Phot-1o
گزارش برگزاری نشست نقد و بررسی طرح ساماندهی کودکان کار و خیابان
تاریخ انتشار: ۳ شهریور ماه ۹۵ 

به دلیل اجرای طرح ساماندهی (جمع آوری) کودکان کار و خیابان از طرف نهادهای ذی ربط طرح، از جمله سازمان بهزیستی، انجمن حمایت از حقوق کودکان جلسه شهریور ماه ۱۳۹۵ خود را به نقد و بررسی این طرح اختصاص داد. این جلسه در اول شهریور ماه در فرهنگسرای شفق،در دو پنل، با مدیریت خانم ثریا عزیزپناه (رئیس هیئت مدیره انجمن حمایت از حقوق کودکان) و همراه با جلسه پرسش و پاسخ برگزار شد.

 در پنل اول خانم دکتر فاطمه قاسم زاده (روانشناس و رئیس هیئت مدیره شبکه یاری کودکان کار و خیابان) و آقای دکتر امیر محمود حریرچی (جامعه شناس) حضور داشتند که در بخش اول به طرح موضوع و در بخش دوم به بیان پیامدهای ناشی از اجرای این طرح از دیدگاه علوم روانشناسی و جامعه شناسی پرداختند. پنل دوم با حضور آقای مهندس مصطفی سراج (مدیر بهزیستی شهرستان تهران)، خانم طاهره پژوهش (نایب رئیس هیئت مدیره انجمن حمایت از حقوق کودکان و ناظر پروژه ناصر خسرو) و خانم مطهره ناظری (حقوق دان و وکیل دادگستری) برگزار شد و در آن از دیدگاه کارشناسان (سازمان بهزیستی، حقوق دانان و فعالین عرصه حقوق کودک) به چگونگی اجرای طرح، جایگاه حقوقی و قانونی آن، و نحوه انجام طرح از دیدگاه انجمن حمایت از حقوق کودکان پرداخته شد.

در ابتدای جلسه پس از طرح موضوع توسط ثریا عزیز پناه به عنوان مدیر پنل، فاطمه قاسم زاده سخنان خود را با اشاره به چگونگی ایجاد طرح این گونه آغاز کرد: پس از تاکید رهبرجمهوری اسلامی بر حل آسیب های اجتماعی، شورای اجتماعی کشور با ۱۸ عضو تشکیل گردید. این شورا در طی نشست های خود ۱۸ آسیب اجتماعی را مطرح کرده است که از این میان ۵ آسیب با اولویت بیشتر در نظر گرفته شده. برای رسیدگی به این آسیب ها یک سازمان اصلی، یک سازمان همکار و سازمان های معین که شامل سازمان های مردم نهاد نیز می شود، تعیین شده. از جمله آسیب های با اولویت بالا، مسئله کودکان کار و خیابان بود که طرح ساماندهی کودکان کارو خیابان به عنوان راه حل مطرح شد. در ادامه صحبت، فاطمه قاسم زاده به ذکرمواردی که در ذیل آمده پرداخت:

۱- گروهی از معضلات به اشتباه جزء آسیب های اجتماعی در نظر گرفته شده اند؛ همانند طلاق یا کودکان کار و خیابان. موضوعات مطرح شده به نفسه آسیب نیستند بلکه می توانند سبب آسیب اجتماعی شوند.

۲- چگونه شورای اجتماعی کشور با برگزاری دونشست، مسئله آسیب های اجتماعی را مطرح، آن ها را شناسایی، و راه حل را پیدا کرد و در ادامه چگونه تجارب اندوخته شده طی دهه گذشته برای مبارزه با این معضل اجتماعی نادیده گرفته شده است. هنگامی که تجربه نشان می دهد که طرح جمع آوری کودکان کاری اشتباه بوده، طرح ساماندهی ایشان هم راه حل مناسبی نیست وطرح حمایت اجتماعی که برای اجرا مطرح شده بود اجرایی نشد. شورا چند قدم به عقب برگشته و موضوع به صورت طرح جمع آوری کودکان کار و خیابان به منظور بهبود چهره ی شهر از سر گرفته می شود. ۳- استفاده نامناسب از لفظ”جمع آوری” در طرح ساماندهی کودکان کار و خیابان شایسته هیچ انسانی نیست.

۴- چرا همه کودکان حتی آنان که خانواده دارند در این طرح به مراکزبهزیستی برده می شوند؟ مگر مددکار اجتماعی در برخورد اول می تواند تشخیص دهد که خانواده وی بدسرپرست است که کودک به مراکز بهزیستی فرستاده می شود؟ آیا سنجش این موضوع و دادن حکم برای فرستادن کودک به مراکز بهزیستی در خیابان ممکن است؟ یا باید به دادگاه محول شود؟ زندگی با خانواده و بهره بردن از محیط خانواده از جمله حقوق هر کودک می باشد. ۵- این طرح، امنیت خاطر را که از حقوق هر کودک است سلب می کند و باعث ایجاد ترس، اضطراب و در نتیجه حس خشونت می شود. ۶- اجرای این طرح باعث ایجاد حس انتقام گیری از جامعه در کودک می شود. ۷- کودکان به جای کار در خیابان به کارهای زیرزمینی و فضاهای کارگاه های کوچک کشیده می شوند که نظارتی بر آن نیست و خیلی وقتها شرایط برای کودک سخت تر می شود. ۸- اگر مشکل اقتصاد حل شود، به کاهش آسیب کودکان کار و خیابان نیز کمک می شود. فقر عامل اصلی به وجود آمدن این معضل اجتماعی است. ۹- هیچ آسیب اجتماعی با برنامه ضربتی حل نمی شود. حل آسیب ها نیازمند برنامه میان مدت است.

امیر محمود حریرچی، دیگر سخنران پنل اول، در سخنان خود این مطالب را بیان کرد: ۱٫ وقتی به مشکل نمی پردازیم، یک مشکل تبدیل به آسیب می شود و اگر باز رسیدگی نشود تبدیل به بحران شده و باز اگر به آن نپردازیم همچون آواری می شود که به نابودی کل می انجامد. ۲٫ اختلاف آمار موجود میان تعداد افراد ۱۶ تا ۱۹ ساله و تعداد ثبت نام شدگان در مدارس، عمق بحران را نشان می دهد. ۳٫ حق بر تکلیف اولویت دارد. وقتی به کودکان می گوییم نباید کار کنند، باید حقوق ابتدایی شان را به آنها داده باشیم. در غیر این صورت باید کودکان کار را ستم دیده بدانیم، نه آسیب دیده. حقوق شهروندی باید رعایت شود. ۴٫ هیچ برنامه ای اگر با سنجش در قاعده جامعه همراه نباشد موفق نیست. امروز دنیا به این نتیجه رسیده است که رویکرد بالا به پایین پاسخ گوی حل مسائل جامعه نبوده و قاعده جامعه باید در حل مسائل دخیل باشد. ۵٫ خانواده ها باید توان مند شده و حمایت شوند. مسئول حمایت از خانواده ها دولت است وانجمن های مردم نهاد به عنوان اتاق فکر عمل می کنند و تحقیقات و بررسی ها را انجام می دهند و در موارد جزیی که دیگر حمایت از عهده دولت خارج است؛ وظیفه حمایت را دارند.

پنل دوم با سخنان مصطفی سراج آغاز شد که نکات زیر از موارد مطرح شده توسط وی است:

۱- در مسایل اجتماعی، شرکا، مردم و سازمانهای مردم نهاد هستند. ۲- کلمه “جمع آوری” در طرح ساماندهی کودکان کارو خیابان اشتباه است و من به شدت نسبت به استفاده از آن موضع گیری کرده و می کنم. ۳- نکات مثبت و منفی طرح باید در کنار هم دیده شود. اولین بار است که هیچ دستگاهی اعم از شهرداری یا انتظامی در این طرح دخالت نمی کند و حتی در ماشین های جمع آوری هم حضور ندارد. ۴- چند سالی است که بهزیستی هم در صدد حمایت از خانواده برآمده و طرح کودک و خانواده مطرح شده است. همچنین برای حمایت از این طرح مراکز شبانه به مراکز روزانه تغییر داده شده اند. ۵- اعتبارات سازمان های دولتی سالیانه پیشرفت چندانی ندارند، بنابراین مسئولیت های گسترده ای را نمی توان برعهده گرفت. سپس مطهره ناظری مطالب حقوقی مرتبط با طرح را بیان کرد و با بیان این نکات به بررسی قوانین داخلی و بین المللی راجع به کودکان کار و خیابان پرداخت و مجری و متولی طرح و حد وظایف ایشان را مطرح کرد:

۱- بر طبق قانون کار، ممنوعیت کار اجباری در مورد کودکان زیر ۱۵ سال وجود دارد. کودکان ۱۵ تا ۱۸ سال کارگر نوجوان محسوب می شوند و در صورتی می توانند کار کنند که آن کار، زیان آور و مضر برای سلامت ایشان نباشد. البته گارگاه های زیر پنج نفر و شغل کشاورزی مستثنی از حقوق کار می باشند که این خود ایراد قانون گذاری است و باعث بهره کشی از کودکان نیز می شود. ۲- بر طبق قانون، مشاغل کاذب از جمله دست فروشی و تکدی گری هر کدام قانون منحصر به خود را دارند. دست فروشی به عنوان سد معبر تخلف محسوب می شود و تحت این عنوان به آن رسیدگی می شود. تکدی گری جرم است و برای افرادی که کودکان را وادار به این کار کنند، مجازات بین ۳ ماه تا ۲ سال حبس تعیین شده است. ۳- سند بین المللی که ایران در سال ۱۳۷۳ آن را امضا کرد، پیمان نامه جهانی حقوق کودک است که در آن به ممنوعیت کار کودک اشاره شده. ۴- آیین نامه ساماندهی کودکان کار و خیابان در سال ۱۳۸۴ تصویب شد و به موجب آن سازمان بهزیستی متولی اجرای آن است. طبق این آیین نامه کودک خیابان، هر فرد زیر ۱۸ سال است که به صورت موقت یا دائم در خیابان به سر می برد؛ اعم از اینکه سرپرست داشته باشد یا خیر. سه نوع مرکز اقامت نیز در این آیین نامه تعریف شده:مرراکز اقامت کوتاه مدت (۲۱ روز)، مراکز اقامت میان مدت (۱ سال) و مراکز دراز مدت (۱۸ سال). مراکز دراز مدت فقط مخصوص کودکان بدسرپرست یا بی سرپرست است که مراجع قضایی می توانند دراین باره حکم دهند. در حال حاضر مراکزی با این تقسیم بندی وجود ندارد.

۵- صرف نظر از ناکارآمدی قانون و نبود ضمانت اجرا، تعامل مثبت و اجماع و تمکین به قانون موجود، می تواند شرایط کودکان کار را بهبود بخشد. در ادامه جلسه، طاهره پژوهش که با شروع طرح، همراه یکی از ماشین هایی که برای جمع کردن کودکان کار و خیابان، عازم محل کار کودکان شده بود تا از نزدیک با جریان اجرای آن آشنا شود، از دیده ها و شنیده های خود در این همراهی گفت. یکی از این تجربه ها ملاقات دو خانم بوده که یکی از ایشان به عنوان مادر سه فرزند ، خواسته که فقط بهزیستی با ایشان کاری نداشته باشد، چون آنها کار می کنند و خرج خودشان را در می آورند. تجربه دیگر، صحبت با سه کودک آدامس فروش بود که به بهانه ی برده شدن به جایی راحت تر و این قول که اگر مایل باشند می توانند هر زمان که بخواهند آنجا را ترک کنند، به مرکز یاسر برده شده بودند. آنها گفته بودند که “حالا که می خواهیم برویم خانه، نمی گذارند، حتی پدرمان آمده دنبالمان اما نگذاشتند ما برویم.” طاهره پژهش در ادامه اضافه کرد که پس از سه روز و مراجعه دوباره به مرکز یاسر، هنوز آن سه طفل آنجا بودند و البته فقط همان سه کودک در مرکز یاسر حضور داشتند. وی پس از بیان این تجارب، تنها راه حل برای معضل کودکان کار و خیابان را حل مشکل اقتصادی خانواده ها دانست و معتقد بود اگر ۷۰۰ میلیون تومان هزینه اجرای این طرح فقط در جهت برطرف کردن مشکلات اقتصاد خانواده ها استفاده می شد، نتیجه بهتری بدست می آمد. او در پایان اشاره کرد که هر فرد در سطح خودش -از سیاست گذار تا شهروندان- باید تلاش کنند تا کودکان زندگی راحتی داشته باشند.

در پایان جلسه، ثریا عزیزپناه به طور خلاصه ابن گونه به جمع بندی مطالب مطرح شده پرداخت: مهم ترین وجه هر برنامه ای در حوزه کودکان، پاسخ گویی به این سوال است که “آیا کودکان محور این برنامه هستند یا نه؟” که به نظر می رسد در اجرای طرح سامان دهی کودکان کار و خیابان، منافع عالیه کودکان، به اندازه کافی مد نظر قرار گرفته نشده و شاید وجود شهری بدون حضور کودکان کار و خیابان در نظر بوده است. جلسه شهریور ماه انجمن حمایت از حقوق کودکان، با پرسش های حاضران در جلسه و پاسخ سخنرانان به پایان رسید.

منبع: به نقل از سایت انجمن حمایت از حقوق کودکان