1386421597_21164
نقدی بر نگاه آقای هوشنگ مرادی کرمانی درباره ی کار کودکان
تاریخ انتشار: ۴ آذر ماه ۹۴ 

پیرو درج مطالبی از قول آقای هوشنگ مرادی کرمانی تحت عنوان  ” پیرو درج مطالبی از قول آقای هوشنگ مرادی کرمانی تحت عنوان  ” این کودکان معجزه می سازند ” در صفحه ۱۶ شماره ۳۳۶۰ مورخ ۱۴/۷/۹۴  روزنامه ی اعتماد ،  خواهشمند است نکات ذکر شده ی ذیل را به منظور تنویر افکارعمومی در همان صفحه  منتشر فرمائید” در صفحه ۱۶ شماره ۳۳۶۰ مورخ ۱۴/۷/۹۴  آن روزنامه،  خواهشمند است نکات ذکر شده ی ذیل را به منظور تنویر افکارعمومی در همان صفحه  منتشر فرمائید

ضمنآ به عرض می رساند هدف از  تحریر این مرقومه، علاقمندی و احساس مسئولیتی ست که در  قبال آن روزنامه ی وزین  و در قبال  نویسنده ای ارزشمندی همچون جناب آقای هوشنگ مرادی کرمانی در خود احساس می کنم می باشد.چرا که به خوبی واقف هستید، عرصه ی کار کودک یکی از پر آسیب ترین ترین حوزه ها برای زندگی کودکان و جامعه ِ بوده و هر روز زندگی و آینده ی میلیون ها کودک را در سراسر جهان دستخوش آسیب و تباهی می سازد و انتخاب عنوان ” دفاع تمام قد از کودکان کار ” برای مطلب مورد نظر، اشتباهی ست که به نظر می رسد سهوآ از طرف مسئولین مربوطه در آن روزنامه به مطلب مورد نظر اطلاق گردیده است، زیرا که در این سخنان، جناب آقای مرادی کرمانی نه تنها هیچگونه دفاعی از کودکان کار ننموده است، بلکه برعکس، ایشان به جای کودکان کار، با بیان نظریات خود، بطور تمام قد از کار کودکان دفاع نموده و به آن  مشروعیت بخشیده اند.

اگر چه به عنوان نویسنده ای ارزشمند در حوزه ی کتاب کودک احترامی ویژه برای جناب آقای مرادی کرمانی قائلیم،  ولی از آنجا که نگاه سنتی که ایشان  به آن استناد ورزیده اند، یکی از موانع فکری  پردامنه  و ریشه داری است که پیش روی تلاشگران عرصه ی مبارزه علیه کار کودک، در مواجهه با لایه های مختلف مردم قراردارد و با توجه به اینکه اشتهار و  پایگاه اجتماعی آقای مرادی کرمانی و نقطه نظر های ایشان در این باره،  می تواند منجر به  تقویت و گسترش باورهای غلط موجود درجامعه گردد، برخود واجب می دانیم در چهارچوب محدودیت های موجود نسبت به این مسئله روشنگری نمائیم.

نگاه ذکر شده درباره ی کار کودک، نگاهی به شدت سنتی و در عین حال  پارادوکسیکال است، این نگاه، سنتی است به دلیل اینکه از دیر باز بسیاری از مردم در مواجهه با سختی ها و نابرابری ها و هنگامیکه راه گریزی نمی یافتند، ناگزیر به ناملایمات تن داده و سختی کشیدن رافرصتی ارزشمند برای ساخته شدن تلقی می نموده اند،  تا آنجا که هریک از ما به کرات  شنیده ایم که  می گویند “بگذارید بره سربازی مرد بشه ” ، ” بگذار سختی بکشد آبدیده بشود ”  و مثالهائی از این قبیل.  تردیدی نیست که در شرایط دشوار قرار گرفتن جوهره ی استعداد و تلاش را در آدمی فعال می کند،  اما باید توجه داشته باشیم برای چه کسانی و در کدام شرایط؟ و اگر امروز صحبت از تلاش برای لغو کار کودک و یا متوقف نمودن آسیب های ناشی از کار برای کودکان است، هدف پایبندی به وظایف و تعهداتی ست که جامعه و بزرگسالان در قبال کودکان خود دارند و باید به خاطرداشته باشیم  اصل سختی کشیدن برای ساخته شدن آن هم از طریق مشروعیت بخشیدن به کار کودکان  به هیچ وجه نبایستی نافی مسئولیت خطیری که بزرگترها و مسئولین یک جامعه در قبال کودکان دارند گردد. برای آموزش و ساختن شخصیت کودکان قطعآ روشهای علمی و بدون آسیب دیگری  نیز وجود دارد. چرا باید از طریق کار زود هنگام کودکان را در معرض آسیب و تباهی قرار دهیم تا ساخته شوند ؟ آگرفقر و  کار کودک می توانستند معجزه کرده و انسانهای بزرگ تربیت نمایند، قطعآ کشورهائی فقیرجهان مانند اتیوپی و ماداگاسکار و یا بسیاری از دیگر کشورهای آفریقائی یا آسیائِی که بیشترین آمار کار کودکان را دارند امروزه بایستی بیشترین آمار نابغه و انسانهای خود ساخته را داشته باشند  و برعکس کشورهائِی که موفق گردیده اند گامهای موٍثری درمحو کار کودک و  صیانت از حقوق کودکانشان بردارند، امروزه می بایست با قحط رجال مواجه باشند.

آقای مرادی کرمانی و دیگر مدافعین این دیدگاه  همواره دوران کودکی خود را با وضعیت کودکان امروز مقایسه می نمایند . اگر چه پدیده ی کار کودک از دیر باز در کشور ما و بسیاری از دیگر کشورها ی جهان سابقه داشته  است و مردمان نیز از روی ناچاری و یا بعضآ از روی نا آگاهی، کمابیش با این پدیده کنار آمده و زندگی گذرانده اند ولی موضوعی که باید پذیرفت و به آن اذعان داشت این است که این پدیده در گذشته و حال همواره برای کودکان سخت و جانفرسا بوده  است و رد پای این واقعیت تلخ را حتی در نوشته ها و خاطرات دوران کودکی جناب آقای مرادی کرمانی نیز به وضوح می توان یافت.  پرسش اساسی در این باره این است که آیا ما می توانیم آینده را با خط کش گذشته اندازه گیری نمائیم؟ آیا به استناد شرایط خودمان در گذشته که همگی کار کرده ایم اجازه داریم نسخه ی کار برای کودکان امروز صادر نمائیم؟ آیا شرایط فکری، فرهنگی، اقتصادی، جمعیتی و مناسبات حاکم بر محیط های کاری امروز را می توان با گذشته مقایسه نمود؟

 آیا می توان شرایط روانی کودک کار شصت سال قبل ( دوران کودکی جناب آقای مرادی کرمانی) در یک روستا و یا حداکثر در یک شهر کوچک را که با پوشش عاطفی – روانی ودرکنار خانواده  و در میان بافت فرهنگی، گویشی، اعتقادی خود و حتی در میآن ترکیب طبقاتی نسبتآ همسان خود  صورت می گرفته را با شرایط کار کودکان امروز (بویژه در شهرهای بزرگ) که توام بابحران هویت، صدمات عاطفی، مشکلات روحی – روانی، سوء استفاده و تعدی و احساس حقارت ناشی از نوع گویش و یا نوع پوشش برای کودکانی که بتازگی از روستائی و یا شهری  و یا کشورمحروم دیگری مهاجرت نموده اند را مقایسه نمود؟ استاد مرادی کرمانی اشاره نموده اند که هشتاد درصد انسانهای بزرگ در کودکی کار کرده اند، صرف نظر از اینکه این عدد هشتاد درصد از کجا آمده و  چقدر صحیح است و نیز صرف نظر از اینکه بخواهیم مجددآ در باره ی تفاوتهای کار کودکان در گذشته و حال سخن بگوئیم، آیا ایشان از خود پرسیده اند چه درصدی از کودکان در مسیراجبار به کار و براثر سوانح ناشی از کارو یا دیگر صدمات ناشی از قرار گرفتن در شرایط آسیب، از بین رفته اند؟

و یا چه درصدی از کسانی که امروز با القابی مانند بزهکار و یا اوباش و اراذل در زندانها به سر می برند و معصومانه (معصومانه به دلیل آنکه آنان قربانیان مناسبات محیط اجتماعی خویش اند) به دار مجازات آویخته می شوند، نقطه ی آغاز مشکلاتشان از  دوره ی کودکی بوده ویا کودکی دشواری را پشت سر گذاشته اند و قرار گرفتن در شرایط فقر، بهره کشی و سوء استفاده و اجبار به کار، فصل مشترک زندگی تمامی  آنان بوده است؟ آیا یازخوانی زندگی و سرنوشت تلخ کودک مهاجر با هوشی مانند محمد بیجه که اجبار به کارو  آسیبهای اخلاقی ناشی از قرار گرفتن در محیط آسیب و کار با بزرگسالان و تعدی صورت گرفته روی او، اورا مبدل به جنایتکاری خشن که زندگی خود و بیست و شش  کودک دیگر را به نابودی کشاند، دلیلی کافی بر ضرورت حمایت از حقوق کودکان و متوقف نمودن پدیده ی بی رحم  کار کودکان نیست؟

یکی از جامع ترین تعاریف کار کودک می گوید ” دخالت دادن کودکان در فعالیتهای اقتصادی که موجب محرومیت آنان از آموزش و  دیگر حقوق حقه اشان می گردد و معمولآ با آسیب و بهره کشی همراه است را کار کودک می گویند “

با این تعریف در دنیای پر شتاب علمی امروز آیا  مجاز هستیم کودکی را به بهانه ی ساخته شدن از حقوق بنیادین خود یعنی آموزش، امنیت، بهداشت و تغذیه ی سالم و تفریح و بازی محروم سازیم؟  جناب آقای مرادی کرمانی در بخشی از فرمایشات خود گوئیِ کارکودکان را صرفآ به کار تابستانها  و آن هم در روستاها محدود دانسته اند. جا دارد از ایشان درخواست نمائیم کمی آهسته تر لطفآ ، چرا که مشروعیت بخشیدن به کار کودکان آن هم از زبان فرد شناخته شده ای مانند جناب عالی می تواند برای عوام توجیه گر تمام اشکال کار کودکان و در همه ی شرایط گردد و باید توجه داشته باشیم مشروعیت بخشیدن به کار کودکان مانند سنگ بزرگیست که از بالای کوه می غلطانیم و پس از رها ساختن دیگر نمی توانیم پیش بینی کنیم چه میزان ویرانگری به بار آورده و سر انجام در کجا متوقف می شود.  آیا جناب آقای مرادی کرمانی یا هریک از ما حاضریم به بهانه ی ساخته شدن فرزند ده- یازده ساله ی مان را حتی برای چند شب تا پاسی از شب در سر چهار راهها و یا کارگاهها در دسترس افراد بیگانه قرار دهیم؟ جناب آقای مرادی کرمانی  کمی آهسته تر لطفآ .توجه داشته باشیم که کلمات ما بار معنائی دارند و در مورد افراد شناخته شده ای همچون جناب عالی این بار  معنائی می تواند به شدت بیشتر باشد. چگونه از شما این گفته ی پارادو کسیکال را بپذیریم که مخالف حمایت از کودکان نیستید ولی در مصاحبه ی مورد نظر از کار کودک به عنوان سنت دیرینه ی خوب و مبارک یاد کرده و از حامیان حقوق کودکان به عنوان مدعیانی با نگاههای مصنوعی یاد می کنید؟

جناب آقای مرادی کرمانی در بخشی از فزمایشات خود با توهینی آشکار،  از کودکان کار خواسته اند با زندگی بجنگند و اجازه ندهند آدمهای مدعی با نگاههای مصنوعی و خیر خواهانه زندگی آنان را به دست بگیرند. بنده به سهم خود به جای آقای مرادی کرمانی از تمام کسانی که عمر و زندگی خود را وقف این کودکان نموده اند پوزش می طلبم. چرا که من نمی دانم استاد مرادی کرمانی تا چه میزان با فعالین عرصه ی مبارزه علیه کار کودک آشنائی دارند و یا چند تای آنان را از نزدیک می شناسند که درباره ی آنان این چنین قضاوت نموده اند، اما بنده انسانهای بزرگ و از خود گذشته ی فراوانی در این عرصه  را هم در ایران و هم در سراسر جهان می شناسم که عمر ارزشمند شان را وقف این کودکان نموده اند  به امید اینکه تنها اندکی از رنجهای آنان بکاهند و اگر امروزدر سراسر دنیا ازکار کودکان به عنوان یک پدیده ی مذموم یاد می شود حاصل تلاش و از خودگذشتگی این انسانهای فداکار و و نگاه انسان دوستانه ی آنان است. که بنده تلاششان را ارج نهاده و برای یکایکشان بهروزی و توفیق نهائی در متوقف نمودن پدیده ی زشت و خشن کار کودک  و برای تمامی کودکان، جهانی انسانی و عاری از هرگونه خشونت و نابرابری آرزومندم.

 قاسم حسنی

یکم آبان ماه  نود و چهار

برای مطالعه مطلب منتشر شده توسط آقای هوشنگ مرادی کرمانی به سایت زیر مراجعه فرمایید:
http://www.etemadnewspaper.ir/Default.aspx?NPN_Id=264&PageNO=16