعدام شد و درواقع بخشی از مجازات خود را، پیش از اعدام سپری کرد. امیرحسین هنگام انجام جرم هفده سال داشت و بر اساس پیمان­نامه حقوق کودک که جمهوری اسلامی ایران آن را پذیرفته است، افراد زیر ۱۸ سال که شامل کودکان و نوجوانان‌اند، اعدام نمی‌شوند. اما در کشور ما این روش اجرا نمی‌شود و افراد زیر ۱۸ سال که مرتکب قتل می‌شوند، تا ۱۸ سالگی و حتی سال‌ها پس‌ازآن در زندان، در سایه مرگ به سر می‌برند و پس‌ازآن اعدام می‌شوند و می‌دانیم که زندگی در سایه مرگ، ازآنجاکه با هراس و اضطراب فراوان همراه است، آن‌هم برای یک نوجوان، به‌مراتب دشوارتر و هولناک‌تر از مرگ است و درواقع مرگ تدریجی، همراه با شکنجه روانی است.
اما مرگ ستایش، کودکی که سراپا شورونشاط بود نیز، بسیار دلخراش و فجیع بود و طبیعی است که خانواده‌اش را به‌شدت ناراحت و داغدار کرده است. تا حدی که باوجود تلاش‌های فراوان از طرف خانواده امیرحسین و سایر افراد و مراکز مختلف، حتی اجازه تماس حضوری هم نمی‌دادند. درنتیجه امکان بخشش وجود نداشت. می‌دانیم که بخشش خصوصیتی است که از درون انسان سرچشمه می‌گیرد و عوامل بیرونی کمتر در آن مؤثرند.
واقعیت این است که رنج و اندوه خانواده ستایش که بسیار دردناک و عمیق است با اعدام امیرحسین، تسکین نیافته است، زیرا نه‌تنها ستایش را به آن‌ها برنگردانده، بلکه نوجوان دیگری را که خود قربانی شرایط اجتماعی موجود بوده، از بین برده است. به همین علت است که تأکید می‌شود «ببخشید اما فراموش نکنید» بااین‌حال هرچند که بخشش اجباری نیست، اما نبخشیدن نیز نه‌تنها مشکل را حل نمی‌کند، بلکه در مواردی بار سنگین پشیمانی را به همراه دارد. با توجه به این مشکلات، در این‌گونه موارد نقش و جایگاه قوانین مناسب از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است و به‌جای افراد، قوانین تعیین کننده حقوق و مجازات‌های مردم هستند. روندی که متأسفانه در کشور ما به دلایل مختلف اجرا نمی‌شود و در کنار قانون، اختیار بالاترین حق یعنی حق حیات، در اختیار بزه دیدگان قرار می‌گیرد.
مرگ فجیع ستایش و اعدام امیرحسین که مشابه آن بارها در جامعه ما اتفاق افتاده است نشان می‌دهد که علت و چاره این وقایع دردناک را در جای دیگری باید جستجو کرد. زیرا هر دو خود، قربانی هستند. بزه دیده، قربانی بزهکار و بزهکار، قربانی جامعه و نابسامانی‌های آن. در جهان امروز، نقش نظام‌های آموزشی با اجرای برنامه‌های باکیفیت در پرورش کودکان و نوجوانان توانمند، انکارناپذیر است. نقشی که در جامعه ما به دلایل گوناگون صورت نمی‌پذیرد و سبب می‌شود که دانش آموزان ما از توانایی کافی و رفتارهای مناسب در برابر مشکلات موجود، برخوردار نباشند.
شبکه یاری کودکان کار