Phot-1o
گزارش نشست تخصصی واکاوی کار کودکان که در دانشگاه علامه طباطبایی برگزار شد
تاریخ انتشار: ۲۷ خرداد ماه ۹۶ 

گزارش نشست تخصصی واکاوی کار کودکان

به مناسبت ۱۲ژوئن ( ۲۲ خرداد) روز جهانی مبارزه با کار کودک

شبکه یاری کودکان کار ( متشکل از سی و چهار سازمان غیر دولتی فعال در حوزه ی کودکان کار ) با همکاری انجمن های عضو و مشارکت انجمن علمی تعاون و رفاه اجتماعی دانشگاه علامه طباطبایی، به مناسبت ۱۲ژوئن (۲۲خرداد)، روز جهانی مبارزه با کار کودک، با شعار” کار کودکان: باز تولید فقر ” نشست “واکاوی کار کودکانرا برگزار کرد.

اعضای شبکه یاری در نشست ” واکاوی کار کودکان ” تلاش کردند با دعوت از اساتید دانشگاه و پژوهشگران این حوزه: دکتر شیرین احمد نیا، دکترگلنار مهران، دکتر محمد مالجو و دکتر پویا علاءالدینی، به بررسی دلایل ریشه ای کار کودکان  و یافتن راه کارهایی عملی برای ریشه کنی این معضل اجتماعی بپردازند.

دکتر “محمد مالجو” اقتصاد دان و پژوهشگر به بحث بنیادین باز تولید فقرپرداخت. او بحث خود را با این پرسش آغاز کرد که”زمینه های ساختاری پدید آمدن یا افزایش کودکان کار پس از جنگ ۸ ساله چه بوده است؟” مجموعه ای از عوامل در سالیان پس از جنگ موجب شدند عدم تعادل ساختاری بین مداخل و مخارج خانوارها به ویژه دهک های فقیرتر جامعه به وجود بیاید که یکی از پیامد های این عدم تعادل بین درآمدها و هزینه های خانوار به لحاظ فردی می تواند احیاناً عرضه کار کودک به بازار باشد. پیوند سه مجموعه از عوامل در این میان دخیل بودند:۱- مجموعه ای از سیاست گذاری های دولت ها در ارتباط با دهک های پایین تر جامعه به طور سیستماتیک و مستمر، حقوق عرفی یا قانونی آن ها را نادیده گرفته ، آن ها را بی چیز و بی چیز و بی چیزتر می کند  و منجر به  سلب  انواع داشته های اعضای فرو دست تر جامعه به نفع اقلیتی از اعضای قدرتمندتر جامعه می شود. ( سازو کارهایی نظیر خصوصی سازی ها، فساد اقتصادی در بدنه دولت، نحوه توزیع پول و اعتبار در بازارهای متشکل و غیر متشکل پولی، نحوه ی الگوی توزیع مخارج دولت و الگوی مالیات ستانی دولت ). این مستمر بی چیز شده ها، ناگزیرند برای تأمین معاش خود نیروی کار به بازار عرضه کنند. ۲-مجموعه ای ازسیاست های دولتی به طور مستمرتوان چانه زنی فردی و جمعی صاحبان نیروی کار را کاهش داده و از این رو دستمزد های انفرادی اعضای دهک های پایین جامعه را سرکوب کرده و قدرت خرید آن ها را پایین آورده است. ۳-رو به کاهش رفتن دستمزدهای اجتماعی و انفرادی افراد با یک روند فرسایشی در سال های پس از جنگ نیز موجب افزایش هزینه های خانوارشده است. در نبود امکان تحقق راه حل کارهای دسته جمعی اجتماعی، خانوارهای دهک های فقیرتر جامعه در واکنش به این عدم تعادل هزینه و درآمدهایشان که معلول این سه دسته از عوامل بوده است، عرضه ی نیروی کارشان را در قالب کار زنان، سالمندان، سرپرستان مرد و نیز کودکان افزایش داده اند، بنابراین افزایش کار کودک یکی از پیامد های چنین عدم تعادلی در ساختار هزینه ها و درآمدهای خانوارها است. برای رفع این معضل نیز باید سه تغییر در دستور کار قرار بگیرد: یکم) انحلال سیستم سلب مالکیت از توده ها؛ دوم) عقب نشینی دولت ازسیاست های سرکوب دستمزدهای انفرادی؛ و سوم) بازگشت دولت به اصول اقتصادی مصرح در قانون اساسی در باره ی وظایف اجتماعی دولت؛ البته در هیچ کدام از احزاب و گروه های سیاسی کنونی چنین برنامه ای را سراغ نداریم.

photo_2017-06-13_18-28-41

خانم دکتر “گلنار مهران” روان شناس و استاد دانشگاه الزهرا، دومین سخنران این نشست، نتایج طرح پژوهشی  در مورد “دلایل بازماندگی از تحصیل دختران روستایی و عشایری، به زعم ایشان اولین کودکان کار “را ارائه داد. این طرح پژوهشی بین وزارت آموزش و پرورش و صندوق کودکان سازمان ملل یا یونیسف، ازاواسط دهه هفتاد شروع و تا نیمه دهه هشتاد هم ادامه داشت و سپس به دلایلی متوقف شد.

این طرح در استان های کهکیلویه و بویر احمد، بندرعباس و کردستان انجام شد؛ زیرا بیشترین اختلاف پوشش تحصیلی بین دختران و پسران در این سه استان بود. در این پژوهش، دو سؤال اساسی مطرح بود:۱- “چرا دختران مدرسه نمی روند؟” و ۲- “اگر مدرسه رفتند چرا ترک تحصیل کردند؟” سفر به منطقه برای شنیدن دلایل، از زبان خود افراد و ارتباط گیری با مردم و جلب اعتماد آنان و گردآوری داده ها با روش پژوهشی کیفی و مشارکتی انجام گرفت. مصاحبه های بسیاری با خود دختر بچه هایی که یا مدرسه نمی رفتند یا مدرسه را ترک کرده بودند صورت گرفت. نتایج این پژوهش نشان داد عوامل درون مدرسه ای و برون مدرسه ای در این زمینه مؤثر هستند. عوامل اقتصادی، فرهنگی و آموزشی به عنوان سه عامل باز دارنده شناسایی شدند. عوامل بازدارنده فرهنگی شاید در درجه اول تفکر سنتی بود که مبتنی بر بی فایده بودن تحصیل دختران یا بی حاصل دانستن آموزش آنان بود؛ مثلاً: “دختر عیب است به مدرسه برود”، “مدرسه رفتن دختران، آن ها را از راه بدر می کند”، “دختر زود بزرگ می شود و شوهر میکند و دلیلی ندارد روی او سرمایه گذاری بکنیم” و… این تفکر سنتی، بی توجهی به آموزش دختران و درک محدود اولیاء از تحصیل به طور کلی و ارجحیت دادن تحصیل پسران به دختران را در برمی گرفت. هر گاه از پدری می پرسیدیم چند فرزند دارد، اول تعداد پسران، بعد احشام خود را می گفتند و در مقابل سؤال چند دختر دارید رو به مادر می کردند و از او می پرسیدند چند دختر داریم. اسامی مثل “دختر بس” و “آتش بس” نشان از بی اعتنایی به فرزندان دختر بود و حتی در یاسوج شاهد خود سوزی دختران جوان بودیم. عوامل اقتصادی که جزء عوامل برون مدرسه طبقه بندی شدند: فقر مالی شدید ، فقر وحشتناک روستایی که حتی بسیار شدیدتر از فقر حاشیه شهر ها است و همین مسئله موجب تقدم رفع نیاز های اولیه به آموزش است؛ نیاز مادران به کار دختران، همکاری دختران در کوچ عشایر، نگهداری از فرزندان کوچکتر خانواده به دلیل فرصت نداشتن مادر برای رسیدگی به آن ها، اهمیت نیروی کار دختر در کوچ عشایر و… البته عوامل به ظاهر اقتصادی گاهی مشکل فرهنگی بود؛ مثل بهانه دوری راه برای مدرسه نفرستادن دختران که گاهی برای آوردن آب مسافت دورتری را طی می کردند.

photo_2017-06-13_18-28-49

عوامل بازدارنده آموزشی که آموزش و پرورش خیلی کم به آن ها توجه می کند و نقش مهمی که در ترک تحصیل و تبدیل شدن به نیروی کار این دختران دارد: شانس دوباره ندادن به دخترانی که دچار افت تحصیلی می شدند و در مقابل تشویق پسران به ادامه تحصیل، نبود معلم زن در مدارس، استفاده از معلمان مرد غیر بومی، رفتار خشن و بازدارنده معلمان، مختلط بودن کلاس ها به ویژه در مناطق جنوبی که دختران زود به بلوغ می رسند، نداشتن فرم مدرسه به دلیل فقر در حالی که اجبار در استفاده از فرم و مقنعه وجود داشت، ناتوانی معلمان در سخن گفتن به زبان مادری و حتی نبود دست شویی در این مدارس (به خصوص برای دختران بعد از سن بلوغ). مرحله سوم طرح گذاشتن این عوامل بازدارنده دوباره، روبروی خانواده ها و پرسش از آن ها: “شما بگویید ما چه کنیم؟” و پاسخ آن ها: ساعت مدرسه را تغییر دهید تا دختران بتوانند به کارشان هم برسند و البته مخالفت یونیسف، چرا که این کودکان نباید کار کنند. در نشست هایی که با خانواده ها داشتیم از آن ها می خواستیم عوامل تسهیل کننده را خودشان شناسایی کنند. این مرحله سوم کمی بعد از انتخابات سال ۸۴ متوقف شد و دسترسی به آمار و ارقام وجود نداشت.

photo_2017-06-13_18-28-18

دکتر مهران به عنوان نکته ی آخر به ظلم و بی احترامی و بی توجهی در این مناطق به اهل سنت و وجود روستاهای فقیر و کپرنشین در استان هرمزگان اشاره کرد و خواستار توجه جدی به پیامد های این مهم از طرف مسئولان شد.

“دکتر پویا علاءالدینی” دانشیار برنامه ریزی اجتماعی دانشگاه تهران در باره عوامل شهری تأثیر گذار در افزایش کار کودکان، برنامه ریزی شهری نابرابر و ضرورت اجرای سیاست اجتماعی بسیار مؤثرتر برای خانوارهای محروم به ویژه با محوریت کودکانشان سخن گفت ایران جزء کشورهایی است که سطح فعالیت اقتصادی و مشارکت نیروی کار در آن پایین است؛ به ویژه شاهد بیکاری گسترده بین زنان و جوانان هستیم. اشتغال هایی که ایجاد شده در بخش عمومی و خدمات (دستمزدهای پایین در یکسو و دلالی های بزرگ در سوی دیگر) است؛ در حالی که در بخش صنعت هم بیشتر توجه به فعالیت های سرمایه بر به جای فعالیت های کار بر شده است. به نظر این استاد دانشگاه مشکل توسعه ایران در این است که ساختار اقتصادی ایران چندان به دنبال درگیر کردن نیروی کار نیست و در بیشتر مواقع فقط در پی کسب رانت است. شهرهای ایران به سرعت رشد کرده اند در حالی که به اندازه کافی مولد نیستند تا درآمد مناسب بوجود بیاورند. در نتیجه بخش زیادی از افرادی که در شهر ها زندگی می کنند فقیرند و با دستمزد های پایین در بخش غیر رسمی اقتصاد شاغل هستند. فقدان مدیریت شهری و بخصوص مدیریت مستغلات باعث بالا رفتن هزینه ها و جلوه گری فقر فیزیکی و فقر شهری شده است.

افزایش نیاز به کار کودک با توسعه نیافتگی ارتباط مستقیم دارد. هم چنین عدم انعطاف بازار کار رسمی در مقابل انعطاف بازار کار غیر رسمی، این گروه های کم زور را جذب می کند. وقتی از کار کودک و مبارزه با آن صحبت می کنیم ، توجه مان به سیاست اجتماعی در زمینه های بهداشت، مسکن، کاهش نابرابری و به نوعی مناسبات کاراست. نیروی کار هر چه از نظر بهداشت و سواد بهتر باشد توسعه را بهتر میسر می کند و در غیر این صورت توسعه دچار مشکل می شود. دولت باید برخی از هزینه های اجتماعی را متقبل شود و بدینوسیله هزینه های توسعه  اقتصادی را کاهش بدهد.

مهم ترین بحث ها در مورد کودکان کار، آموزش و توانمند سازی و نیز سلامت است. سرمایه های انسانی این کودکان، چون سر کار می روند کمتر امکان ارتقاء پیدا می کند و احتمال صدمه خوردنشان هم بسیار زیاد است.  همچنین در محیط های اجتماعی که قرار می گیرند مهارت های اجتماعی شان ارتقاء پیدا نمی کند و این می تواند باعث آسیب های اجتماعی بشود. در دسترس نبودن فضاهای آموزشی در مناطق فقیر شهری، نداشتن حق آموزش به ویژه نزد بعضی خانواده های مهاجر از دیگر مشکلات موجود است. پرداخت “یارانه آموزشی مشروط” توسط دولت به خانواده های کم درآمد راه کار پیشنهادی دکتر علاءالدینی است: “به نظر من کل سیستم یارانه ای کشور باید عوض شود، به خانواده های فقیر تعلق یابد و کودک محور شود.” هدف باید این شود که خانواده های کم بضاعت بتوانند کودک خود را به بهترین نحو ممکن بزرگ کنند. البته الآن بسیاری از کودکان کار شناسنامه ندارند و باید یارانه به تمام این کودکان و خانواده های مهاجر تعلق بگیرد.” به گفته او باید در محلات، یک نهاد مردمی با تسهیلگری دولت و به کمک خود مردم و سازمان های غیر دولتی فعال درست بشود و ساختار جماعتی شکل بگیرد تا از طریق آن بتوان برنامه های یارانه مشروط از این دست و دیگر تمهیدات فقرزدایی و توانمندسازی را به بهترین نحو اجرا نمود.

دکتر”شیرین احمد نیا” جامعه شناس و عضو هیأت علمی دانشگاه علامه طباطبایی، از منظر جامعه شناسی به بررسی و تحلیل پدیده کار کودکان پرداخت. او که مدیر کل پیشگیری از آسیب های اجتماعی سازمان بهزیستی است، خوگرفتن و بی تفاوتی جامعه با پدیده کار کودک را تأثیرگذار توصیف کرد و گفت: تداوم این چنین پدیده هایی محصول نوع درک جامعه نسبت به آن است؛ به طور مثال بعضی از پدیده های خشونت بار  در ایران در نظر عموم مردم، گاه اصلاً خشونت تلقی نمی شود (ازجمله خشونت خانگی که در قالب روابط طبیعی زن و شوهر تلقی می شود) و در نتیجه، جامعه تسلیم شرایط می شود و تلاشی برای تغییر وضعیت انجام نمی دهد و هر کس به نحوی در تداوم شرایط خشونت بار شریک شده و همراهی می کند و به عبارتی، همگی به بازتولید شرایط کمک کرده و سهیم می شویم.  کار کودکان به نظر من از این مقوله است، اغلب ما خیلی راحت در خیابان با کودکانی که فال یا گل یا… می فروشند، جعبه ها را در مغازه ها جابجا می کنند روبرو می شویم و گاهی اوقات حتی کار کودکان را تحسین هم می کنیم”: چه بچه خوبی، به خانواده اش کمک می کند” و از جمله، آن چه مورد غفلت عمومی قرار می گیرد مفهوم “حق کودکی است”. بنابراین هر گونه اقدامی برای مقابله با کار کودک و تغییر آن مستلزم تغییر در نگاه، دید و اعتقادات تک تک ما به عنوان اعضای جامعه است. پذیرش کار کودک به معنای تداوم آن در جامعه و اقتصاد کشور است. تا وقتی به تغییرات ریشه ای معتقد نباشیم، هیچ اتفاقی نخواهد افتاد و مثل پدیده ی بی خانمانی و خیلی مسائل دیگر، نتیجه ای حاصل نمی شود. وقتی صحبت از کودکی از به میان می آید مسائل مثبت مانند بازی، آرامش، کلاس درس و جشن ها و… به ذهنمان می آید ولی می دانیم بحث ترس، خشونت، بی احترامی، گرما و سرما، در مواردی کتک، در مواردی گرسنگی های طولانی و حتی تجاوز و سوء رفتارهای جنسی نیز وسیعاً برای گروهی از کودکان وجود دارند. حسرت هایی که در مورد این گروه ویژه مورد نظرمان است مشتمل است بر حسرت محرومیت از کانون گرم خانوادگی و حمایت اجتماعی، و امکانات و فرصت های رشد و در مقابل، روبرو شدن با انواع مخاطرات زندگی در شرایط مسکن نامناسب، درگیر شدن در انواع  بیماری ها و… است. هر فرد زیر هجده سال از نظر تعریف کنوانسیون بین المللی حقوق کودک، به عنوان کودک به حساب می آید و کار کودک طبق تعریف سازمان بین المللی کار، “هرکاری است که کودکان را از کودکی و کرامت انسانی شان محروم کند و از نظر رشد جسمانی و  روانی به آنان لطمه بزند”.

photo_2017-06-13_18-29-22

احمد نیا اظهار داشت به این تعریف باید رشد اجتماعی را هم افزود و به اهمیت سلامت اجتماعی اشاره کرد که معمولاً مورد غفلت قرار می گیرد و فراتر از سلامت روانی و جسمانی است و این همان چیزی است که جامعه بدان نیاز دارد و باید در جهت تحقق آن کار و سرمایه گذاری نماید. سلامت اجتماعی زمینه هایی را فراهم می کند تا رابطه های سالم، عشق و دوستی، فرصت های اجتماعی، حمایت های اجتماعی و سلامت اجتماعی شکل بگیرد  و این آن چیزی است که کودکان کار از آن محروم می شوند و سلامتی شان لطمه می خورد، او تأکید کرد اگر قرار است کودکان از نظر اقتصادی نیروی کار سالمی در آینده، و وقتی به سن فعالیت اقتصادی می رسند، باشند تداوم کار آنان در کودکی به این هدف لطمه می زند و در واقع، با تداوم کار کودکان، هیچ گونه توسعه ای در آینده شکل نمی گیرد. احمدنیا به عنوان عضو هیأت مدیره انجمن جامعه شناسی ایران، توجه همگان را به این که جامعه درگیر نوعی بی اعتنایی مدنی نسبت به این کودکان است هشدار داد، و اظهار داشت: ندیدن این پدیده، یعنی شریک شدن ما و فارغ شدن تک تک  ما از مسئولیت اجتماعی ای که بعهده داریم. او به فقر و نبود امکانات آموزشی  به عنوان مهم ترین دلایل کار کودکان اشاره کرد و از  آمار۲۰۰ میلیونی کودکان کار در نقاط مختلف دنیا سخن گفت. وی افزود ۱۲۰ میلیون نفر از این کودکان در مشاغل پر مخاطره و در معرض آسیب زندگی می کنند. ۷۳ میلیون کودک زیر سن ده سالگی در مزارع قهوه، کتان و کاکائو در نقاط مختلف جهان کار می کنند.۲۰ میلیون نفر در کارخانجات فرش بافی و نساجی و… مشغول هستند، بسیاری از این کودکان در جنوب آفریقا در منازعات مسلحانه به کار گرفته می شوند و در ازای کارشان دستمزد پایین دریافت می کنند یا اصلا دستمزدی دریافت نمی کنند. بسیاری از کودکان در مشاغل خانگی و برای خانواده هایشان که فقیر و ناتوان در تأمین معیشت خود  هستند کار می کنند و متأسفانه گاهی به رابطه مخدوش والد-فرزندی برمی خوریم که  با نوعی نگاه ابزاری به کودک، اگاهانه فرزندان  را برای کسب درآمد و سوء استفاده از نیروی کارشان به دنیا می آورند و برای همین فرزند پسر را به دختر ترجیح می دهند. احمد نیا سپس به ارائه راه کارهایی پرداخت: از جمله تغییر و باز نگری در سیاست های اقتصادی و اجتماعی دولتی، تأمین درآمد و ایجاد کار و شرایط ایمن برای اشتغال والدین این کودکان، مبارزه با فقر و نابرابری، اقدامات حقوقی و بازنگری در قوانین و مقابله قانونی با کار کودکان، ضرورت ارتقاء مسئولیت اجتماعی نسبت به کار کودک، مقابله با پذیرش و بهنجار سازی کار کودک، تقویت جامعه مدنی، جلب مشارکت مردم، بسیج عمومی مردم، حمایت از فعالیت سمن ها، اقدامات اجتماع محور،کمپین های رسانه ای و اجتماعی و توسعه محلی و نظارت اجتماعی مؤثر از راه کارهایی بود که مورد تأکید قرار گرفت.

“فرشید یزدانی” فعال حقوق کودک که مدیریت  این نشست را به عهده داشت، گفت: باید به این سمت برویم که فعالانه تر با این پدیده بسیار منفی برخورد کنیم؛ زیرا که هیچ توسعه ای با وجود کار کودکان صورت نمی گیرد. پژوهش های انجام شده نشان می دهد که برای ایجاد توسعه باید فقر را از کودکی از بین ببریم تا با کاهش فقر کودکی، فقر اجتماعی هم کاهش یافته و کنترل شود و در نتیجه به توسعه برسیم.

پس از برشمردن دلایل کار کودک از زوایای گوناگون وارائه راه کارهای پیشنهادی از طرف اساتید شرکت کننده در پنل تخصصی “واکاوی کار کودکان” به حضار فرصت داده شد تا پرسش های خود را مطرح کنند.

نمایش فیلم “والدراما” به کارگردانی عباس امینی با محوریت موضوع کودکان کار و بی شناسنامه بخش پایانی این نشست بود که با استفبال حاضران مواجه شد.

 لازم است از اعضای کمیته اجرایی برگزاری مراسم ۱۲ژوئن (۲۲خرداد) که در تمام مراحل انتخاب شعار، طراحی پوستر، مستند سازی مراسم و… مشارکت فعالیت داشتند، قدر دانی شود: انجمن پژوهش های آموزشی پویا،انجمن حمایت از حقوق کودکان، انجمن حامیان کودکان کار و خیابان، انجمن حمایت از کودکان کار، انجمن دوستداران کودک پویش، انجمن شکوفایی استعدادهای کودکان(شکوفا)، انجمن فرهنگی پژوهشی پرنده درخت کوچک زندگی، انجمن یاری در معرض خطر، جمعیت دانشجویی امام علی، مؤسسه ارتقاء کیفیت زندگی ایرانیان(ایلیا)، مؤسسه رویش نهال جوان ، مؤسسه توانمند سازی آوای ماندگار دروازه غار، مؤسسه توانمند سازی زنان و کودکان مهر و ماه، مؤسسه نیکوکاری مهرآفرین پناه عصر، مؤسسه یاریگران کودکان کار پویا.

هم چنین صمیمانه سپاسگزاریم از: جناب آقای “فرشید یزدانی” فعال حقوق کودک که مدیریت پنل را پذیرفتند؛ اساتید گرامی که وقت خود را در اختیار قرار دادند؛ جناب آقای “عباس امینی” فیلمساز محترم جهت در اختیار قرار دادن فیلم زیبای “والدراما” برای نمایش؛ سرکار خانم “فرناز سلیمانی” طراح پوستر ؛ جناب آقای “علی اکبر تاج مزینانی” ریاست محترم دانشگاه علامه طباطبایی و جناب آقای دکتر “مرتضی خرسندی” معاونت محترم فرهنگی دانشگاه علامه طباطبایی و جناب آقای “میرشاهین فاطمی” دبیر محترم انجمن علمی تعاون و رفاه اجتماعی دانشگاه علامه طباطبایی جهت در اختیار قرار دادن سالن و امکانات دانشگاه برای برگزاری مراسم.