295101-Hand-1321821082-748-640x480
زندگی را از من نگیرید
تاریخ انتشار: ۲۲ مرداد ماه ۹۶ 
زندگی را از من نگیرید
ای شمایان که بر مسند قضاوت نشسته اید 
و عدالت را درچارچوب نظم و قانون به اسارت کشیده اید
من سرشار از شوروشوقم 
رویاهای شیرینی در سر دارم 
و امید های شادی بخشی، در دل 
و نگاهی به آینده روشن 
زندگی ام را از من نگیرید
اگر در لحظه های نفس گیر
گناهی مرتکب شده ام 
نه از سر آگاهی و اراده
که ازروی بی خبری و نادانی است 
اما شما که کاتبان قانون 
و محافظان نظم اید
اگاهانه از من انتقام می گیرید 
وبی رحمانه خطای مرا تکرار می کنید
آن هم، پس از سالها دلهره کابوس مرگ
آیا می پندارید که عدالت را 
جاری ساخته اید؟
ای شمایان که از خطای من براشفته اید
و مرا سزاوار مرگ میدانید 
آن زمان که در چنگال فقر دست و پا میزدم
به یاری من آمده اید؟
آن هنگام که از کنترل خشم 
ناتوان بوده ام 
به من کمک کرده اید؟
آن زمان که گرفتار آزار وستم بوده ام 
از من حمایت کرده اید؟
آیا زندگی کردن را 
به من آموخته اید؟ 
که اینک می خواهید از من بگیرید؟
من خود قربانی ام، نه مجرم 
زندگی را ازمن نگیرید.

فاطمه قاسم زاده