IRSPRC.logo
کودکان کار خشمگین و افسرده می شوند
تاریخ انتشار: ۳۰ فروردین ماه ۹۵ 

دکتر شیوا دولت‌آبادی در گفت‌وگو با  روزنامه آرمان مطرح کرد : کودکان کار خشمگین و افسرده می‌شوند.

 مساله کودکان کار و خیابان معضل امروز و دیروز جامعه ما نیست، بلکه این نارسایی مولود جامعه صنعتی و مدرن است. هر چند برنامه‌های فراوانی از سوی مسئولان برای حل و فصل این معضل ارائه شده است، اما نتایج گواه وجود نارسایی‌هایی در رسیدگی به این آسیب اجتماعی است.بروز هرگونه آسیب برای کودک امروز یعنی بزهکاری و انواع آسیب‌های اجتماعی در جوان آینده. بنابراین هرگونه برنامه‌ریزی برای کودک در معرض آسیب امروز یعنی کاهش آسیب‌های اجتماعی در بزرگسالی و آینده این قبیل کودکان! آنچه در ادامه می‌خوانید نظرات شیوا دولت‌آبادی، مدیرعامل انجمن حمایت از حقوق کودکان، درباره کیفیت رسیدگی به وضعیت کودکان در معرض آسیب است.
 در سال‌های اخیر نسبت به وضعیت کودکان کار بیش از پیش هشدار داده شده است. مشکلات اصلی کودکان کار ایران که به هر دلیلی از تحصیل محرومند چیست؟
رشد اجتماعی فرایندی است که در آن انگیزه‌ها و رفتارهای فرد در قالب هنجارها، مهارت ها، نگرش‌های اجتماعی و… شکل می‌گیرد. اکتساب و به کارگیری مهارت‌های اصلی به عنوان رشد اجتماعی یکی از مولفه‌های اجتماعی مهارت محسوب می‌شود و به همین دلیل به دست آوردن امکانات مختلف برای گذران دوران رشد از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. برای والدین کودکان در معرض آسیب دارند، آنها را قربانی سرنوشتی ناخواسته کرده و همین امر منجر به پرورش نسلی با کمبودهای بسیار شده است. به طور معمول کودکان کار سرنوشتی مشابه والدین خود داشته و از آنجایی که از امکانات کافی برخوردار نبوده‌اند به زندگی در حاشیه جامعه رانده شده‌اند.
1903438
 بروز این نارسایی‌ها در کودکان چه تبعات اجتماعی و روانی را در سنین بزرگسالی در پی دارد؟
 زندگی حاشیه‌نشینی همراه با فقر و نداشتن چشم‌انداز امیدبخش نسبت به آینده آسیب‌های گوناگونی را برای شخصیت افراد در پی دارد. به طور معمول انسان‌هایی که از شرایط کم و بیش عادی و مساعد محروم هستند در آنها احتمال بروز واکنش‌های روانی در قالب خشم و افسردگی بیشتر است. گرچه این ویژگی‌ها را در همه انسان‌ها می‌توان مشاهده کرد، اما در بین اشخاصی که به طور مستمر وضعیت خودشان را منفی ارزیابی می‌کنند و جایگاه مناسبی برای دستیابی به جامعه و برآورده کردن نیازهای خود ندارند، طبیعی است واکنش‌های روانی در قالب خشونت و افسردگی‌ها بیشتر مشاهده ‌شود. اگر این پیامدها بدون نظارت و حمایت از سوی جامعه و خانواده‌ها در قالب خشونت بروز کند می‌توان انتظار گرایش به بزه‌های اجتماعی، اعتیاد و دیگر معضلات اجتماعی را از سوی این قبیل افراد داشت. در ضمن بروز این نارسایی در قالب نوعی بی‌ارتباطی، مسخ‌شدگی، عدم تعلق جدی به جامعه و دیگر جریان‌ها بروز می‌کند که همین امر روند سرخوردگی و به حاشیه رانده شدن این افراد را تسریع می‌کند. تولید نسل در این چرخه با امید به بهبود شرایط ارتباط چندانی ندارد و در بین این افراد توجه به زندگی‌های لحظه‌ای مشاهده می‌شود. بنابراین برای کاهش هرگونه نارسایی و تبعات آن باید در درجه اول با فقر مقابله کرد. با ایجاد بستر آموزش و زندگی مطلوب برای این کودکان می‌توان زمینه آموزش‌های عادی، سازمانی و ارائه خدمات مددکاری و روانشناسی را به وجود آورد و به این ترتیب قبل از اینکه فقر صدمات خود را به شخصیت این افراد وارد کند باید شرایط وصل شدن آنها به پیکره جامعه را فراهم کرد.
 در چند سال اخیر آمار و اخبار متعددی از افزایش بروز نارسایی‌های اجتماعی مشاهده می‌شود؛ آیا زمان آن فرا نرسیده که نهادی به عنوان متولی اصلی اقدامات حمایتی را برای این افراد در جامه مهیا کند تا کمتر شاهد پرورش کودکانی در معرض آسیب باشیم؟
 برای هر کمک اساسی در پیشگیری از شرایط آسیب‌زا در بین نهادها و انسان‌ها یک عزم جدی و فراگیر لازم است. در سال‌های اخیر شاهد فعالیت‌هایی از سوی وزارت کار با هدف ایجاد ارتباط موثر با سازمان‌های مردم نهاد بودیم، ‌اما این اقدامات در مقایسه با ابعاد تولید این نوع کودکان در جامعه از فراوانی اندکی برخوردار است. برای حل این معضل می‌توان با شناسایی نهادهای مردمی شاهد اقدامات ثمربخش بود، به این ترتیب حل هر معضل و نارسایی در محل شکل‌گیری آن و با شناخت آن باید انجام شود.

  چندی پیش فاطمه دانشور، عضو شورای شهر تهران در زمینه فروش کودکان و افزایش این معضل نظراتی ارائه کرد. به نظر می‌رسد آسیب‌های اجتماعی نوظهوری جامعه ما را در حال حاضر تهدید می‌کند، به نظر شما این نارسایی‌ها تحت چه اقداماتی در جامعه ما کاهش می‌یابد؟
باید در زمینه نحوه تولید این معضل به واکاوی نارسایی‌های و اقدامات کارشناسی پرداخت. باید در نزدیکی محل بروز این مشکلات پایگاه‌هایی برای نظارت، پیشگیری و… ایجاد شود. اماکنی همچون خانه خورشید سال‌هاست در نزدیکی و دسترس زنان تحت آسیب در اماکن آسیب خیز دایر شده‌اند و به ارائه خدمات به مددجویان می‌پردازند. هم‌اکنون خانه‌های کودک در مناطق آسیب‌خیز مشغول به کار هستند و اگر به شکل تنگاتنگ برای آنها برنامه‌ریزی شود بسیاری از نارسایی‌های آنها نیز به طور جدی مورد توجه قرار گرفته می‌شود و طبیعی است که می‌توان از بروز بخشی از نارسایی‌ها جلوگیری کرد. این در حالی است که متاسفانه هنوز موضوع کودکان کار به درستی کنترل و مدیریت نشده و ضعف اصلی در این است که مشارکت و هماهنگی بین بخشی در حل این معضل بین دستگاه‌ها وجود ندارد. وضعیت کودکان کار و خیابان در شهر تهران پیچیدگی‌های خاص خود را دارد، اگر بخواهیم ریشه مشکلات را از منظرهای متفاوت همچون شورای شهر یا بهزیستی و دیگر مراکز ذی‌ربط مورد توجه قرار دهیم باید به موضوع ضعف قوانین در حوزه کودکان کار اشاره کنیم؛ زیرا بزرگ‌ترین مشکلی که امروز گریبان فعالان و برنامه‌ریزان حوزه کودکان کار را گرفته است، موضوع نبود قانون برای مداخله مددکاران به وضعیت این کودکان است.

منبع:

سایت انجمن حمایت از حقوق کودکان